صندوقچه

دوشنبه هر هفته از رادیو اقتصاد موج اف ام فرکانس98 مگاهرتز با شماره تلفن 22652525 و پیامک300003637 از ساعت 05/12 تا 15/13 پاسخگوی پرسش های شما عزیزان در زمینه گردشگری خواهم بود. برای اطلاع از موضوع برنامه هر هفته و مشارکت در آن می توانید به وب سایت رادیو اقتصاد مراجعه فرمایید و با مشارکت در آن در بهبود کیفیت برنامه بنده را یاری نمایید

مجاز یا غیر مجاز مسئله این است
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

تعدد دفاتر خدمات گردشگری در ایران نشانه رونق نیست!

مدتی است که هرجا و مکانی که نظر می کنید صحبت از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید است و همه منتظر رویدادهای تازه در فضای کسب و کار جامعه هستند. یکی از صنایعی که هم اکنون تشنه تغییرات سازنده است و چشم امید به دولت یازدهم دارد صنعت گردشگری یا همان صادرات نامرئی کشورمان است.

همگی می دانیم ایران به عنوان کشوری پرجاذبه در جهان برای گردشگران با جایگاهی یک رقمی از سوی سازمان جهانی گردشگری انتخاب شده است اما هنوز از این امتیاز خود نتوانسته به خوبی استفاده کند و از آنجایی که گوشه کنار دهکده جهانی صنعت گردشگری را صنعتی خصوصی تصور می کنند این مشکل را از بخش خصوصی می دانند حال آنکه ایران کاملا برعکس دیگران عمل کرده است و تا کنون دولت همه کاره این صنعت پولساز جهانی در کشور بوده است که البته معضلات و مشکلاتی هم به میان آمده اما به هرحال نزدیکی پایان دولت دهم سروصدایی مبنی بر خصوصی سازی گردشگری آغاز و بسیار خبرساز شد فارغ از این که مشکلات چیست و برنامه چه معضلاتی به همراه خواهد داشت، به اولین گروه بخش خصوصی در این زمینه به عنوان اصلی ترین ارگان درگیر صنعت گردشگری یعنی آژانس های مسافرتی و دفاتر خدمات هوایی می نگریم.

بسیاری از کارشناسان اولین معضل در عدم موفقیت گردشگری ایران را پس از حضور گسترده دولت ، در تعدد آژانس های گردشگری ایران می دانند که بدون برنامه و صرفا با روابط برای آنها مجوز صادر شده است . طبق آمار موجود هم اکنون حدود دوهزار پروانه فعالیت برای دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی ایران صادر شده که می توان به جرات گفت همین تعداد هم در بازار سفر وگردشگری ایران به صورت غیر قانونی مشغول فعالیت هستند.

با توجه به اظهار نظر همین کارشناسان این تعدد نه به دلیل رشد و رونق گردشگری کشورمان است بلکه برخی از این امتیاز به عنوان پوششی برای دیگر فعالیت خود یعنی جابه جایی ارز یا ارسال بار استفاده می کنند و هم اکنون به بیماری مهلکی برای صنعت گردشگری ایران تبدیل شده اند و دردسری بزرگ را برای این صنعت ضعیف ایران به وجود آورده است.

محمد حسن کرمانی، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران در این زمینه می گوید با توجه به حرفه و کارم من هیچ جای دنیا این تعداد آژانس هواپیمایی و دفتر خدمات گردشگری باتوجه به تعداد ورودی گردشگر به منطقه را ندیده ام.

به عقیده وی دولت هم اکنون برای سرو سامان دادن به این معضل باید همانند مسئله صرافی ها ی مجاز و غیر مجاز به شدت پیگیر این موضوع باشد تا غیر مجازها را از بازار کار گردشگری کشور خارج کند.

کرمانی می گوید : اوسط دهه هفتاد بسیاری از افراد بصورت سنتی روی علاقه مذهبی مردم به کربلا ، مشهد یا سوریه حساب می کردند و درخواست تاسیس دفتر می دادند و گروهی هم توجه مردم به بازارهای خارجی و البته تفریحات  را دلیل درخواست تاسیس آژانس مسافرتی عنوان کردند که هر دو گروه بنا به دلایلی کاملا واضح هم اکنون در معضلی به نام رکود گرفتار شده اند .

شرایط کنونی گردشگری ایران و جهان با چند سال پیش کاملا متفاوت شده است و دیدگاه گردشگران نیز به مناسبت این موضوع تغییر کردهاست .  بنابراین باید رویکرد آژانس ها تغییر کنند و همگام با نیاز روز جهان پیش برود که این اتفاق در ایران رخ نداده و همان مدیریت سنتی و قدیمی و از همه مهمتر نا آشنایی باعث عقب ماندگی ، رکود و در نهایت ورشکستگی برخی دراین حرفه شده است.

براساس اطلاعات درصد قابل توجهی از آژانس داران هم اکنون با توجه به مشکلات مالی والبته نوسانات نرخ ارز در کشور چندسالی است که با کاهش بسیار زیاد مسافران روبرو شده اند و فقط به فکر فروش بلیت یا پکیج دیگران افتاده اند . این موضوع بنیه مالی آنها را به سرعت ضعیف کرده و گروهی را وادار به بستن دفاتر خود کرده و برخی را هم در دام بدهکاری انداخته است.

کرمانی می گوید اگر در سطح شهر تهران قدم بزنید و به دفاتر گردشگری توجه کنید همگی خلوت و چراغ خاموش حرکت می کنند حال آنکه در گذشته این دفاتر از شور و حال وصف ناشدنی برخوردار بودند و شیک ترین و بهترین دکوراسیون را برای دفتر خود درنظر می گرفتند ، همین تفاوت بهترین نشانه رکود ومشکلات ریشه ای در صنعت گردشگری ایران است.

نا آگاهی بلای جان آژانس داران

اگر از کوتاهی دولت در کنترل صدور پروانه آژانس ها بگذریم به داخل و بدنه این دفاتر سری بزنیم با توجه به همان عوامل اولیه شاهد حضور گسترده افراد غیر حرفه ای و متخصص در این زمینه هستیم. افرادی که حتی درباره جغرافیای کشور و کشورهای خارجی اطلاعاتی ندارند و صرفا برگه های رنگی مقابلشان یا آگهی روزنامه را مطالعه می کنند و با اندکی افزایش قیمت آن را به مشتری تحویل می دهند .برخی از کادر فنی آژانس ها حتی خودشان یکبار به مقصد توری که می فروشند سفر نکرده اند یا اینکه اصلا هیچ اطلاعی از شرایط و امکانات آن منطقه ندارد تا مسافرشان را نسبت به آن آگاه کنند.

به گفته کرمانی این پدیده کاملا مرسوم شده است که کارمندان غیر متخصص و غیر حرفه ای برخی آژانس ها هر روز صبح که سرکار می آیند اول برگه های فکس ، ایمیل و اس ام اس های خود را چک می کنند تا ببینند چه تورهایی برایشان ارسال شده است بعد از آن با فکر دریافت پورسانت از فروش آن پکیج روزکاری خود را شروع می کنند و بالبخندی شیرین مشتری را وادار به ثبت نام در این تور که هیچ شناختی از آن ندارند ، می کنند.

محمدناصر گلدوست به عنوان عضو هیات مدیره و دبیر انجمن، در این زمینه نیز اظهار نظر می کند : این اولین نشانه غیر حرفه ای بودن برخی از آژانس ها در کشورمان است . گرچه این پدیده یعنی ارایه پکیج مسافرتی به همکاران در دیگر نقاط جهان نیز رواج دارد اما در ایران ما شاهد دلال بازی یا گاهی اوقات وجود مافیایی در این میان هستیم.

وی ادامه می دهد و می گوید فرض کنیم من به عنوان آژانس مادر و برگزار کننده اصلی تور اقدام به خرید صندلی هواپیما به صورت چارتر کرده ام و با هزاران بدبختی هتل مناسب شرایط مسافرانم را یافته ام و با او قرارداد بسته ام ، حالا قصد دارم پکیج خودم را در بازار ایران بفروش برسانم که با تعدد بسیار زیاد آژانس ها در جامعه مواجه می شوم. شما تصور می کنید مسافران کمی که هم اکنون در ایران هستند چند درصد احتمال دارد با من ارتباط بگیرند؟ بنابراین ناچار وارد این چرخه می شوم و درمقابل پرداخت پورسانت به دیگران تور خودم را بفروشم .

این اتفاق دو پیامد برای این صنعت یعنی آژانس داری ایران داشته و دارد، اول اینکه سرمایه و انرژی من از بین رفته و دیگران با استفاده از شرایط بد بازار از آن منفعت می برند و دوم اینکه در این موارد اکثرا حقوق مصرف کننده نادیده گرفته می شود چون فروشنده هیچ اطلاعاتی از امکانات تور مورد نظر ندارد و صرفا جملات چاپ شده روی کاغذ را با کمی تغییرات تحویل مشتری می دهد و در نهایت مشتری با پردخت مبلغی بیشتر از مبلغ تور آن را می خرد.

به عنوان مثال سال 1390 تنها در شهر تبریز یکصد مورد شکایت در این زمینه به ثبت رسید که با بررسی آنها مشخص شد در حدود هشتاد  درصد تورهای یاد شده توسط آژانس های واسطه فروخته شده و دفتر برگزار کننده اصلی اصلا در این شهر نیست.

برای حذف دست واسطه ها و عرضه مستیم تورهای استاندارد با همکاری انجمن اقدام به برگزاری جشنواره فروش تور کردیم و با همکاری آژانس های معتبر توانستیم به نتایج خوبی هم برسیم تا اینکه هم از واسطه گری خلاص شویم و هم مشتری بتواند تور مورد نظر خود را با قیمت مناسب خریداری کند.

تورهای مجازی بلای جان آژانس های حقیقی

محمدحسن کرمانی درباره وجود هزاران هزار تبلیغ اینترنتی برای برگزاری تورهای خارجی یا داخلی می گوید : متاسفانه هنوز هیچ قانونی در این زمینه نیست و همین موضوع  برای ما دردسرساز شده و هم بسیاری را در دام کلاهبرداری می کشاند. وی ادامه می دهد مثلا شخصی بااستفاده از اطلاعات خود از کشوری (بخصوص کشورهایی که برای ایرانیان نیاز به دریافت ویزا نیست) و برقراری ارتباط با هتل ها در اینترنت اقدام به انتشار آگهی جهت برگزاری تور می کند . نه دفتر، نه مجوزی هیچ چیزی نیست تا در صورت بروز مشکل بتوان به آن استناد کرد . متاسفانه معمولا مسافران به دلیل تفاوت فاحش قیمتی و البته ناگاهی ، درگیر تبلیغات غیر واقعی این افراد می شود و اقدام به خرید می کنند.

وی ابراز امیدواری می کند که با تغییر مدیریت سازمان میراث فرهنگی این معضل هم در کنار مشکلات دیگر برطرف شود تا شاهد رشد و رونق گردشگری کشورمان باشیم

در خاتمه محمد حسن کرمانی بار دیگر تعدد آژانس های مسافرتی را رونق گردشگری ایران نمی داند بلکه این موضوع را ضعف شدید مدیریت در این شاخه عنوان می کند و می گوید: امیدوارم مطالبات بخش خصوصی بخصوص در بخش گردشگری در این دولت محقق شود که به عقیده من اولین گام بررسی مجوز مجدد آژانس هاست و جلوگیری از فعالیت غیرمجاز ها چه در دنیای حقیقی و چه در اینترنت است.

عماد عزتی


 
 
فصل داغ اردوهای تابستانی
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

تغییر فرهنگ کسب و کار مدیران آینده با برگزاری اردوهای تابستانی

برای بسیاری از دانش آموزان، اردوهای تابستانی محلی برای تجدید دیدارها است. اما اغلب این مراکز برای توسعه توانایی های فیزیکی و ذهنی کودکان هم برنامه دارند. اما آیا چنین مراکزی می توانند همزمان، کارکردی آموزشی و تفریحی داشته باشند؟ فرستادن کودکان به اردوهای تابستانی در بسیاری از کشورها، سنتی عامه پسند است اما اکثر این مراکز در حال حاضر به جز تفریح، برنامه هایی هم برای پوپایی ذهن دانش آموزان ارائه می کنند.  ایران هم به عنوان کشوری که از گذشته در این زمینه فعال بوده فعالیت هایی قابل توجه برای آشنایی کودکان با فرهنگ ، آداب و رسوم یا حتی تصمیم گیری رشته تحصیلی آینده دانش آموزان داشته است اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که می توان با استفاده از تجارب دیگر کشورها در این زمینه ، آینده روشن را برای فرزندان نمان رقم بزنیم .

