صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

برندهای موفق ایرانی سرمایه ای پنهان برای اقتصاد کشور
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸
 

سال تولید ملی و حمایت از تولیدات داخلی این نامی است که مقام معظم رهبری برای سال 1391 شمسی انتخاب فرموده اند و بیانگر اهمیت توجه به تولیدات داخلی و حمایت از آنها توسط مسئولان و مصرف کنندگان است.

اگرچه در حال حاضر بخش اعظم درآمد ایران از صادرات محصولات نفتی و گازی است اما چیزی است که دولت قصد رهایی بودجه از دلارهای نفتی را دارد و به فکر افزایش صادرات غیر نفتی و حمایت از آنهاست.

بنابراین حمایت از تولیدات داخلی و تسهیل شرایط صادرات این کالاها که در داخل کشور تولید شده اند و به عنوان محصول ایران شناخته می شوند از جمله برنامه ها و سیاست های دست اندرکاران و دولتمردان کشور است این حمایت از طرف دولت می توان مشوق های صادراتی ، معافیت های مالیاتی ، اعطای تسهیلات ارزی و ریالی و در نهایت کمک به شهرت برندهای ایرانی و البته معرفی و حمایت آنهاست در مقابل سودجویی های احتمالی.

چون به عقیده بسیاری از کارشناسان اقتصادی از جمله کیومرث فتح الله کرمانشاهی در صورت توجه کافی به موضوع برند ایرانی می توان شاهد جهش قابل ملاحظه ای در صادرات غیر نفتی کشور بود.

اما برند چیست؟

طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا برند عبارت اس از : نام ، وا‍ژه یا علامت ، نماد، طرح و یا ترکیبی از همه این موارد به منظور شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده با اهداف ایجاد تمایز در عرصه رقابت است که مورد استفاده آن شرکت قرار می گیرد. بنابراین طبق تعریف بالا حالا که ایران قصد توسعه صادرات غیر نفتی خود را در سطح بین المللی دارد لزوم توجه به این امر یعنی برندسازی و حمایت از ان در عرصه جهانی بسیار مشهود و قابل درک است چون بسیاری از کارشناسان اقتصادی داخلی ایرانی معتقدند که عامل ماندگاری محصول ایرانی در بازارهای جهانی تولید برندی موفق است.

در این ارتباط احمد روستا معتقد است باید در سطح خرد و کلان به مسئله تولید برند ایرانی توجه شود که مبحث خرد آن بحث فروش کالای ایرانی و بحث کلان آن نام ایران است. وی می گوید به عنوان مثال می توان از برند ژاپن نام برد که هم ژاپن و هم کالای ژاپنی به عنوان نام هایی آشنا در ذهن خریدار و مصرف کننده حک شده به این ترتیب که این نام برای مشتری یعنی کیفیت و خدمات پس از فروش عالی آن محصول در کنار چند امتیاز دیگرش.

او می‌افزاید : مسئله تولید برند پدیده‌ای بلند مدت و استراتژیک است و نیازمند مجموعه ای از عوامل اخلاقی ، رفتاری ، ابزاری و ساختاری و به این صورت نیست که همزمان با تولید یک کالا انتظار تولید برندی جدید را داشته باشیم پس در شرایط کنونی ایران و اهمیت توسعه صادرات ملی شاید لزوم توجه به این موضوع به مراتب پراهمیت تر از قبل به نظر برسد و بجاست که با حمایت از برندهای معروف و موفق کنونی علاوه بر حمایت آنها در سطح بین الملل زمینه ساز تولید برندهای موفق دیگری همچون انها با استفاده از تجاربشان باشیم.

 این موضوع باعث پررنگتر شدن تاثیر بخش خصوصی در تحقق این امر خواهد شد و با توجه به قدرت و پتانسیل این بخش می بایست زمینه حضور گسترده خصوصی ها را در عرصه رقابت سالم برندهای تجاری فراهم سازیم. با این وصف نقش بخش خصوصی جهت توسعه صادرات غیر نفتی مهمتر از دولتی ها یا شبه دولتی ها خواهد بود آنهم به دلیل اینکه پشتوانه این گروه از تولید کنندگان صرفا نوآوری و حمایت مصرف کنندگانشان  بوده است اگرچه هم اکنون ایران در زمینه رده بندی جهانی در سال 2009 و 2010 میلادی جایگاه 33 جهان را در رده بندی جهانی ثبت برندهای تجاری را به خود اختصاص داده ولی هنوز فاصله زیادی با جایگاه اصلی صنعت کشور در بازارهای بین المللی داریم پس این موضوع به معنی اتمام حمایت از تولید ملی و البته برندهای تجاری ایران نیست چون برخی از برندهای موفق ایران هم اکنون در سایه حمایت های سنگین دولتی به دست آمده اند و حالا با توجه به اصل 44 قانون اساسی نوبت به خصوصی ها رسیده است.