در این بخش فرهنگی از کسب و کار نگاهی به اثرات و امکانات موجود در این اروگاهها در سایر نقاط جهان خواهیم انداخت تا شاید بتوان راهکاری مناسب برای تابستانی بعدی دانش آموزان به مسئولین ارایه نماییم.

آمریکا: نوجوانان در قالب اردو به دیدار ماقبل تاریخ می روند

در پای رشته کوههای راکی در دِنوِر، مرکز ایالت کُلُرادوی آمریکا، کودکان بر روی فسیل های برجای مانده از دایناسورها مطالعه می کنند. مزیت این کار در این است که کودکان بعنوان مثال می توانند قرار گرفتن در کنار یک ایگوآنادون، دایناسورپرنده دوران پیش از تاریخ را در ذهن خود مجسم کنند.

دانش آموزان هر روز از منطقه متفاوتی بازدید می کنند و چیزهای بیشتری درباره زمین شناسی و دوران دایناسورها یاد می گیرند. این اطلاعات شامل شکل زندگی و گوشتخواری تیرانوسورهای دوره کرتاسه و مطالب بسیار جذاب دیگر می شود. اینگونه است که بسیاری از دانش آموزان علاقمند می شوند در آینده تحصیلات خود را در این زمینه ادامه بدهند.

قالبگیری دندانهای دایناسورها با گچ و یا پی بردن به نحوه تشکیل فسیل ها از فعالیت های دیگر دانش آموزان در این کلاسهاست. والدین رضایت دارند و احساس می کنند فعالیت های تابستانی بر کودکانشان اثر مفیدی می گذارد.

در پایان روز، دانش آموزان فسیل های دست ساز خود را نشان می دهند و به بهترین کار جایزه داده می شود.

ایتالیا: استفاده از املاک مصادره شده مافیا بعنوان اردوگاه تابستانی

بخشی از املاک میشل زازا، یکی از اعضای قدرتمند کامورا (سازمانی مافیایی در منطقه ناپل درجنوب ایتالیا)، بعنوان محلی برای اردوی تابستانی جوانان در نظر گرفته شده است. طی سالهای ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی، او از این مکان یک باند قاچاق بین المللی سیگار و مواد مخدر را هدایت می کرده است.در سال ۲۰۰۹ دولت املاک او را مصادره کرد و حالا این زمین تبدیل به یک مزرعه تولید محصولات لبنی شده است.

با مدیریت مجموعه «لیبرا» تابستانها در این مکان اردوهای ویژه ای تشکیل می شود. «لیبرا» در سال ۱۹۹۵ در حمایت از افرادی که با مافیا و جرایم سازمان یافته فعالیت می کنند راه اندازی شد و شبکه آن، امروز شامل ۱۲۰۰ انجمن است.

در سال ۱۹۹۵ لیبرا با جمع آوری یک میلیون امضا، پارلمان ایتالیا را برای تصویب قانون «اجازه استفاده اجتماعی» از اموال مصادره شده، تحت فشار قرار داد.

پیش از این در اینجا خون جاری بود و حالا اردوگاه تابستانی لیبرا برقرار است. هر هفته حدود ۹۰ دانش آموز داوطلب، در باروری این زمینها همکاری می کنند.

اوکراین: آموزش از طریق فرهنگ و تمدن کازاک ها

در چرکاسی در مرکز اوکراین بچه ها در اردوگاه تابستانی، لباس های محلی و آبا اجدادی خود را بر تن می کنند و بیشتر با آداب و رسوم سرزمین مادری شان آشنا می شوند. برنامه تابستان امسال، دوره تاریخ قرنهای ۱۴ تا ۱۸ میلادی، آنهم به شکلی عملی و در فضای باز است .

با این کار، کودکان هم تفریح و ورزش می کنند و هم درباره فرهنگ و تمدن کازاک ها یا قزاقهای جنوب روسیه چیزهای بیشتری یاد می گیرند، قومی که در تاریخ اوکراین و روسیه همواره نقش محوری داشته است.

برای هر گروه سنی فعالیت ویژه ای در نظر گرفته شده است و نظم و انضباط خاصی بر اردوگاه حاکم است تا سلسله مراتب زندگی نظامی کازاک ها بیشتر برای کودکان نمود پیدا کند. هفت صبح برپا داده می شود و شرکت در تمرینات بدنی صبحگاهی برای همه اجباریست.

فراگیری آشپزی سنتی قزاق ها هم از جمله فعالیت هایی است که شرکت در آنها برای بچه ها اجباری است و یک روز کامل به آن اختصاص داده شده است.

دست آخر اینکه بچه های ۸ تا ۱۵ ساله می توانند برای شرکت در این دوره ۱۱روزه ثبت نام کنند. شهریه آن هم حدودا ۳۰۰ یورو در نظر گرفته شده است.

ایران ما چه امکاناتی دارد

در این زمینه می توان به تنوع آب و هوایی بسیار مناسب کشورمان اشاره کرد که می توان از آن به عنوان بهترین عامل رشد و توسعه مراکز اردگاهی کودکان استفاده کنیم اما مهمترین بخشی که می تواند هم اکنون به یاری آینده و اقتصاد کشورمان آیند سرمایه گذاری در اروگاههایی است که کودکان در آن خود به کشت و صنعت می پردازند .

هرچند هنوز ایران در زمینه زیاد فعال نبوده اما تامین غذای آینده کشور و البته کوچک روز افزود روستائیان از روستاها به شهرها می تواند اصلی ترین دلیل برپایی اینگونه اردوگاهها در مناطق روستایی ومستعد کشاورزی باشد . حال آنکه یکی دوسال است شاهد پخش آگهی های تبلیغاتی برای برپایی اردوهای تابستانی کودکان خارج از ایران برای یادگیری زبان های خارجی تا تجربه زندگی بین المللی هستم.

کارشناسان این رشته معتقدند که با برپایی این اردوگاهها علاوه براینکه زمینه ساز فعالیت اقتصادی روستائیان می شود کودکانمان را هم با اهمیت تامین غذا و البته زنده نگهداشتن روستاها برای آینده کشور آشنا می کنیم . بنابراین این اردوگاهها هرگز فقط تفریح و پرکردن اوقات فراغت نیست بلکه می تواند با برگزاری ارودیی چند روزه و ساده آینده مملکتمان را رقم بزنیم.


 
 
غبارهای قیمتی گوشه و کنار شهرمان
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

شاید به تاریخ و شواهدی از آن علاقه مند باشید و شاید هم استشمام بوی کهنگی اجناس برایتان لذت بخش باشد و به دنبال آن راهی کوچه و خیابان و یافتن سمساری ها یا به قول امروزی ها آنتیک فروشی ها شده باشید. جای تردید نیست که وقتی به موزه برای دیدن اجناس قدیمی می روید، این حس را نخواهید داشت، چون آنجا انواع و اقسام دستگاه ها برای محافظت از اجناس تاریخی استفاده شده که نوستالژی ما با اجناس را کاملا مختل کرده است، اما این مغازه ها یا همان آنتیک فروشی های معروف جایی برای نزدیک شدن به خاطراتمان است که جام جم امروز به یکی از آنها در خیابان منوچهری سری زده و از حال و هوای آن می گوید.

از پشت ویترین به مغازه آنتیک فروشی نگاه کردم، ویترینی کاملا ساده و شیک با موکتی سبزرنگ و تعدادی سنگ عتیقه و مقداری نقره دیدم و هنگامی که کمی خم شدم، طبقه پایین ویترین ترجمه ای دقیق از بازار مکاره دیدم؛ قابلمه مسی، اتو ذغالی، کاسه و بشقاب چینی و گوشه ای هم چند شمعدان جاخوش کرده بودند، اما کاملا خاک گرفته و درهم. فهمیدم که درست آمده ام؛ این همان آنتیک فروشی مورد نظر من است.

دو نفر داخل مغازه بودند و به آرامی من هم وارد شدم، اما با باز کردن درب مغازه نسیمی خنک با همان بوی کهنگی به صورتم خورد. پشت سرم درب را بستم و وارد شدم. اگرچه قبلا حضورم را زنگوله بالای در اعلام کرده بود، اما باز هم با صدای بلند اعلام کردم. پیرمردی آراسته سر از روی کتابی که می خواند بلند کرد و گفت: بفرمایید. با کمی من من کردن ظرف نقره ای را نشان دادم و گفتم: قیمت این چند است؟ پیرمرد نگاهی معنی دار کرد و دوباره تکرار کرد بفرمایید؟

تازه فهمیدم کاملا خراب کردم و تصمیم گرفتم صاف و صادق بگویم خبرنگارم و قصد تهیه گزارش دارم. وقتی پیرمرد این نکته را فهمید صندلی لهستانی قدیمی را نشان داد و گفت بنشین. اگرچه منتظر بداخلاقی او بودم، اما با استکان چایی سر صحبت را باز کرد. از خودش که حدود شصت سال است در این حرفه کار می کند و گفت این شغل زندگی من است و پسرم هم در این مغازه کار می کند که تازه نفر دوم داوود پسر آقا حمزه است.

آقا حمزه گفت هرچه می خواهی به اجناس نگاه کن تا برایت راز و رمز آنها را بگویم، اما فقط آن ردیف؛ سمت چپ مغازه درواقع زندگی من است که توجه من به آنها جلب شد. ویترینی سراسری و کاملا تمیز با کلی اجناس قدیمی مثل شمعدانی های شیشه ای، قوری، فنجان، سینی و جااستکانی های نقره، کلاه، درجه های ارتشی، ساعت زنجیردار و البته مقداری سکه بود. جمعا حدود یکصد قطعه بود و آقا حمزه گفت این موزه کوچک من است و از هجده سالگی آنها را جمع کرده ام، اما بقیه اجناس یا امانت هستند یا برای فروش یا خودم خریده ام. از او درباره نحوه چیدن اجناس که تابع هیچ قانونی نبود، پرسیدم و شنیدم این دقیقا همان چینشی است که مردم به دنبال آن هستند. به عقیده این کهنه کار بازار آنتیک فروشی، مردم میان این نابسامانی به دنبال خاطرات و علاقه هایشان هستند که این خود برای من و همکارانم فرصتی استثنایی است که بدون تردید از آن استفاده می کنیم، هرچه به هم ریخته تر و خاک گرفته تر، باارزش تر و جالب توجه.

اگرچه مغازه های آنتیک فروشی تهران به هر حال از قواعدی خاص پیروی می کنند، اما در شهرستان ها حتی خبری از مغازه نیست؛ بلکه حجره یا دکانی بدون ویترین فروشنده تاریخ است. نه ویترینی و نه نظافتی؛ به طور کلی می توان گفت که برخی از این مغازه ها یا دکان ها کاملا فراموش شده به نظر می رسند، حال آن که آنهایی که باید جلب این بی قانونی می شوند و زندگی در جریان است.

اما نکته جالب درباره همه همکاران من این است که چه جوان و چه پیشکسوت خود کتابچه ناطق تاریخ هستند و تاریخچه کوچک ترین جنس خود تا باارزش ترین آنها را می دانند. حمزه ادامه داد برخی از این تاریخچه سینه به سینه منتقل می شود، برخی هم مستند است و قابل انکار یا دخالت نیست، اما به هر حال همه ما پس از چند سال صاحب نظر می شویم و گاهی هم این دانسته هایمان است که به تجارتمان رونق می دهد.

به حمزه گفتم من حدود دو ساعت است که داخل مغازه شما هستم، اما مراجعه کنندای نداشتی که پاسخ داد خاک خوردن این کار لذت بخش است و با دست به شانه من زد و گفت مشتری من شاید امسال هم نیاید اما وقتی آمد من از آن معامله سود خواهم برد، چون ارزش جنس من هم همانند گذشته نیست. گفت من همین حالا اگر اجناس داخل مغازه را بفروشم حدود یک میلیارد پول گیرم خواهم آمد و اگر به حساب بانکی واریز کنم و سود بگیرم برایم کافی است، اما همین ور رفتن با اجناس خاک گرفته و قدیمی است که باعث جانگرفتم شده.

گاهی اوقات هیچ علاقه ای به فروش اجناس ندارم، اما اصرار مشتری و البته نیاز مالی است که مرا راضی به دل کندن از اجناس داخل مغازه می کند، به هر حال هوای این مغازه برایم آرامش بخش است و امیدوارم پسرم هم با استشمام این هوا انرژی بگیرد.