بنابراین با توجه به مشکلات اقتصادی فعلی در غرب و برخی کشورهای صنعتی دهکده جهانی داشتن یک برند موفق امری ضروری و حفظ آن ضروری تر از تولید آن است چون این برندهای موفق حتی در زمان رکود اقتصادی توان رونق بخشیدن به فعالیت اقتصادی صاحبانشان را دارند البته در کنار ارزش افزوده خود برندها، اگرچه هم اکنون در کشورمان ارزش برند در محاسبات مالی شرکت ها لحاظ نمی شود ولی طبق آمار جهانی ارزش 100 برند برتر جهان طی سال 2010 میلادی بیش از 20 میلیارد دلار محاسبه شده است پس این برندهای موفق هم باعث شهرت مالکشان می شوند و ارزش مادی فراوانی را برای انها به ارمغان خواهند آورد که این موضوع باعث تاکیدی بر لزوم حفظ و حمایت و نگهداری از این برندهاست.

به گفته دست اندرکاران اقتصادی ایران حالا که برخی از برندهای خصوصی ایران به نقطه اوج خود در سطح بازارهای بین المللی رسیده اند هرگز نباید از حمایت آنها دست برداریم و باعث از بین رفتن آنها شویم چون با این کار کالای ایرانی را به نابودی خواهیم کشاند اینجاست که علاوه بر حمایت اینگونه برندهای موفق باید با جدیت مانع از جعل و از بین رفتن آنها در عرصه تجارت بین المللی بشویم.

در این زمینه نهاوندیان می گوید: ما نمی توانیم از برند موفق صحبت کنیم اما نظام حمایت از حقوق مالکیت فکری را در کشورمان اجرایی نکنیم چون این موضوع باعث ثبات کالای ما و کنترل بازارهای جهانی نزی خواهد شد.

در مورد حمایت از ماندگاری برندهای موفق و جلوگیری از نابودی آنها سید جعفر امینی مدیرعامل سابق پارس الکتریک دلیل مرگ برخی از برندهای موفق ایرانی را در کشور فقدان سازمان میراث فرهنگی صنعت کشور می داند و می گوید اگر می دانستیم اینگونه برندهای موفق چه هویتی برای صنعت ما رقم می زنند هرگز چنین ساده نظاره گر مرگشان نمی بودیم. وی در این باره به برندهایی چون کفش ملی، کفش وین و ارج اشاره می کند که متاسفانه به دلیل همین بی توجهی ها اکنون به جز خاطره ای خوش و چند عکس یادگاری از آنها چیزی باقی نمانده است در حالی این برندها زمانی باعث افتخار نام ایران و صنعت کشورمان بوده اند .

همانطور که می دانیم علت به وجود آمدن برند برای ماندگار شدن آن محصول یا خدمات در سطح بازار داخلی و در نهایت بین المللی شدن آن است پس حالا که برخی از برندهای داخلی ما این مسیر را طی کرده اند و به قله موفقیت رسیده اند می توان با نظام قیمت گذاری ، کنترل کیفیت ف تنوع محصول و به روز رسانی کالاهای ساخت ایران و البته با استفاده از بروز ترین سیستم توزیع آنها را در این سطح نگاه داریم و حفظ کنیم نه اینکه فرض کنیم حالا که فلان برند موفق شده پس کار به اتمام رسیده با اینکار به سودجویان امکان جعل برندهای موفق ایران را داده ایم.

شرکت های خصوصی فراوانی امروزه در ایران محصولات تولید خودشان را با بالاترین کیفیت و در سطح بهترین استانداردهای جهانی فراتر از مرزهای کشور به فروش می رسانند و باعث افتخارملی کشور شده اند که می توان در بخش مواد غذایی، پوشاک، لوازم خانگی، مصالح ساختمانی، دارویی و صنایع سنگین و البته پتروشیمی نمونه های فراوانی را نام برد پس بجاست که در سال حمایت از تولید ملی با توجه به اهمیت حفظ و حراست از این برندهای موفق و با کیفیت داخلی آنها را همیشه زنده نگاه داریم و مانع از جعل و یا از بین رفتن آنها شویم. چون این برندهای موفق می توانند هر روز وارد بازارهای جدیدتری نسبت به قبل بشوند و زمینه حضور دیگر برندهای ایرانی را فراهم کنند و در نهایت این نام ایران است که در سراسر جهان به عنوان برندی معروف خواهد درخشید.

اما شاید امروزه معضل تخریب برندهای موفق داخلی به مشکلی بزرگ برای صنایع ایران تبدیل شده است و به دلیل برخی ضعف های فضای رقابتی کسب کار این معضل باعث بروز صدمات جبران ناپذیری در صنعت کشور شده و متاسفانه گاهی شاهد دامن زدن برخی از رسانه ها به این معضل نیز هستیم.

اما از سوی دیگر به عقیده دکتر میراحمد امیرشاهی، استاد دانشگاه برندهایی که با استقبال مصرف کنندگان مواجه می شوند برای صنایع تولید کننده آنها تعهد زا هستند و آنها را مجاب می کنند که همواره به خواست مصرف کنندگان در برابر حفظ و ارتقای کیفیت کالاهایشان وفادار بمانند که این دیگر فایده برندی موفق برای صنایع کشور است.

بنابراین با توجه به نقش رسانه ها و مسئولین باید علاوه بر حمایت تولید کنندگان اینگونه برندها و عدم تخریب آنها بدون دلیل و مدرک وظیفه دارند حقوق مصرف کنندگان را در حین فرهنگ سازی به یاد تولیدکنندگان آن برندها برسانند و مانع از قطع ارتباط این دو شوند چو این ارتباط باعث تقویت جایگاه این برندها در بازارهای داخلی و خارجی خواهد شد. در این زمینه تحقیقات گسترده ای شده که بیانگر این است که شرکت هایی که اینگونه عمل کرده اند رفته رفته به شهرت جهانی و در واقع این برند تولیدی آنها به عنوان سرمایه نامحسوس آنها به حساب خواهد آمد و ارزش این ثروت پنهان به مراتب بالاتر از سرمایه مادی آنهاست و میزان رشد و فزونی آن در قبال رفتار مشتری مداری کاملا تصاعدی خواهد بود.

بنابراین با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر حمایت از تولید ملی به گفته دکتر محمد علی ضیغمی باید دست به دست هم بدهیم تا نام ایران و تولیدات اسلامی ایران را به عنوان یک برند معتبر جهانی در بازارهای بین المللی مطرح کنیم  از این رو با انتخاب کالای مرغوب داخلی و حمایت از ان می توانیم زمینه حضور بین المللی این برندها را تقویت کنیم و حتی از برندهای معتبر ایرانی در سطح جهان جهت ادامه حضور شان حمایت کنیم.

 


 
 
ایران سرزمین شکوه و زیبایی؛ برندی غیر قابل تحریم
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸
 

صنعت سبز گردشگری مدتی است که به دلیل پایداری و درآمدزایی آن از سوی دولتمردان و سیاستگذاران دهکده جهانی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. اکثر کشورهای این دهکده جهانی  (با توجه به رشد و گسترش دنیای ارتباطات و گسترش این صنعت، جهان به دهکده جهانی معروف شده است) در قرن حاضر با توجه به اهمیت اقتصادی گردشگری معروف به صادرات نامرئی با داشته ها و نداشته های خود قصد رونق آن را داخل مرزهایشان دارند. این توجه البته در کشورهایی که اقتصادی متکی به یک محصول همانند نفت و گاز دارند بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر از دیگران است ، با فرض اینکه  این منابع بی پایان باشند کشورهای اینچنینی بازهم  قصد دارند هرچه زودتر اقتصادشان را از قید و بند تک محصولی بودن رها سازندکه یکی از  بهترین و پایدارترین انتخاب ها از نظر کارشناسان اقتصادی در قرن حاضر می تواند رجوع به صنعت سبز گردشگری و سرمایه گذاری های گسترده در آن  باشد.

از این رو تلاش برای کاهش اتکای بودجه کشورها به یک محصول خاص به خصوص موادی مثل نفت و گاز همیشه و همه جا از گفتار و کردار دولتهایشان مشهود بوده و هست بطوری که هر کدام قصد دارند سهم کشورشان از درآمد چند میلیارد دلاری سالانه  صنعت گردشگری جهان را افزایش دهند.