وقتی کارم تمام شد و قصد ترک مغازه را داشتم، آقای حمزه یک اسکناس 5 ریالی قدیمی را برداشت و داخل پاکت گذاشت و به یادگار به من داد.


 
 
اقامتگاه های متحرک نیاز امروز ایران
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

از گذشته های دور ایرانیان به خوش سفر بودن شهره بودند و هستند. کوچک ترین فرصتی برای گشت یکی دو روزه را درمی یابند و راهی سفر می شوند؛ هرچند ایران هم اکنون به عنوان یکی از پرجاذبه ترین مقاصد گردشگری جهان توسط سازمان جهانی گردشگری معرفی شده، اما این کشور باستانی در زمینه جذب گردشگران بین المللی هنوز موفق نبوده است که بسیاری از کارشناسان داخلی و البته خارجی ها نبود زیرساخت های متناسب با نیاز روز جامعه را از اصلی ترین موانع در این زمینه عنوان کرده اند . اگر با توجه به این فرضیه که یکی از زیرساخت های مورد نظر مراکز اقامتی در کشورمان است و  از گردشگران خارجی ها بگذریم، نوبت به خودی ها می رسد که در می یابیم سفر و گردشگری بین آنها هنوز با استانداردهای بین المللی فاصله زیادی دارد.

بدون تردید همه می دانیم اولین دغدغه هر مسافری طی سفر، محل اقامت و دسترسی به امکانات اولیه زندگی است و بیشتری هزینه در این زمان مربوط به اقامت گردشگران برآورد شده است، بنابراین با فراهم شدن این امکانات در هرجای دهکده جهانی، گردشگران بدون نگرانی بار سفر را زمین گذاشته و اتراق می کنند.

این دقیقا کلیدی ترین نکته برای رشد و رونق گردشگری در هر کجای این دهکده جهانی است. ساخت اقامتگاه های مجلل و استاندارد اولین تصمیمی است که دست اندرکاران گردشگری برای پذیرایی و اقامت گردشگران در مناطق موردنظرشان می گیرند، اما در حال حاضر که هر سوژه ا ی مثل محل دفن زباله ها ، دریاچه های فصلی ، دشت و کوهستان ، معادن متروکه یا هزاران هزار مورد دیگر توان بدل شدن به جاذبه ای با میلیون ها بازدیدکننده را دارد، و توجه به این نوع اقامتگاه های ثابت و سرمایه گذاری در این زمینه هرگز پاسخگوی نیاز امروز جامعه نیست و اگر از دید اقتصادی به آن بنگریم، نه برای سرمایه گذاری مناسب است و نه آرامش خاطری برای مسافران آن منطقه را به ارمغان می آورد.

دکتر رضا ارجمندی، مدرس دانشگاه در این زمینه می گوید: فرض می کنیم برای برگزاری تور ماهیگیری در یکی از مناطق خوش آب و هوای ایران مثل استان گلستان اقدام کرده ایم، توری که حدود سه روز بنا به برگزاری آن داریم به خوبی مورد استقبال قرار  گرفته و سفر آغاز می شود. در این زمینه هرگز نمی توان نسبت به ایجاد یا ساخت هتل در این منطقه سرمایه گذاران را تشویق کنیم چون اولا برنامه ها محدود به فصل خاصی خواهد بود و دوما سرمایه گذار برای دیگر فصول سال چگونه باید امرار معاش کند، بنابرایین هرچند برخی چادر زدن در طول این مراسم را به عنوان راهکاری مناسب در می یابند اما آیا واقعا چادر اولین و مناسبترین گزینه است ؟ اما در منطقه ای  مثل آب گرم سرعین که در صنعت گردشگری ایران به عنوان جاذبه ای همیشگی است، هیچ جای تردید نیست که امکانات ثابت نیازمندیم و هرچه بتوانیم با برنامه و هدفمند سرمایه گذاری کنیم بازهم شاهد رشد و رونق منطقه خواهیم بود.

وی درباره اقامتگاه های سیاری که به عقیده او نیاز امروز گردشگری ایران است، اظهار نظر می کند و می گوید: سال هاست که کشورهایی چون آمریکا و استرالیا روی کاروان ها ، تکنولوژی ساخت آنها و فرهنگ سازی استفاده از این وسایل سرمایه گذاری کرده اند و با این کار علاوه بر ایجاد شغل در کارخانه های سازنده کاروان (سوئیت های متحرک) ، رشد و رونق اقتصاد گردشگری را در سراسر کشور پراکنده کرده اند، چون با این کار گردشگران از نظر امکانات اقامتی درگیری ذهنی ندارند و خود جاذبه مورد علاقه شان را انتخاب می کنند و در آنجا کمپ می زنند نه اینکه اجباری درکار باشد و به دلیل نبود امکانات در مناطق دیگر همه در یک منطقه جمع شوند و از سفر خود لذت نبرند.

همه می دانیم ایران دارای دو فصل سفر است؛ اولین تعطیلات عید نوروز و دیگری تابستان ، همین موضوع باعث ایجاد آشفتگی در مراکز گردشگری کشور می شود، به صورتی که ستادی همانند ستاد تسهیلات سفر نوروزی یا انواع و اقسام ستادهای دیگر برای تامین شرایط مناسب سفر توسط دولت ایجاد شده و دست بکار می شوند. گرچه این ستادها تاکنون با تمام توان فعالیت کردند و برای رضایت خاطر مسافران فصلی در کشورمان کوشیده اند.

 اما اگر به جای تجهیز پارک ها یا مدارس که خود در ضمینه مدیریت سفر گردشگران دسرساز هستند، مراکزی برای پارک کردن کمپ های متحرک و چادر زدن فراهم کنیم، شاید دوچندان سود کنیم، چون علاوه بر ایجاد جاذبه های جدید در صنعت گردشگری می توانیم این فصل سفر را بخوبی مدیریت کنیم. این برنامه یعنی ساخت کمپ ها خارج از شهر، در کشورمان زیاد غریب و بدون سابقه نیست بیشتر ما به یاد دارم دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی را که در اکثر شهرهایی که مورد حمله و تجاوز هوایی ارتش عراق قرار می گرفتند خارج از شهر و در فاصله امنی دولت اقدام به ساخت کمپ هایی با حصار و امکانات بهداشتی و کمک های اولیه فراهم کرده بود و در این کمپ ها سکوهای بتونی به مساحت هشت متر مربع ساخته شده بود که مردم روی آنها اقدام به چادر زدن می کردند و گاهی هم دولت چادر در این کمپ ها برپا کرده بود و در اختیار متقاضیان قرار می داد  و مردم برای مدت ها زندگی می کردند. اما پس از اتمام جنگ این طرح به طور کلی به دست فراموشی سپرده شد ، حال آنکه می توانیم از امکانات یا طرح های آن زمان برای اسکان سیل مسافران داخلی و خارجی استفاده کنیم.

ارجمندی مثالی در این زمینه می زند و می گوید: تصور کنید تعطیلات عید سعید فطر امسال سواحل شمال چه حجم مسافر را به خود دید و تمامی مراکز اقامتی و حتی ویلاهای شخصی که اجاره داده می شدند، ضریب اشغال نزدیک به صددرصد را تجربه کردند. این موضوع یعنی ازدحام مسافران در نقطه ای خاص از کشور علاوه بر عدم کنترل مسئولان، کیفیت پایین سفرهای مردم را نیز به همراه داشت. ترافیک، ازدحام، ناامنی و از همه مهم تر تخریب محیط زیست، ارمغان این آشفته بازار شد و بسیاری را حتی از سفر منصرف کرد.

در حالی که در کشورهای گردشگرپذیر مثل استرالیا، آمریکا یا کانادا، مسئولان با ایجاد کمپ هایی خارج از شهر برای پارک کاروان ها امکاناتی چون، آب، برق، فاضلاب و از همه مهم تر امنیت برای صاحبان آنها فراهم کرده اند تا مسافران با اقامت در این محوطه داخل شهرها سرگردان نباشند و درواقع مسئولان با این کار تراکم جمعیت مسافران فصلی را درواقع پشت دروازه های شهر مهار می کنند و با برقراری سرویس های ایاب و ذهاب از حجم خودروهای ورودی به داخل شهرها جلوگیری می کنند. در حالی که کشورمان با وجود فضای کافی بازهم نسبت به اقامت گردشگران در شهرها اقدام کرده به عنوان مثال از فضای مدارس استفاده می شود یا اینکه برخی پارک ها داخل شهر برای برپا کردن چادر مسافران آماده سازی شده است.

به عقیده این کارشناس، تشویق سرمایه گذاران صنعت گردشگری به ساخت اینگونه کمپ ها و البته حضور سازندگان کاروان ها، اصلی ترین نیاز جامعه ایران در حال حاضر است که با همکاری وزارت راه، سازمان میراث فرهنگی و نیروی انتظامی بخوبی قابل اجراست.

وی درباره فرهنگ سازی این گونه سفر نیز می گوید: تا همین ده سال گذشته کدام خانواده حاضر به اقامت کردن در چادر می شد، اما امروزه کمتر خانواده ای را می بینید که هنگام سفر چادر مسافرتی همراه خود نداشته باشد. بنابراین می توان زمینه ساخت کاروان ها در کشورمان را طبق اصول و ارزش های مذهبی ایران فراهم نمود و با ساخت مراکز اقامت آنها زمینه ساز متحرک کردن اقامتگاه ها را در کشور فراهم کرد.

در این زمینه رزیتا ناصرالمعمار، معاون گردشگری استان همدان نیز بر لزوم ایجاد کمپ های اقامتی در ایران بخصوص در این شهر گردشگرپذیر اشاره می کند و می گوید: با توجه به حجم بالای سفرها بخصوص در دوره دوم سفرهای تابستانی، شهرداری و نیروی انتظامی باید با در نظر گرفتن مناطق مخصوص کمپ مسافران و برقراری امکانات و البته امنیت، از تجمع مسافر و اقامت آنها در گوشه کنار خیابان شهرها یا محوطه های باستانی جلوگیری کند.

وی به افزایش کیفیت سفر گردشگران با این کار اشاره می کند و می گوید: ایجاد این فضاها و کمپ های مخصوص می تواند زمینه ساز رشد و ورود فناوری های نوین در زمینه اقامتی گردشگری شود و در کنار آن زمینه ساز اشتغال جوانان نیز بشود.

لازم به یادآوری است که در کشور استرالیا هم اکنون حدود یکصد شرکت در زمینه ساخت کاروان های متحرک فعالیت می کنند و سالانه چند هزار دستگاه از این اقامتگاه ها را با امکانات و قیمت های متفاوت روانه بازار مصرف می کنند و در هندوستان یا همان سرزمین هفتاد و دوملت هم بتازگی استفاده از این کمپ ها میان گردشگران هندی و خارجی رایج شده که با قیمت هایی حدود 7000 روپیه تا  10 هزار روپیه به فروش می رسد، اما شرکت هایی هم در زمینه اجاره این کاروان ها فعال شده اند که تاکنون بسیار موفق عمل کرده اند و مورد استقبال قرار گرفته اند.

به هر حال نباید فراموش کرد که صنعت گردشگری همواره رو به پیشرفت است و نیازمند فرهنگ سازی و استفاده از ابزارهای نوین است، بنابراین اگر قصد همسو شدن با جریان گردشگران سراسر جهان را داریم، باید شرایط و لوازم آن را فراهم کنیم. هیچ جای تردید نیست که با متحرک شدن مراکز اقامتی می توان صدها جاذبه گردشگری ایران که هنوز در جامعه گردشگر گمنام باقی مانده اند، فعال کرد و از آنها درآمد کسب کرد.

البته سازنده های داخلی در این نوع کاروان ها فعالیت هایی انجام داده اند، اما به دلیل ناآشنایی گردشگران به اینگونه کمپ ها یا نبود قوانین کافی برای استفاده از آنها ، تولید کنندگان هم صرفا به ساخت کمپ های امدادی یا اقامتگاه های پلیس بسنده کرده و هنوز وارد دنیای پرجنب و جوش و از همه مهمتر پرسود گردشگری نشده اند.

به عقیده کارشناسان، می توان با راه اندازی تعاونی های روستایی در مناطق گردشگرپذیر ایران برای احداث کمپ هایی با امکانات اولیه مثل آب ، برق و .... جهت پارک کردن کاروان مسافران و ایجاد زیرساخت های آن زمینه ساز کسب و کاری جدید برای ساکنان روستاهای اطراف جاذبه های گردشگری شد.