اینجاست که ایران نامی آشنا بین کشورهای متکی به صنعت نفت توجه را به خود جلب می کند . بنابراین با توجه به اقتصاد تک محصولی خود از این قانون مستثنی نبوده و تاکنون بیشترین تلاش را جهت یافتن جایگزینی برای درآمدهای نفتی خود انجام داده است بطوری که به گفته کارشناسان اقتصادی با درنظر گرفتن پتانسیل بالای گردشگری در منطقه بهترین گزینه جایگزینی صنعت گردشگری به جای صنعت نفت داخل مرزهایش خواهد بود.  اما متاسفانه با کمی توجه به آمارهای منتشر شده توسط سازمانی داخلی و خارجی متوجه خواهیم شد  تا کنون این صنعت یعنی گردشگری در ایران به عنوان تمدنی کهن بسیار مهجور مانده و از بی توجهی مسئولان رنج می برد.

ایران با توجه به امتیازات فرهنگی و قومی علاوه بر پتانسیل های تاریخی و طبیعی خود به عنوان هفتمین کشور دارای جاذبه های غنی گردشگری و یکی از مناسب ترین کشورها برای سرمایه گذاری در این صنعت سبز توسط کارشناسان داخلی و خارجی و همچنین نهادهای بین المللی شناخته شده است در حالی که هرگز پتانسیل های موجود در کشور با درآمدهای صنعت گردشگری فعلی آن تناسب نداشته و متاسفانه جایگاه نود و دوم در جذب گردشگران خارجی را به خود اختصاص داده است.

بطور کلی صنعت گردشگری ایران به خصوص در برخی از زیرشاخه های این صنعت همانند گردشگری سلامت با توجه به پیشرفت های علمی و پزشکی کشور، گردشگری طبیعت یا اکو توریسم به دلیل تنوع آب و هوایی ، گردشگری حلال به خاطر مذهب رسمی و گردشگری دریایی با توجه به اقلیم و جغرافیای منطقه از امتیازات ویژه ای برخوردار است که باید مورد توجه بیشتر مسئولان امر برای رشد و گسترش گردشگری  قرار گیرد.

اغلب کارشناسان و دست اندرکاران صنعت گردشگری ایران با توجه به همین امتیازات ویژه ، معتقدند درآمدهای حاصل از این صنعت در صورت برنامه ریزی صحیح و دقیق درکنار استفاده از تجربه دیگر کشورها منطبق با شرایط سیاسی و مذهبی ایران توان جایگزینی درامد صنعت نفت کشور را خواهد داشت.  این امتیاز درحال حاضر اهمیت ویژه ای برای ایران زمین دارد بصورتی که در حال حاضر واقعا می توان درآمد حاصل از صنعت نفت و دلارهای نفتی آن را نادیده گرفت و این ثروت خدادادی را برای نسل های آینده کشور در صنایع و زیرساخت های ایران سرمایه گذاری کرد.

اما از سوی دیگر هستند برخی که معتقدند این آرزویی دست نیافتنی است و عنوان می کنند اگر قصد تحقق آن را داریم ، صنعت گردشگری ایران نیازمند زیرساخت های فراوانی به ویژه در برخی از موارد مثل صنعت حمل و نقل از قبیل دریایی، زمینی و هوایی خواهد بود. حالا اگر نیمه پرلیوان را بنگریم و این صنعت را به عنوان صنعتی لوکس و مقایر موازین مذهبی کشور نپنداریم می توانیم به بهترین شکل ممکن این رویا را به واقعیت تبدیل کنیم و شاهد سرازیر شدن دلارهای غیر نفتی در اقتصاد کشور باشیم.

پس با توجه به شرایط ویژه سیاسی امروز ایران بهترین زمان است که دو بخش دولتی و خصوصی به دور از هرگونه منفی گرایی دست به دست یکدیگر دهند تا در زمینه جایگزینی درآمدهای صنعت گردشگری با دلارهای نفتی اقدام کنند هرچند که به عقیده بسیاری از دست اندرکاران صنعت سبز گردشگری دولت باید فقط به عنوان سیاست گذار در این صنعت حضور داشته باشد و بحث اجرا را به بخش خصوصی واگذار کند و هرگز این بخش یعنی بخش خصوصی گردشگری کشور را رقیب خود نپندارد.

اما چگونه؟!