امید است دولت یازدهم با رویکرد جدیدش نسبت به صنعت گردشگری، شرایط حضور این کاروان ها را در جاده های کشور فراهم کند تا علاوه بر مدیریت زمان سفر توسط خانواده ها بتوانیم برای جوانان این مرز و بوم در صنایع وابسته به گردشگری نیز ایجاد اشتغال کنیم.


 
 
دنیای مجازی رقیب سرسخت سمساری ها
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

علاقه همگی ما به زنده نگهداشتن خاطرات گذشته باعث شده تا علاوه بر سرزدن به موزه‌ها و دیدن آثار تاریخی گذشتگان قطعه یا وسیله‌ای هم که زیاد از دوران ما دور نیست را در منزل خود نگهداری کنیم. مجسمه‌های قدیمی و گاهی اسکناس یا حتی تمبر جزو وسایلی هستند که چندی اکثر ما را به خود مشغول کرده بودند، اما مدتی است که دوباره حتی سمارهای قدیمی؛ اتو ذغالی یا حتی آفتابه و لگن‌های قدیمی نیز دوباره به زندگی دیجیتالی ما راه یافتند.

گرچه بسیاری با فکر کردن به اجناس عتیقه یا موزه‌ها و ممنوعیت خرید و فروش آنها خواهند افتاد، اما بحث امروز ما اجناس باستانی یا کهن نیست؛ بلکه لوازمی است که امروز از یک قرن پیش بسادگی در سمساری‌های گوشه و کنار شهرمان یافت می‌شود، خصوصا اگر در شهرستان‌ها زندگی می‌کنیم.

اگر از لوازم دست دوم داخل این مغازه‌ها که از شیرمرغ تا جان آدمی‌زاد می‌فروشند، بگذریم لوازمی خاک گرفته و کهنه یا همان آنتیک که ارتباطی مستقیم با دوران گذشته همگی ما دارند خودنمایی می‌کنند و احساس خاصی به هریک از ما می‌دهند. پنکه قدیمی، سماورهای نفتی‌، رادیو لامپی یا حتی یخچال نفتی، دیگ مسی یا چراغ سه‌فتیله از جمله این لوازم هستند که مدتی زمان زیادی نیست که از زندگی پدر بزرگ‌ها و مادربزرگانمان حذف شده‌اند و به خاطره تبدیل شده‌اند. لوازمی که هم‌اکنون بازار بسیار خوبی به دست آورده و حتی بسیاری را به عنوان کلکسیونر جلب خود کرده‌اند.

 

چه کسی فروشنده است و کدام خریدار

شاید این بازار مکاره خیلی‌ها را به خود مشغول کرده و در مراکز خرید و فروش این‌گونه اجناس جای خریدار و فروشنده کاملا مشخص نیست، اما با نگاهی ساده می‌توان دقیقا پی به جایگاه هر طرف برد و آنها را از یکدیگر تمیز داد. برای یافتن جواب این پرسش کافی است که به یکی از مراکز خرید و فروش اجناس آنتیک مثل خیابان مازندران، حوالی میدان امام حسین یا خیابان چرچیل و خیابان منوچهری سری بزنید و با فروشندگان و یا حتی دستفروشان این اجناس کمی گپ بزنید.

گرچه هم‌اکنون بسیاری از بالانشین‌های تهرانی هم مراکز مختلفی از این فروشگاه‌ها را با شکل و شمایلی نوین به خود اختصاص داده‌اند، اما هنوز هم نوستالژی این اجناس باعث شده تا اکثر علاقه‌مندان به این اجناس سر از مراکز یادشده قدیمی تهران درآورند و دست به جیب شوند.

به هر حال حوالی میدان امام حسین موفق شدم با شریفی، صاحب یکی از مغازه‌های سمساری که اجناس قدیمی هم می‌فروخت، صحبت کنم. او که راه پدر را ادامه داده است، ابتدا کمی با نگرانی به سوالات من جواب داد، اما ظاهرا پس از مدتی خودمانی شد و سر درد و دلش باز شد و فروشندگان و خریداران این اجناس را با تقسیم‌بندی بسیار جالبی از هم تفکیک کرد.

«ببین آقای خبرنگار در این زمینه فروشنده‌ها معمولا سه گروه هستند؛ یکی آنهایی که از این راه مثل من کاسبی می‌کنند که البته این گروه با کمی تامل اقدام به فروش می‌کنند، چون می‌دانند این لوازم مثل حساب سپرده پس‌انداز بلندمدت بانکی سودآور است و هرچه دیرتر آن را بفروشی، سود قابل توجه‌تری می برند. اما گروه بعدی پول‌لازم‌ها هستند که با توجه به گرفتاری‌های مالی خود و البته اجناسی که از گذشته به یادگار دارند، روانه بازار می‌شوند و دل از یادگاری‌هایشان می‌کنند. ولی سومین گروه که امروزه نیز زیادتر از دو گروه دیگر در بازار دیده می‌شوند، آنهایی هستند که جای نگهداری از این اجناس را ندارند و سعی می‌کنند اجناس حجیم و بزرگ‌تر را زودتر رد کنند تا کوچک‌ترها را راحت‌تر نگهداری کنند.

تکلیف پول‌لازم‌ها که روشن شد؛ آنها برای جبران مشکلات مادی خود، چشم روی تمام خاطرات و البته یادگاری‌هایشان می‌بندند، اما آنهایی که در قوطی کبریت‌های امروزی یا همان آپارتمان زندگی می‌کنند، چاره‌ای ندارند که گذشته خود و خانواده را فراموش کنند و دل به دریا می‌زنند و روانه بازار می‌شوند. مثلا فکر کن کسی که در آپارتمان 50 متری کوچکی که حتی خودش هم در آن بسختی زندگی می‌کند، چگونه می‌تواند یک ساعت پاندول‌دار بزرگ قدیمی را نگهداری کند یا این‌که یک لوستر قدیمی را به سقف کوتاه خانه‌اش آویزان کند. فکر می‌کنی این شخص به گذشته و نیاکانش اهمیت می‌دهد، فقط می‌خواهند خودش را از این اجناس خلاص کند.

شریفی در ادامه فهرست فروشندگان اجناس آنتیک به آنهایی اشاره می‌کند که اصلا ارزش جنسی که می‌فروشند را نمی‌دانند و می گوید این افراد  اغلب جوان‌ترها هستند. شریفی در مورد فروشندگان نیز یک تبصره هم اضافه می‌کند و می‌گوید: در حال حاضر بیشتر فروشندگان اجناس قدیمی به غیر از گروههای قبلی کسانی هستند که به دلیل فوت پدر و مادرشان برای نگهداری لوازم قدیمی  به یادگار مانده از آنها هم به توافق نمی‌رسند و دست به فروش این اجناس می‌زنند و پولش را به عنوان ارثیه بین خود تقسیم می‌کنند. من این گروه را هم جزو آنهایی که جایی برای نگهداری لوازم قدیمی ندارند، قرار می‌دهم.

اما به خریداران برسیم. در این بخش هم چهار گروه داریم؛ اولین گروه همکاران من هستند و گروه بعدی هم خانواده‌هایی هستند که پولشان زیادی کرده و چشم و هم‌چشمی آنها را روانه بازار لوازم آنتیک می کند و وقتی به این مراکز می‌آیند، فقط می‌گویند هرچه قدیمی‌تر بهتر و هیچ شناختی از خرید خود ندارند. پلاک ماشین، مدال، شانه یا هر چیزی که بوی کهنگی بدهد، برایشان کافی است. گروه سوم آنهایی هستند که کلکسیون دارند و با آگاهی کامل روانه بازار می‌شوند و به این اجناس علاوه بر سرمایه به عنوان حفظ آثار باستانی فکر می‌کنند، اما جالب‌ترین مشتریان ما مدتی است که تهیه‌کنندگان سریال‌ها و سینما شده‌اند. این گروه برای ساخت سریال‌های تاریخی و قدیمی و ساخت صحنه نیازمند این لوازم هستند،‌ البته برخی از آنها اول فیلمبرداری اقدام به خرید می‌کنند و پس ا‌ز آن هم بعضا با سود دوباره در صف فروشندگان قرار می‌گیرند.

جالب است بدانید این لوازم به چون در فلان فیلم از آنها استفاده شده دوباره ارزش افزوده دارند. اگرچه تعداد کمی از لوازم یادشده دوباره وارد بازار می‌شود و بیشتر آنها بین خود عوامل فیلم یا سریال دست به دست می‌شود، اما آنهایی هم که وارد بازار می‌شوند، با چند برابر قیمت اولیه به مشتریان فروخته می‌شوند.

 

قیمت‌گذاری چگونه است؟

وقتی مشغول قدم زدن در مغازه شریفی بودم، ناگهان تابلویی بسیار زیبا و خاک گرفته توجهم را جلب کرد. قیمت آن را پرسیدم که گفت این تابلو دو میلیون تومان قیمت دارد. کمی شوکه شدم و پرسیدم چرا ، شروع کرد و گفت:چوب قاب آن بهترین چوب گردو و اثر هنری فلان شخص است و خود تابلو هم مربوط به فلانی بوده که حدود 80 سال پیش از لهستان آورده شده است. صحبت او را قطع کردم و پرسیدم که مبنای قیمت‌گذاری این تابلو چه بوده است؟ گفت اولا توافق بین خریدار و فروشنده، دوما اصالت کار و قدمت آن حالا یا شما که خریدار هستی متوجه خرید خود هستی یا این‌که صرفا به علاقه خودت پول می‌دهی. شریفی اضافه می‌کند البته اصالت برخی کارها کاملا مشخص است، پس این موضوع یعنی توافق بین خریدار و فروشنده منتفی می‌شود، مثلا می‌توان در این مورد به گرامافون یا رادیو لامپی که حدود ساخت ان  مشخص است اشاره کرد. بعضی از لوازم هم که تاریخ ساخت یا تولید دارد، مثل قابلمه، کفگیر، ملاقه، لگن، اتو، سماور که تاریخ ندارند پس توافق بین دو طرف حاکم معامله است و همین موضوع گاهی  باعث تقلب های فراوان شده است، چون مردم می‌خرند، آنها هم می‌فروشند.

البته من این موضوع را با اتحادیه سمساران و امانت‌فروشان تهران در میان گذاشتم که متوجه شدم شریفی کاملا از روی حوصله و دقیق پاسخ داده، ولی به موضوع جالب‌تری هم رسیدم. شریفی در ادامه می‌گوید: البته هستند افرادی که در این حرفه چند دهه فعالیت کرده‌اند و هم‌اکنون به عنوان کارشناس آنتیک هستند و برای مشاوره به آنها مراجعه می‌شود و آنها هم در مقابل دریافت حق مشاوره، قیمت و اصالت جنس را تعیین می‌کنند. بنابراین غیر از توافق می توان به قیمت گذاری کارشناسان خبره در این زمینه اشاره کرد.

 

سمساری‌ها آنلاین شده‌اند

 از شریفی پرسیدم که شنیده ایم که بسیاری از اجناس آنتیک هم اکنون در اینترنت فروخته می شود ؛ نظر شما در این باره چیست؟ می‌گوید مدتی بود که آگهی‌های روزنامه برایمان دردسرساز شده بود، چون بیشتر فروشندگان و البته همکاران من از این طریق اقدام به خرید و فروش می‌کردند، اما هم‌اکنون دنیای مجازی یا همان اینترنت معروف، رقیب سرسخت ما شده. کامپیوتر روی میزش را که البته آن‌هم به نوعی عتیقه بود، روشن کرد و از حال و هوای قدیمی مغازه‌اش وارد عصر ارتباطات شد و کلمه آنتیک‌فروشی را در بازار مکاره گوگل جستجو کرد، ناگهان با چندصد وب‌سایت روبه‌رو شدم که کاملا حرفه‌ای کار کرده بودند. عکس جنس همراه قیمت آن و شماره تلفن فروشنده زیر آن قید شده بود. تازه متوجه شدم که سمساری‌ها هم آنلاین شده‌اند.

اما آنچه که مشخص است این‌که روند حرکت این‌گونه اجناس از شهرستان‌های دورافتاده به سمت پایتخت و گاهی هم به خارج از مرزها مثل کشورهای عربی است. در این زمینه شریفی می گوید بسیاری افراد در روستاها و شهرهای دورافتاده این اجناس را می‌خرند و پس از آماده کردن این اجناس آنها را وارد دنیای مجازی می‌کنند و در بازار خود عرضه می‌کنند، به همین دلیل بیشترین آگهی‌های دنیای صفر و یک، یا همان آنتیک‌فروشی‌های دیجیتالی مربوط به شهرستان است که پس از تسویه حساب جنس مورد نظر را درب منزل یا مغازه خود دریافت می‌کنند.

به هر حال علاقه روزافزون مردم به نگهداری اجناس قدیمی به دلیل ناراحتی از زندگی حال حاضرشان و یادآور دلخوشی‌های سابق باعث شده تا آنتیک‌فروش‌ها از رونق خاصی برخوردار شوند و بازارشان سکه شود.


 
 
408 میلیارد دلار کسب درآمد از گردشگری
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

اگرچه چین به عنوان صادر کننده عمده گردشگر به جهان شناخته شده است اما درآمد گردشگری چین در روند رو به توسعه خود طی سالهای اخیر با 14 درصد رشد سالانه ، در سال گذشته به مرز408 میلیارد دلار رسید.

 به گزارش چاینا دیلی به نقل از مدیر گردشگری این کشور ، گردشگری داخلی این کشور در سال گذشته با 15 درصد رشد سالانه به 2.9 میلیون سفر رسید که 10 درصد بیشتر از سال 2011 بود. "شائوکوای وی" مدیر توریسم ملی چین یادآور شد که حدود 80 میلیون گردشگر چینی نیز سال 2012 به خارج از کشور سفر کردند که برابر با 15 درصد رشد سالانه است.

 این تعداد گردشگر چینی همان گروه گردشگرانی هستند که سبب رونق گردشگری در دیگر کشورهای جهان و از محرکهای قدرتمند توریسم در مقاصد گردشگری مختلف جهان شناخته شدهاند. با این حال در مقایسه با رشد تعداد گردشگران چینی، تعداد گردشگران خارجی که به چین سفر کردهاند در حدود 133 میلیون گردشگر  براورد شده که  1.5 درصد نسبت به سال گذشته کمتر بوده است.

 همچنین  57.4 میلیون گردشگر خارجی دراین کشور، حداقل برای یک شب در این کشور اقامت کردهاند که نسبت به سال 2011 رشدی نداشته است. میزان درآمد چین از محل گردشگر داخلی حدود 48.5 میلیون دلار  بود که تقریبا برابر با همان میزان سال گذشته بوده است.

 وزارت گردشگری چین کسب بیش از 85 تریلیون یوان را در سال 2013 هدف قرار داده که برابر با 11 درصد بیشتر ازدرآمد این کشور درسال گذشته است. چین سومین مقصد گردشگری جهان و نیز سومین کشوری است که بیشترین تعداد گردشگر را به کشورهای دیگر جهان می‌فرستد.

 


 
 
در کنفرانس ایفلا سنگاپور مطرح شد
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

کتابخانه مجلس ایران فراتر از یک کتابخانه پارلمانی است

بیست و نهمین کنفرانس بین المللی کتابخانه و خدمات پژوهشی پارلمانها(ایفلا) درسنگاپور برگزار شد.

به گزارش خبرنگار کسب و کار، این کنفرانس  با موضوع «قانون گذاری بهتر ؛ نقش منحصر بفرمد کتابخانه پارلمان و خدمات پژوهشی) توسط بخش مرتبط با کتابخانه های پارلمانی ایفلا در سنگاپور از تاریخ 24 لغایت 25 مرداد 1392 در کتابخانه لی کا شینگ واقع در دانشگاه مدیریت سنگاپور با حضور رؤسا و نمایندگان کتابخانه های پارلمانی برگزار شد. از جمهوری اسلامی ایران دکتر محمد رجبی رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی و دکتر علی اکبر ضیائی رایزن فرهنگی کشورمان در مالزی حضور داشتند.

در این کنفرانس مسئولان و دست اندرکاران کتابخانه های مجالس کشورهای حاضر به ارایه اطلاعات و توانایی های کتابخانه پارلمان کشورشان پرداختند و از شرایط همکاری های آینده سخن گفتند ، که دکتر محمد رجبی رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران نیز از توانمندی های کتابخانه تحت امرش سخن گفت.

پس از ارایه آمار و اطلاعات درباره توانمندی ها و آثار موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران بسیاری از حاضران در جلسه معتقد بودند که امکانات موجود در کتابخانه مجلس کشورمان فراتر از یک کتابخانه پارلمانی است و می توان آن را جزو مهمترین کتابخانه های عمومی کشور نیز بشمار آورد.

براساس اظهار نظر فعالان حاضر در این کنفرانس بسیاری از کتابخانه های مجالس صرفاً برای ارائه خدمات به نمایندگان مجلس تأسیس شده اند و به همین علت به صورت یک بخش کوچک از بخشهای مختلف مجلس بشمار می آیند. مشکل عمده بسیاری از کتابخانه های مجالس در سالهای اخیر کمبود بودجه و امکانات مالی ابراز می گردید و به همین علت تنها تعداد انگشت شماری از آنها همانند کتابخانه مجلس شورای اسلامی کشورمان دارای بخشهای تخصصی گوناگون و تعداد کتاب و نشریه تخصصی انگلیسی بودند.

در این جلسه که با حضور نمایندگان کتابخانه های چک، یونان، انگلستان، هلند، کره جنوبی، کانادا و کتابخانه گنگره برگزار شد . دکتر رجبی از تاریخچه تأسیس کتابخانه و خدمات عمومی و اختصاصی آن و وظایف هر بخش و خدمات پزوهشی و اطلاع رسانی کتابخانه و نیز قراردادهای همکاری با دیگر کتابخانه های جهان سخن گفت.

 وی با برشمردن تعداد کتابها، نشریات، کتب خطی و نادر در کتابخانه مجلس شورای اسلامی گفت که بخش دیجیتالی کردن کتابهای نادر و خطی توانسته است بسیاری از منابع ارزشمند از سرمایه ها و ذخائر اسلامی و فرهنگی را از طریق شبکه اینترنت در اختیار پژوهشگران جهان قرار دهد.

رجبی اعلام آمادگی کتابخانه مجلس را برای همکاری با کتابخانه های مجالس دیگر کشورها اعلام کرد و هر یک از حاضران در جلسه ضمن ابراز خوشنودی از پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه کتابخانه و خدمات علمی و پژوهشی به مردم اذعان نمودند که بسیاری از کتابخانه های مجالس دنیا فاقد چنین امکاناتی هستند و نقش کتابخانه مجلس شورای اسلامی در اطلاع رسانی و ارائه خدمات پژوهشی و فرهنگی را بسیار مهم ارزیابی نمودند.

همکاری کتابخانه مجلس یونان و ایران

رئیس کتابخانه مجلس یونان که جزو مدعوین این کنفرانس بود با توجه به توانمندی های کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران  گفت : کتابخانه وی دارای 800 نسخه خطی است که متأسفانه راهی برای شناسائی بسیاری از آنها در اختیار ندارند  و در صورت امکان علاقمند است در این زمینه با ایران همکاری داشته باشد.

از این رو،  دکتر علی اکبر ضیائی ضمن برشمردن ذخائر فرهنگی و اسلامی ایران در یونان راهنمائیهای لازم را جهت شناسائی آن نسخ اعلام نمود.

 ضیائی گفت که در صورت امضای تفاهم نامه با کتابخانه های کشورمان می تواند از خدمات آنان برای آموزش کادر کتابخانه مجلس یونان نیز بهره بگیرد. وی گفت که در جمهوری اسلامی ایران تعداد زیادی از متخصصان در این زمینه می توانند کتابخانه مجلس یونان را یاری کنند و زمینه همکاری آن کتابخانه با کتابخانه های جمهوری اسلامی ایران برای تبادل تجربیات و استفاده از امکانات جمهوری اسلامی ایران برای شناسائی نسخ خطی، ترمیم آنها، تبادل میکروفیلم و تصاویر دیجیتالی وجود دارد. دکتر ضیائی در ادامه گفت که نسخ خطی فارسی موجود در کتابخانه مجلس یونان زمینه خوبی برای تبادل با اثار موجود از فلاسفه یونان در ایران می باشد.

در پایان نیز رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی دکتر محمد رجبی تعداد زیادی از نشریه کتابخانه مجلس را با موضوع تاریخ دموکراسی پارلمانی در ایران به زبان انگلیسی در میان حاضران در جلسه توزیع نمود که با استقبال حاضران در جلسه روبرو شد. بسیاری از کتابخانه های مجالس دنیا فاقد نشریه تخصصی در حوزه کتابداری مجالس می باشند و برای نخستین بار بود که با چنین نشریه ای با حوزه تخصصی کتابخانه مجالس از جمهوری اسلامی ایران روبرو می شدند. این کنفرانس در روز دوم جمعه 25 مرداد ساعت 17 به کار خود پایان داد.

در مراسم اختتامیه اعلام شد که جلسه بعدی کتابخانه های مجالس در پاریس در سال 2014 برگزار خواهد شد.


 
 
نگاهی به جاذبه های گردشگری استان سیستان و بلوچستان
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

 

رونق گردشگری، سیستان را گلستان می کند

 اگرچه هوای گرم و خشک بیابان تصمیم سفر شما به این مناطق را تغییر خواهد داد اما ممکن است صدها جاذبه دیگر، تشنگی بیابان را از خاطر هر مسافری مثل شما دور کرده و ناگهان خودتان را میان شن های روان و داغ بیابان ببینید.

 شاید درگذشته شنیدن نام بیابان هر شنوده ای را به یاد مرگ و نابودی و انواع حیوانات گزنده و خزنده می انداخت اما از اوایل قرن بیستم این منطقه بی آب و علف به منطقه ای با قابلیت درآمدزایی تبدیل شد و بسیاری را دست به جیب کرد تا برای دیدن این مناطق و تجربه زندگی در بیابان یا کویر بار سفر ببندند.

 در سال 2002 میلادی سازمان جهانی گردشگری WTO سمیناری به همین موضوع با نام بررسی اکنوتوریسم در دل صحرا و بیابان برگزار کرد و تعریف دقیق و جدیدی از گردشگری در بیابان به سرمایه گذاران ، ماجراجویان و گردشگران بین المللی در این زمینه ارایه کرد . پس از برگزاری این کنفرانس توسط سازمان جهانی گردشگری  دنیایی نوین از فرصت سرمایه گذاری به دست اندرکاران این صنعت سبز معرفی  شد.

 طی این کنفرانس شاخه های سرمایه گذاری مناطق مختلف جذاب برای گردشگران در گرمترین نقاط جهان و البته ابزارها و راهکارهای توسعه توریسم در بی آب و علف ترین نقاط این کره خاکی مورد بررسی قرار گرفت و از این تاریخ دیگر تنها سواحل زیبا و سبز مقصد گردشگران نبود بلکه تپه های ماسه ای و خشک گوشه و کنار جهان هم ردپایگردشگران شاد و خندان را به خود دید.

 براساس اطلاعات خروجی از این کنفرانس عوامل مختلفی جهت ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاران گردشگری در صحرا مطرح شد که عبارتند از

 1.       قابلیت استفاده از انرژی های تجدید پذیر

 2.       عرضه نامحدود زمین جهت احداث تاسیسات با توجه منابع و حفظ محیط زیست

 3.       حمایت های دولتی جهت ایجاد کسب و کار از این مناطق بی آب و علف

 4.       انگیزه های ناشناخته جهت جلب نظر گردشگران و تضمین درآمد

 5.       حداقل آلودگی در صحرا برای حضور گردشگران

 6.       در دسترس بودن لوازم و مصالح طبیعی برای احداث مجتمع های تفریحی و اقامتی

 7.       و در نهایت عدم انحصاری بودن این مناطق در کشورهای مختلف جهان

 اما کشورمان ایران با نزدیک به 40 میلیون هکتار بیابان یعنی چیزی حدود 25 درصد از وسعت کشور هنوز نتوانسته به میزان واقعی از آن در جهت رشد و شکوفایی اقتصاد گردشگری بهرمند شود در حالی که 3 نقطه از گرمیترین نقاط جهان درخاک ایراناست و تنوع اقوام کشورمان در این مناطق می تواند مهمترین جاذبه گردشگران سراسر جهان باشد.