پاسخ این است که بداخلاقی و کارشکنی برخی از دول غربی نسبت به  ایران امروز موقعیتی طلایی و استثنایی را در اختیار ایران و البته صنعت گردشگری کشور با توجه به پتانسیل های قوی گردشگری آن قرار داده است. این فرصت در حالی به ایران داده شده که تنها چند روز از آغاز تحریم صنعت نفت ایران توسط دولت های غربی سپری شده و با توجه به ذخایر عظیم دلاری و البته راهکارهای اتخاذ شده توسط دولت ایران برای صادرات طلای سیاه و از همه مهمتر به اتکای نیروی متخصص ایرانی هنوز امکان سرمایه گذاری برای فراهم نمودن زیرساخت های مناسب جهت رشد صنعت گردشگری مهیاست و به جای تمرکز متخصصان برای رفع موانع صادراتی نفت و انتقال دلارهای نفتی به داخل جهت رونق اقتصادی کشور،  بی شک می توان به فکر سهولت ورود هرچه بیشتر گردشگران خارجی و دلارهای سبزشان به ایران باشیم . با این روش گردشگران خارجی هستند که ارز مورد نیاز اقتصاد ایران را بدور از هرگونه تحریم و نگرانی با دست خودشان برای ایران به ارمغان خواهند آورد .

این درحالی است که با کمی توجه به آمار در می یابیم برخی از کشورهای دهکده جهانی بدون در اختیار داشتن امتیازات منحصر به فرد ایران زمین در این صنعت سبز یعنی گردشگری بسیار موفق و دقیق عمل کرده اند و البته درآمدهای هنگفتی هم به دست آورده اند از جمله این کشورها می توان به درآمد 25 میلیارد دلاری همسایه شمال غربی ایران یعنی ترکیه در سال 2011 میلادی در مقابل درآمد 4/2 میلیارد دلاری ایران از این صنعت اشاره کرد، از سوی دیگر با توجه نیاز مبرم کشور به امر اشتغالزایی دوباره می توان به امتیازات صنعت سبز گردشگری و جایگزینی آن به جای صنعت نفت در شرایط فعلی ایران اشاره کرد بصورتی که براساس تعریف شورای جهانی مسافرت و گردشگری به ازای هر 6 گردشگر خارجی در کشورهای جهان یک فرصت شغلی ایجاد خواهد شد، پس به این ضرب المثل خواهیم رسید که می گوید:"عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد" .

به نظر دست اندرکاران خصوصی صنعت گردشگری ایران این مسئولان دولتی ایران هستند که باید این فرصت را پاس داشته و با فراهم نمودن زیرساخت های گردشگری کشور و سهولت حضور گردشگران خارجی در ایران صادرات نامرئی را جایگزین صادرات نفت کنند، به عقیده همین کارشناسان بهترین اقدام پس از مهیا کردن زیر ساخت ها حضور گسترده و برنامه ریزی شده دست اندرکاران بخش گردشگری ایران در نمایشگاههای بین المللی صنعت گردشگری در سراسر دهکده جهانی است البته نباید از برگزاری اینگونه نمایشگاهها در کشور که آخرین آنها نمایشگاه صنعت گردشگری در استان فارس بوده غافل شد. اتفاقی که تا کنون بدون برنامه ریزی بوده و همیشه ایران از پرواز به مقصد نمایشگاه های بین المللی جامانده است!.

هرچند برخی از دست اندکاران دولتی و خصوصی حضور گردشگران خارجی در ایران را با فرایض دینی نا همسو می دانند این در حالی است که بسیاری از دست اندرکاران صنعت گردشگری پوشش اسلامی و عقاید مذهبی ایران را دلیل عدم موفقیت صنعت گردشگری ایران نمی دانند و عنوان می کنند مشکل گردشگران خارجی در کشورهای اسلامی حجاب برای بانوان و ممنوعیت نوشیدن الکل نیست  بلکه در قرن حاضر خواسته های گردشگران خارجی تغییر کرده و  بی بدوباری های اخلاقی را هرگز امتیاز برای سفرشان درنظر نمی گیرند بلکه بسیاری از گردشگران خارجی به دنبال معنویات و عرفان سفر می کنند تا اینگونه بی بدونباری ها بنابراین با توجه به این تغییر عقیده گردشگران می توان با یافتن راهکارهای مطابق با دین مبین اسلام نیز شرایط را برای تحقق این امر مهیا کرد و براین موضوع تاکید کرد که هرگز اعتقادات اسلامی مانع از حضور گردشگران خارجی در کشورهای مسلمان نیست چون نمونه بسیار موفق مالزی به عنوان کشوری اسلامی در فهرست کشورهای موفق در صنعت گردشگری جهان مشاهده می شود بصورتی که این کشور توانسته در سال 2011 میلادی 25 میلیون گردشگر را بدون تداخل عقاید مذهبی با رشد صنعت گردشگری در کشورش پذیرایی کند.