 عدم توجه مسئولان ایران به ارزش اقتصادی این سرزمین های خشک و بی آب و علف آنقدر عیان است که حتی برای مهار شن های روان برخی مناطق دولت به دنبال یافتن ردیف بودجه است و دست اندرکاران از کمبود نقدینگی سخن می گویند حال آنکه این مناطق خود معدنی از طلا هستند و می توان از وجب به وجب آن و شادی گردشگران کسب درآمد کرد، آنهم به سادگی و فقط با کمی تدبیر و میدریت فعالان و دست اندرکان بیابان های کشورمان.

 در این زمینه می توان به استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد ، در حالی که بسیاری از مسئولان از انواع و اقسام مشکلات معیشتی و اقتصادی ساکنان منطقه سخن می گویند تنها چند ده کیلومتر جنوب این استان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از بیابان های بی آب و علف خود و در واقع از هیچ صدها هزار دلاردرآمد کسب می کنند و زندگی چادر نشینان صحرا را متحول کرده اند.

برگزاری تورهای سافاری، اقامت درکویر، اکوکمپ ها و حتی برگزاری مسابقات اسکی روی شن و صدها جاذبه دیگر بسیاری از گردشگران حتی گردشگران ایرانی را به این منطقه بی آب و علف کشیده و دست به جیب می کند در حالی که وجب به وجب 187 هزار کیلومتر مربع مساحت سیستان و بلوچستان علی رغم دربرداشتن جاذبههای طبیعی و البته تاریخی همچون شهر سوخته اندرخم یک کوچه باغی مانده و مسئولان از نبود شغل برای جوانان آن سخن به میان می آورند در حالی که دبی طبق آمار رسمی حدود دو میلیون گردشگر سالانه فقط در تورهای سافاری به خود دیده اما سیستان و بلوچستان بهدنبال فرصتی برای رهایی از گرفتاری هاست.

 همانطور که می دانیم براساس آمارها و اسناد سازمان جهانی گردشگری به ازای هر 6 نفر یک فرصت شغل در کشور یا منطقه گردشگرپذیر ایجاد می شود . بنابراین حال اگر حتی یک میلیون نفر گردشگر به سیستان و لوچستان سفر کند میتوان تصور کرد چند نفر از نوجوانان این منطقه صاحب شغل خواهند شد؟ و چهسرمایه ای در این منطقه به جریان خواهد افتاد؟

 بسیاری زا کارشناسان علم گردشگری و البته اقتصاد به این باورند که با توجه به پراکندگی جمعیت در این استان و البته وفور جاذبه های طبیعی و تاریخی گردشگری در صورت درست برگزار شدن تورها و سرمایه گذاری هدفمند در این منطقه از ایران به واقع معضل بیکاری سیستانی ها از بین خواهد رفت.

 سواحل نیلگون دریای عمان، کوهای مریخی ، رودخانه ها و غارها همه و همه در سیستان و بلوچستان می توانند در اینمناطق دلیل اصلی برگزاری تورها و کمپزدن گردشگران باشد و به اقتصاد منطقه کمک کند.

 شاید برخی ناامنی این استان را دلیل اصلی عدم رشد گردشگری در آن بدانند اما کارشناسان و بخصوص مدیرکل سازمان میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان ملک سنجرانی معتقدند هرچند هم اکنون هم مشکلی در این زمینه نداریم اما اگر بومیان و ساکنان منطقه درآمد و رفاه خود را به گسترش حضور گردشگران بدانند خود امنیت آنها را فراهم خواهند کرد و در نهایت امنیت بر منطقه حکمفرما خواهد شد .

 سنجرانی درباره رونق اقتصادی منطقه به جاذبه گردشگری استان و صنایع دستی آن برای گردشگران بین المللی اشاره می کند و می گوید:  هیچ جای تردید نیست وقتی که گردشگران از منطقه ای بازدید می کنند به صنایع دستی آن منطقه نیز توجه دارند و یکی ازاین مصنوعات را به عنوان یادگار سفر خود از منطقه یاد شده خریده و همراه خواهند برد همین موضوع باعث رونق صنایع دستی این منطقه که تنوع آن نیز قابل تبلیغ گسترده برای جلب نظر گردشگران است ، درآمد مناسبی را برای تولیدکنندگان به ارمغان خواهد داشت.

 همین موضوع یعنی بالا رفتن درآمد سرانه مردم سیستان باعث حذف بیکاری ازجامعه بومی و در نهایت کاهش مشکلات بعدی آن بین جوانان خواهد شد.

 این مسئول گردشگری ایران در تکمیل سخنان خود می گوید، به عقیده من استان سیستان و بلوچستان در صورت موفقیت جذب گردشگر و سرمایه گذاری مناسب  در این زمینه می تواند همانند استان گلستان اولین مقصد گردشگران باشد.

 


 
 
صنایع دستی ایران؛ صنعتی روبه زوال
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

 

صنایع دستی کشورها و اقتصاد مبتنی برآن از سوی کارشناسان بهترین راهکار ایجاد اشتغال و کسب وکار درمناطق مختلف جهان است .

به عقیده این گروه سودآورترین نوع تولید در دهکده جهانی و کشورهای گردشگرپذیر تولیدات درقالب صنایع دستی آن کشور است. طبق آمار و اطلاعات موجود در تولید صنایع دستی چون تمام مراحل تولید آن عموما مبتنی بر مواد اولیه بومی و موجود مناطق  تولید آنهاست کمترین خروج سرمایه را از کشور یا منطقه به خود دیده اند و برعکس بیشترین جذب سرمایه را به ارمغان آورده اند .

به همین دلیل اکثر کشورهای جهان با حفظ و حراست از تولیدات صنایع دستی خود سعی دارند علاوه رفع معضل بیکاری در منطقه مورد نظرشان در حفظ و حراست از پیشنه تاریخی و فرهنگی خود نیز کوشا باشند. به عنوان مثال دمپایی های چوبی نمادی از کشور هلند شده و کلاه های حصیری مخروطی شکل ما را به یاد جنوب شرق آسیا می اندازند.

اماایران که تولیدات صنایع دستی آن دو تا پنج برابر دیگر صنایع دستی جهان قابلیت فروش دارند و با توجه به فرهنگ غنی و تنوع قومی هنوز هم در زمینه صنایع دستی دچار ضعف و کم کاری های گسترده است و نتوانسته جایگاه صنایع دستی خود را که بعضا مثل خاتم کاری و منبت کاری منحصر بفرد نیز هستند را تثبیت کند.

 

صنایع دستی سفیران فرهنگی ایران 

منوچهر عبدلی رئیس هیات مدیره و مدیرعاملل اتحادیه سراسری صنایع دستی کشور درباره اهمیت و جایگاه صنایع دستی می گوید : صنایع دستی هر کشور علاوه بر جایگاه اقتصادی در مقام سفیران فرهنگی آن منطقه نقش دارند. در واقع هر قطعه از این مصنوعات ساخته شده توسط هنرمندان کشورها دنیایی از فرهنگ محل تولیدشان را همراه دارد . بنابراین ایران با توجه به تنوع اقلیمی و قومی خود می تواند صدها هزار سفیر فرهنگی را هر ساله به کشورهای دیگر بفرستد نه اینکه تنها یکی دو محصول از ایران مثل فرش در جهان نمادی از کشورمان باشند.

نگاه تجملاتی بزرگترین دشمن توسعه صنایع دستی ایران

این فعال عرصه صنایع دستی در بخش خصوصی درباره فرهنگ مردم درباره صنایع دستی می گوید : متاسفانه این نگاه که صنایع دستی یعنی کالای تجملاتی بلای جان صنعت گران ایرانی شده که از سوی خریداران هم وطن خود حمایت نمی شوند. اولین نشانه این فرهنگ غلط این است که هرزمان که مهمان خارجی داریم به فکر صنایع دستی ایرانی خواهیم بود و این صنعت در زندگی روز مره ما هیچ جایگاهی ندارد و توجهی به آن نداریم.

بودجه دولتی هم درست هزینه نشده است

طبق قانون در بند 119 قانون بودجه کشور دستگاههای دولتی موظف هستند یکهزارم از بودجه عمرانی خود رابه خرید آثار فاخر هنری و صنایع دستی اختصاص دهند که به گفته عبدلی این قانون به دلیل حمایت دولت از صنایع دستی تصویب شده است اما متاسفانه در میانه راه نیمه کاره رها شده و آمار بسیار در دست است که این بودجه تمام و کمال هزینه نشده و یا اینکه درسته هزینه نشده حال آنکه هیچ ارگانی حق جابجا کردن ردیف این بودجه را نداشته و ندارد.

وی می گوید اگرچه این رقم واقعا ناچیز است اما اگر همین هم درست هزینه می شود باعث تزریق روحیه نشاط و پویایی در تولید کنندگان صنایع دستی ایران می شد. عبدلی در این باره می گوید صنایع دستی ایران از لحاظ تنوع و کیفیت در ربته نخست جهانی قرار دارد اما مورد بی مهری داخلی ها بسیار قرار گرفته است.

بودجه عمرانی صنایع دستی قطع شده

رئی اتحادیه سراسری صنایع دستی درباره بودجه عمرانی صنایع دستی ایران می گوید از سال 1356 تا کنون کل بودجه عمرانی صنایع دستی ایران قطع شده است حالا چگونه می توان انتظار داشت این صنعت توان ایستادگی داشته باشد در حالی که کشورهایی مثل آمریکا و ژاپن با تمام توان به صورت حاکمیتی و حمایتی از این صنعت مراقبت می کنند ، حال آنکه ایران با این جایگاه و تنوع بالا در این صنعت سودآور ، آن را رها کرده و به حال خود گذاشته است.

عبدلی اشاره می کند و می گوید هم اکنون هرچه هست توسط گروههای مردمی یا همان ان جی او ها انجام می شود و دولت بطور کامل از خود صلب مسئولیت کرده است . هیچ جای تردید نیست که این صنعت باید کاملا خصوصی اداره شود اما همین صنعت خصوصی هم نیازمند بسترسازی های مناسب دولتی است تا بتواندروی پای خود ایتسادگی گند و چرخ صنعت کشور را به حرکت درآورد و جوانان را شاغل کند.

عدم بسته بندی مناسب و نبود برند عمده مشکلات صنایع دستی ایران

عبدلی ، رئیس اتحادیه سراسر صنایع دستی ایران می گوید با توجه به بررسی های صورت گرفته اصلی ترین معضل صنایع دستی ایران نبود برند و بسته بندی مناسب با جایگاه صنایع دستی ایران باعث شده هنوز صنایع دستی کشورمان درجایگاه اصلی خود در سطح بین المللی قرار نگیرد.

وی تعداد شاغلان رسمی صنایع دستی کشور را طبق آمار سال 1391 حدود دویست و چهل و دو هزار نفر اعلام کرد ولی می افزاید : به عقیده من این اطلاعات دقیق نیست چون تنها در صنعت بافندگی فرش حدود سه میلیون نفر بافنده هم اکنون مشغول کار هستند.

عبدلی در ادامه می گوید هم اکنون 114 رشته صنایع دستی در یکهزار و سیصد و شصت تعاونی تولید می شوند که تولیدات آنها جزو سه برند برتر جهان است ، این امتیاز باعث شده صنایع دستی ایران بین دو تا پنج برابر دیگر صنایع دستی کشورهای مختلف در سطح جهان قابلیت فروش داشته باشند، قابلیتی که تا کنون از سوی مسئولان و دست اندکاران نادیده گرفته شده است.

برگزاری نمایگاشه و حضور مستمر

این فعال و متخصص صنایع دستی تنها راهکار مناسب برای احیای جایگاه صنایع دستی ایران را فرهنگ سازی داخلی و حضور مستمر ایران با برندی مشخص در نمایشگاههای بین المللی عنوان می کند و می افزاید: نمایشگاههای دائمی ایران در چین و ترکیه می تواند به عنوان شروعی مناسب باشند و امیدوارم سراسر جهان بتوانیم این نمایشگاهها را دایر کنیم. عبدلی به جایگاه فرودگاههای بین المللی در جلب توجه مسافران به صنایع دستی کشورها اشاره می کند و می گوید : اولین نشان بی توجهی مسئولان ایران به صنایع دستی ایران از سالن ورودی فرودگاههای بین المللی ایران مشخص است در اکثر کشورها به محض ورود مسافران شما شاهد غرفه ها و یا ویترینی هایی که پر از آثار هنری و صنایع دستی آن کشور است برخورد می کنید حال آنکه ایران با این همه پتانسیل کاملا به این سوژه بی توجه است.

 

نقش صنایع‌دستی در مناطق محروم و بیکار

منوچهر عبدلی درباره تولید کنندگان صنایع دستی ایران می گوید : طبق اظهار نظر بسیاری از همکاران من تولید کنندگان صنایع دستی ایران جزو سه دهک پایین جامعه ایران هستند که باید از آنها حمایت ویژه صورت گیرد.

وی ادامه می دهد این هنر ـ ‌صنعت نه‌تنها یکی از بزرگترین پتانسیل‌های صادرات محسوب‌ می‌شود که هر قشر و سطحی از جامعه می‌تواند با تولید‌ گسترده صنایع‌دستی به اشتغالزایی بپردازد.  حال انکه بسیاری از مناطق پراستعداد مملکت ما بالاترین آمار بیکاری را به خود دیده اند.

 

«بهنام محمدی کشکولی»، پژوهشگر و تولیدکننده دستبافته‌های عشایری استان فارس در رابطه با نقش صنایع دستی در مناطق محروم و بیکار نیز می گوید: «صنایع دستی در ایران هیچگاه از تشکل و برنامه مدونی برخوردار نبوده است. تغییرات مدیریتی و سلیقه‌ای عمل کردن مدیران سبب شده  فعالیت‌هایی که در این حوزه انجام می‌گیرد هیچ‌گاه زیربنایی نباشد و اقدامات آنی مسئولان درحد مُسکن باقی بماند.

 

او معتقد است، صنایع‌دستی ایران از ظرفیت بالایی برخوردار است به‌خصوص در مناطق ضعیف و کم‌درآمد اما به‌دلیل وجود مشکلات حوزه‌ صنایع‌دستی مردم رغبتی به یادگیری و تولید صنایع‌دستی ندارند. به‌عنوان مثال سفال کلپورگان به‌دلیل خاک بکر منطقه بسیار خاص و منحصر به‌فرد است اما درصد اندکی از جمعیت این شهرستان مشغول به‌فعالیت در این حوزه هستند.

 

در همین حال، «محمد شهبازی»، مدرس دانشگاه و کارشناس صنایع‌دستی اما به 256 رشته صنایع‌دستی شناخته شده در کشور اشاره دارد و بیان می‌کند: «درحال‌حاضر در مناطق مختلف کشور به‌خصوص مناطق محروم شهرستان‌ها تولیدات بعضی از رشته‌های صنایع‌دستی به بازار عرضه می‌شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که در این مناطق  مواد اولیه طبیعی و ارزان قیمت برای تولیدات صنایع‌دستی یافت شود.»

 

این مدرس دانشگاه می‌افزاید: «کسانی که وارد بازار کار در حوزه صنایع‌دستی می‌شود اغلب به‌صورت استاد شاگردی از پیشینان خود آموزش دیده‌اند. بنابراین تولیدات صنایع‌دستی ارزش افزوده بسیاری بالایی دارد که می‌تواند در اقتصاد خانواده کمک شایانی‌کند. تولید صنایع‌دستی از یک سو نقش موثری در انسجام و ارتباطات افراد در خانواده دارد و از طرف دیگر سبب می‌شود اشتغالزایی در نوع مشاغل خانگی رواج پیدا ‌کند.»

 

شهبازی اعتقاد دارد، هم‌اکنون ضرورت دارد که تولیدات صنایع‌دستی به لحاظ کیفی و کمی در این مناطق از پیشرفت قابل‌توجهی بهره‌مند ‌شوند. حال با توجه به پتانسیل‌ و توانمندی‌هایی که دراین مناطق وجود دارد، اگر سازمان‌هایی که نقش پشتیبانی صنایع‌دستی را به‌عهده دارند، بتوانند تولیدات را به مسیر نیازمندی‌های جامعه داخلی و بین‌المللی سوق دهند، باعث می‌شوندد که زنجیره مفقوده صنایع‌دستی که در واقع فروش  محسوب می‌شود مسیر اصلی خود را پیدا کند.

 

صنایع دستی تقلبی هندی و چینی

سید رباب هندومنش ، هنرمند چادرشب باف در شهرستان رامسر در این زمینه می گوید: متاسفانه نبود حمایت های فرهنگی مردم و دولتی در ایران باعث شده تا بسیاری از آثار فاخر ایرانی اما تولید خارج از مرزهای کشور حتی در بازار داخلی ایران و در مراکز معرفی مثل میدان امام اصفهان به فروش برسند.

این هنرمند می گوید اصلی ترین کمکاری به عقیده من از سوی سازمان میراث فرهنگی و گمرک ایران بوده که اجازه ورود این آثار بی کیفیت را به بازار داخلی ایران داده اند و مانع رونق صنایع دستی داخل شده اند.

اما این فعال عرصه صنایع دستی به موضوع دیگر یعنی تفاوت فاحش قیمت تولیدات داخل و خارجی اشاره می کند و می گوید: مردم بدون اینکه بدانند صرفا به دلیل اختلاف قیمت روبه اجناس تولید خارج و بی کیفیت می کنند درحالی که صدا و سیمای ایران می تواند با تولید برنامه های متنوع در این زمینه شروع به فرهنگ سازی کند و مانع از حذف صنایع دستی از زندگی روزمره مردم ایران بشود.


 
 
فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای فرصتی برای گردشگری ایران
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
 

زنگ زورخانه؛ زنگ گردشگری

گردشگری ورزشی هم اکنون به عنوان یکی از زیرشاخه های گردشگری یا همان صادرات نامرئی جهان سالانه حجم انبوهی از سرمایه را اقتصاد بین المللی جابجا می کند و دلیل سفر بسیاری از ماجراجویان و گردشگران سراسر جهان می شود.

برگزاری مسابقات المپیک تابستانی و زمستانی، جام ملت های آسیا و اروپا، جام جهانی یا هرگونه مسابقات که صدها هزار تماشگر و علاقمند را راهی منطقه ای خاص از دهکده جهانی می کند، گواه این مدعاست. اما علاوه بر مبحث اقتصاد گردشگری در این زمینه که به گفته سازمان AIPS در دهه آینده به عنوان قلب گردشگری از آن یاد خواهد شد می توان به جنبه فرهنگی این شاخه از صادرات نامرئی نیز اشاره کرد.

بسیاری از کارشناسان و جامعه شناسان فرهنگی براین باورند که برگزاری مسابقات یا رویدادهای بین المللی باعث جابه جایی حجم انبوهی از گردشگران در جهان می شود و می تواند باعث برخورد انواع مختلفی از تمدن ها و فرهنگها نیز باشد که این موضوع به عنوان بهترین فرصت برای زنده نگهداشتن خرده فرهنگ هاست.

سازمان AIPS طبق آماری که در سال جاری میلادی اعلام کرده است طی سال 2010 میلادی کل درآمد صنعت گردشگری جهان حدود شش هزار میلیارد دلار بوده است و چیزی حدود 8/9 درصد از درآمد ناخالص جهان از این طریق تامین شده است و پیش بینی می شود این درآمد تا سال 2018 به حدود یکهزار میلیارد دلار رسیده و 5/10 درصد از درآمد ناخالص جهان از طریق آن به دست آید.

نکته مهم در این باره این است که بخش گردشگری ورزشی به عنوان یکی از پویا ترین زیرمجموعه های صنعت مفرح و درآمدزای گردشگری به سرعت رشد کرده و طی همین سال یعنی سال 2010 میلادی مبلغی بالغ بر 600 میلیارد دلار درآمد را از این صنعت یعنی گردشگری به خود اختصاص داده است این یعنی ده درصد از درآمد ناخالص بین المللی حالا می توان تصور کرد که تا سال 2018 درآمد گردشگری ورزشی در جهان چقدر خواهد بود؟ اینجاست که به رقابت کشورها برای میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی در جهان پی خواهیم برد و نتیجه می گیریم که میزبانی اینگونه رویدادهای بزرگ بین المللی چه امتیازی برای صنعت گردشگری منطقه و زیرمجموعه هایش خواهد بود.

اما ایران باستانی ما که می تواند به عنوان یکی از کشورهای گردشگرپذیر مطرح جهان خودنمایی کند هنوز به جایگاه ورزش در توسعه صنعت گردشگری به خوبی پی نبرده است و از آن تا حد زیادی غافل مانده است. در حالی که ورزشهای باستانی ما همانند آثار باستانی ایران زمین در جهان معروف هستند و علاقمندان بسیاری را به خود جلب کرده  و مورد توجه قرار گرفته اند.

صحبت از ورزشهای نوین و امروزی مثل فوتبال، تنیس، گلف یا قایقرانی با تمام حاشیه های آنها نیست بلکه صحبت از قرن ها تمدن ، فروتنی و مردانگی است و از گود زورخانه و آوای خوش مرشد آن سخن می گوییم. محلی که اگر بتوانیم تمدن و تاریخ پهلوانی در آن را با تاریخ و تمدن کشورمان به جهانیان معرفی کنیم با هر چرخش پهلوانانش می توانیم چرخ اقتصاد گردشگری کشورمان را به حرکت درآوریم.

هر سال هفدهم شوال روز بزرگداشت فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای است که به گفته بسیاری از فعالان عرصه گردشگری این ورزش همراه با آداب و سنن مخصوصش می تواند به عنوان یکی از جاذبه های دلچسب برای گردشگران خارجی تبدیل شود. ورزشی که پهلوانانش از گذشته های دور در ایران زمینه به افتادگی و دستگیری از نیازمندان شهره بوده اند هم اکنون می تواند با افتخار دست کودک نوپای گردشگری ایران را گرفته و آن را وادار به دویدن کند.

احمد نیازی یکی از فعالان عرصه گردشگری درباره جاذبه این ورزش و البته زورخانه ها برای گردشگران خارجی می گوید: محل انجام این ورزش یا همان زورخانه های باستانی ما به دلیل نوع ساختمان و تزئین داخلی و البته لوازم خاص این ورزش همواره مورد توجه بسیاری از گردشگران خارجی بوده و هست ، بطوری که گاهی ساعت ها این گردشگران مشغول عکاسی از در ودیوار زورخانه ها بودند و با علاقه به توضیحات لیدر خود گوش می کنند.

وی به نکته ای بسیار جالبی در این زمینه اشاره می کند و می گوید: هرزمان که گروهی را برای بازدید از یکی از این زورخانه های تهران یا شهرستان ها می بریم زمان بازگشت متوجه می شوم که معمولا همه افراد تور یک یا دو وسیله از لوازم ورزش های زورخانه مثل میل که به صورت صنایع دستی در محل تدارک دیده بودیم را خریده اند و به عنوان یادگاری به دیار خود می برند؛ این یعنی ترویج فرهنگ پهلوانی در جهان و در عین حال حتی نمونه هایی هم داریم که برخی از جوانان گردشگر وقتی از این اماکن بازدید کرده اند به این ورزش علاقمند شده اند و هم اکنون هم مشغول به انجام آن هستند.

نیازی ادامه می دهد، هم اکنون این ورزش باستانی در بسیاری از شهرستان های ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است که معمولا ساختمان زورخانه این شهرها نیز جزو آثارتاریخی و اماکن باستانی آن شهرستان است، این موضوع خود می تواند به عنوان بهترین دلیل برگزاری تور در شهرستان های مختلف ایران باشد چون دیدن ساختمان های تاریخی و باستانی جزو یکی از علاقه های عموم گردشگران خارجی در ایران است.

این فعال عرصه گردشگری می افزاید: با توجه به اینکه این ورزش و آئین آن در سازمان یونسکو ثبت جهانی شده است بدون تردید بسیاری از گردشگران درباره آن اطلاعات جزئی دارند که می تواند اطلاعات تکمیلی را در قالب تورهای نیم روزی یا حتی یکروزه در اختیار آنها گذاشت . همانطور که می دانیم اطلاعات سازمان یونسکو همواره بعنوان نقشه راهی مناسب مورد استفاده گردشگران سراسر جهان قرار می گیرد و البته آثار یا مراکزی که در این سازمان به ثبت رسیده باشد جزو یکی از علاقه های گردشگران هنگام سفر به کشورهای مختلف جهان است. بنابراین این طلایی ترین فرصت است که تورگردانان توجه گردشگران ورودی به ایران را به گود زورخانه های کشورمان جلب کنند.