اینجاست که  به این نتیجه می رسیم هرگز دین مبین اسلام مانعی برای رونق صنعت گردشگری ایران نبوده بلکه خود به عنوان امتیازی برای رونق گردشگری حلال بین کشورهای مسلمان است و این کم کاری مسئولان و دست اندکاران بوده که این صنعت در کشورمان مهجور مانده چون دین اسلام خود مشوق این امر یعنی سفر و گردشگری بوده است.

اما  در حال حاضر اگر قصد نگرش از بُعد اقتصادی صنعت گردشگری و اهمیت جایگزینی آن  با صنعت نفت داشته باشیم می توان به بیانات مقام معظم رهبری نسبت به پررنگ شدن حضور بخش خصوصی در اقتصاد ملی و همچنین نامگذاری سالهای متوالی برمبنای رشد اقتصادی اشاره کرد و حالا که کارشکنی های غرب برای برخی از برنامه های اقتصادی ایران مشکل ساز شده می توان ساز و کارهای لازم را برای گسترش صنعت گردشگری ایران فراهم کرد تا آسیب پذیری صنایع ایران به دلیل اتکای بودجه دولت به صنعت نفت به کمترین میزان خود برسد.

بنابراین با فراهم شدن شرایط رشد صنعت سبز گردشگری و رونق آن در کشور اگر هم دولت های غربی قصد ادامه کارشکنی ها و ادامه تحریم های صنعت نفت کشور را داشته باشند و به خیال خود باعث اختلال در امور اقتصادی ایران شوند می توان با لبخندی معنی دار به این تفکر نگریست چون ایران دیگر اقتصادی  نفتی نداردکه آنها توان تحریمش را داشته باشند. پس حالا که آنها قصد تحریم نفتکش های ایران را دارند می توان شرایط ورود کشتی های کروز یا همان کشتی های تفریحی را در شمال و جنوب ایران طبق قوانین جاری کشور فراهم کرد و به جای سکوهای نفتی اسکله های مناسب اینگونه کشتی ها و قایق های تفریحی را ساخت تا با آماده شدن آنها حجم انبوهی از گردشگران خارجی را به سرزمین شکوه و زیبایی دعوت کنیم و از بی تاثیری اینگونه بداخلاقی ها و کارشکنی ها براقتصاد ایران برایشان بگوییم و البته جلوی هرگونه تبلیغ منفی علیه ایران و ملتش را بگیریم و در عین حال به دول غرب اعلام کنیم این کارشکنی ها بی اثر شده و هیچ خللی در رشد و شکوفایی اقتصادی ایران ایجاد نکرده بلکه باعث جدایی دلارهای نفتی از اقتصاد ایران و تحقق خواستی دیرینه شده است.

 البته باید به یاد داشته باشیم که هرگز اشتیاق به سفر در ذهن بشر تحریم شدنی نیست و هرگز نمی توان مانع از سفر انسان به دیگر نقاط دهکده جهانی شد و  حالا که جریان سازی مناسبی (جریان سازی به عنوان یکی از موثرترین راهکارهای جذب گردشگر به منطقه ای خاص شناخته شده است) برای ایران توسط رسانه های خارجی انجام شده می توان با تبدیل کردن این تهدید به فرصت از آن به نفع صنعت کشور سود برد و  کسب درآمد کرد.

البته بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که با رشد حضور گردشگران خارجی و آشنایی سرمایه داران خارجی با پتانسیل های موجود در ایران شاهد حضور گسترده آنها در سرزمین ایران خواهیم بود و می توان از اشتیاق اینگونه افراد جهت کسب در آمد برای فراهم کردن شرایط مناسب کاری جوانان ایران زمین استفاده کرد بطوری دیگر نگران عدم سرمایه گذاری خارجی و انحصاری بودن تکنولوژی صنعت نفت در کشور نخواهیم بود .

امید است که برند گردشگری ایران یعنی شعار «ایران سرزمین شکوه و زیبایی» در نمایشگاههای بین المللی صنعت گردشگری در بازارهای هدف به خوبی معرفی شود تا شاهد حضور گسترده گردشگران خارجی در کشورمان باشیم و به جهانیان ثابت کنیم سرزمین شکوه و زیبایی هرگز تحریم شدنی نیست.

عزتی