وی به برگزاری مسابقات قهرمانی ورزشهای زورخانه ای آسیا در نپال که چندی پیش برگزار شد اشاره می کند و می گوید: با توجه به اینکه کشور نپال از لحاظ جاذبه های گردشگری چندان متنوع نیست اما حضور تیمهای مختلف ورزشی هنگام برگزاری این دوره مسابقات مانند تیم ایران، کره جنوبی، نپال، مالزی، اندونزی، تایلند، فیلیپین، سریلانکا و هند باعث رونق بسیار مناسبی در صنعت گردشگری محل برگزاری این دوره از مسابقات شد حالا خودتان تصور کنید اگر تاریخ وتمدن ایران به قدمت این ورزش و علاقمندانش گره بخورد چه درآمدی حاصل گردشگری ایران باستانی خواهد شد.

از سوی ابراهیم مسعودی مدیرعامل یکی از آژانس های مسافرتی تهران در این باره اظهار نظر می کند و می گوید: بطور کلی گردشگران خارجی علاقمند فرهنگ کشور میزبان خود هستند و آئین زورخانه ای هم که یکی از قدیمی ترین آئین فرهنگی و ورزشی ماست می توانند بهترین سوژه برگزاری تورهایمان باشد.

به عقیده وی بطور کلی موسیقی، آوازهای مخصوص این ورزش در کنار محل انجام آن یعنی زورخانه ها می تواند به عنوان بهترین جاذبه برای گردشگران خارجی باشد و بهترین فرصت برای معرفی فرهنگ پهلوانی ایرانیان که برگرفته از مولایمان است ، خواهد بود.

مسعودی می گوید: همگان می دانیم که این ورزش کمی از خاطره ها رفته و به دلیل کمبود بودجه مسئولان نتوانسته اند این ورزش را آنطور که باید وشایسته است بین جوانان معرفی کنند و زنده نگهدارند بنابراین با حضور گردشگران در زورخانه های ایران می توانیم فرهنگ پهلوانی را در جامعه زنده کنیم و باعث جلب نظر بسیاری از جوانان کشورمان به آداب و آئین پهلوانی باشیم و صدای زنگ معروف زورخانه را به گوش جهانیان برسانیم ، زنگی که می توانیم به عنوان زنگ گردشگری از آن یاد کنیم تا علاوه بر ترویج فرهنگ پهلوانی در ایران و جهان باعث جذب سرمایه برای زنده نگهداشتن آن باشد.

این فعال عرصه گردشگری می گوید: همانطور که می دانیم بسیاری از زورخانه های قدیمی در شهرستان های ایران که خود دارای صدها جاذبه گردشگری هستند بنا شده است بنابراین می توان با برگزاری تورهای ترکیبی در قالب بازدید از اماکن تاریخی و ورزشی نسبت به رونق اقتصاد و اشتغالزایی منطقه مورد نظر برنامه ریزی کرد.

 

 


 
 
ثبات و امنیت تخت جمشید یا بحران اهرام مسئله این است؟
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳
 

اگرچه اخبار ناآرامی های مصر باستانی هم اکنون بیشتر سوژه های خبری را به خود اختصاص داده است، اما عظمت و قدمت اهرام باستانی آن همیشه پیش چشم گردشگران و علاقمندان بخصوص گردشگران ایرانی باقی مانده و حتی در این شرایط نیز دلیل سفر بیش از 7 میلیون گردشگر خارجی به این سرزمین کهن شده است.

در میان اخبار تغییر حاکمیت و ناآرامی های مصر، چندی پیش ، اواخر دولت دهم خبر از برقراری ارتباط بین دو کشور باستانی ایران و سرزمین فراعنه به میان آمد که بسیار هم حاشیه ساز شد. بسیاری موافق این ارتباط و بسیاری هم مخالف تبادل گردشگر بین دو کشور در شرایط کنونی بودند، اما نکته مهم با توجه به وابستگی درآمد ملی این کشور به رونق صنعت گردشگری ، تلاش مسئولان مصری  برای نجات صنعت بحران زده گردشگری در منطقه خودشان و راهیابی به بازارهای جدید جهت جذب گردشگر بود و ایران هم یکی از بکترین بازارهای هدف آنها بود.

نکته ای که هم اکنون مدیران و مسئولان گردشگری ایران می توانند به عنوان راهکاری بسیار مناسب برای رونق صنعت گردشگری ایران باستانی نیز از آن استفاده کنند .

به هر حال فارغ از اینکه مخالفان ایرانی یا مصری درباره انعقاد قرارداد تبادل گردشگر بین دو کشور چه دلایلی داشتند یا دارند مسئله نبودن امنیت کافی برای حضور گردشگران ایرانی در مصر که البته موضوع کم اهمیتی هم نیست باعث شد تا بسیاری از فعالان عرصه گردشگری از فواید احتمالی برقراری این ارتباط چشم بپوشند و آن را بطور کلی نفی کنند . این موضوع زمانی رنگ و بوی جدی تری به خود گرفت که سازمان جهانی گردشگری براساس آماری امنیت کشور مصر را برای گردشگران خارجی در حد بسیار پایین اعلام کرد و نام مصر را پس از سودان و پاکستان به عنوان سومین کشور خطرناک گردشگرپذیر جهان اعلام شد.

انتشار این خبر از یک نهاد بین المللی و بسیار موثر در صنعت گردشگری جهان باعث شد تا موج جدیدی از مخالفت ها علیه این برنامه یعنی تبادل گردشگر بین دو کشور داخل مرزهای ایران شکل گیرد در حالی که می توان به نیمه پر لیوان برای صنعت گردشگری کشورمان توجه ویژه​ای کرد و از فرصت به دست آمده یا همین موضوع یعنی نبود امنیت برای گردشگران خارجی در مصر به نفع رشد صنعت گردشگری کشورمان استفاده کرد؛ کاری که کشور اسپانیا برای رشد و رونق صنعت گردشگری خود انجام داد و هم اکنون طبق آمارهای رسمی بهترین بهره را از آن برده است.

نکته ای که شاید تا کنون از دید مسئولان داخلی کشورمان دورمانده و صرفا مقابله با هیاهوی خبری درباره نبودن امنیت برای گردشگران ایرانی، ذهن آنها را به خود مشغول کرده است. همانطور که می دانیم امنیت گردشگران مقوله بسیار مهم و عامل اصلی تعیین مقصد مسافران سراسر جهان است و همین موضوع در کشور باستانی مصر در حال حاضر فرصتی طلایی را در اختیار صنعت نوپای گردشگری ایران قرار داده است؛ صنعتی که به اظهار سازمان جهانی گردشگری هم اکنون به عنوان یکی از ارزان ترین مقاصد گردشگری جهان  و دروازه ملل شناخته شده و بسیاری را با وجود تبلیغات سوء علیه جاذبه های کشورمان وادار به بستن چمدانهایشان به سمت ایران باستانی کرده است.

فرصت طلایی چیست؟

پاسخ این سئوال اینگونه مطرح می شود که باید توجه داشته باشیم با وجود ناآرامی های موجود در کشور مصر طبق آمار منتشر شده توسط سازمان جهانی گردشگری این کشور توانسته در سال 2012 میلادی حدود ده میلیون نفر گردشگر را از سراسر جهان با داشته هایش به خود جلب کند، این رقم یعنی چیزی حدود 4 برابر گردشگران ورودی به کشورمان با  وجود 2400 محوطه باستانی در ایران باستانی و امنیتی غیر قابل مقایسه با مصر.

همانطور که قبلا نیز اشاره شد همین سازمان (سازمان جهانی گردشگری ) ایران را به عنوان یکی از مقاصد ارزان قیمت گردشگری جهان اعلام کرده و امسال هم کشورمان با پوستر « ایران؛ دروازه ملل» در دهکده جهانی خوش درخشید .

 بنابراین می توان با اتخاذ سیاست های مدیریتی مناسب این شرایط و ادغام امتیازات کنونی کشورمان، به برقراری تورهای ترکیبی بین ایران و دیگر کشورهای گردشگرپذیر و مشهور جهان مثل مصر، اسپانیا، مراکش یا ... فکر کرد تا از این فرصت طلایی به بهترین شکل ممکن به نفع خودمان استفاده کنیم.

به عنوان مثال و بدون تردید ارزان قیمت بودن بسته های گردشگری ایران در کنار خوشنامی زیرساخت ها و جاذبه های اسپانیا می تواند پیشنهاد جذابی برای گردشگران دیگر نقاط دهکده جهانی که در این کشور اقامت دارند بوده و آنها را تشویق به بازدید از محوطه های باستانی ایران نیز بکند. با این روش بدون تردید گردشگرانی که از اسپانیا دیدن می کنند می توانند پس از یک هفته اقامت در این کشور از آرامش و جاذبه های باستانی ایران امن نیز لذت ببرند و سفری بسیاری لذت بخش را به خودشان هدیه بدهند.

هرچند برگزاری اینگونه تورهای ترکیبی در دیگر نقاط جهان کاملا مرسوم و موفق بوده اما شاهد مثال این موضوع می تواند برگزاری مسابقات رالی پاریس ، پرسپولیس یا حتی پاریس، پکن باشد که هرسال سرمایه گذاران این مسابقات با توجه به خوش نامی دو منطقه گردشگری در دهکده جهانی گروهی را راضی به مسافرت در مسیر طولانی بین دو نقطه می کند

 بنابراین باید به نیمه پر لیوان نگاه کرد و امنیت پاسارگاد را کنار بحران اهرام در قالب یک بسته پیشنهادی گردشگری برای ماجراجویانی که در مصر حضور یافته اند قرار داد.

این امتیاز را نباید با ابراز نگرانی از نبود امنیت در مصر باستانی به حاشیه راند بلکه باید آن را صحیح و دقیق با تبلیغات گسترده و مناسب در جهان گردشگری مطرح کرد، تا این امتیاز مهم در ایران بتوان زیرساخت های گردشگری کشورمان را تقویت کرده و در نهایت جایگاه اصلی ایران در صنعت گردشگری بخصوص در خاورمیانه را  به دیگران معرفی کند.

این دقیقا فرصتی بوده که کشور اسپانیا  بدون در اختیار داشتن محوطه های باستانی همانند ایران اکنون از آن بهترین استفاده را برده است ، براساس آمار و اطلاعات از زمانی که کشور مصر دچار ناآرامی شده و بسیاری از گردشگران بخصوص گردشگران از شمال اروپا به دنبال مقصدی جایگزینی برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود بوده اند ، اسپانیا وارد عمل شده تا با فراهم کردن شرایط مشابه جاذبه های مصر بخصوص تفریحات ساحلی و البته مناسب درخواست گردشگران رشد اقتصاد گردشگری خود را حتی در بدترین شرایط اقتصادی تجربه کند . براساس آمار منتشر شده اسپانیا تنها در نیمه اول سال 2013 میلادی با این راهکار توانسته حدود 7 میلیون گردشگر را به سمت خود جلب کند.

بنابراین با توجه به نزدیک شدن روز جهانی گردشگری و البته مطرح شدن پوستر گردشگری ایران «ایران؛ دروازه ملل» به عنوان برند ملی گردشگری کشور نباید دست روی دست گذاشت و منتظر اتفاقات خوب بود؛ بلکه باید از فرصت ایجاد شده به بهترین شکل به نفع خودمان استفاده کنیم . اگرچه امکانات ساحلی مناسب با توجه به درخواست گردشگران اروپایی در اختیار نداریم اما بجاست که برای رسیدن به هدف اصلی یعنی ارتقاء سطح کیفی و کمی صنعت گردشگری کشورمان نباید امنیت محوطه باستانی ایران را در مقابل ناامنی اهرام مصر نادیده بگیریم.

 


 
 
اقتصاد گردشگری سرپل ذهاب و جوانرود در گرو مرز خسرو
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢
 

کاهش نرخ بیکاری خوانرود و سر پل ذهاب در گرو توسعه گردشگری

کرمانشاه به عنوان یکی از استان های  مشهور در صنعت گردشگری ایران است و هر ساله جاذبه های طبیعی و تاریخی این استان تعداد زیادی از گردشگران را بخصوص در فصل تابستان به سمت خود جلب می کند . اگرچه این اخبار برای دست اندرکاران صنعت گردشگری و جامعه آماری ایران دلگرم کننده است اما برخی عوامل باعث شده تا شهرستان های بسیار مستعد این استان هم اکنون به عنوان یکی از محرومترین ها و بیکارترین های ایران شناخته شوند.

اگر به آمار منتشر شده توسط نهادهای دولتی که چندی پیش اعلام شد توجه کنیم نام دو شهر «جوانرود » و «سرپل ذهاب» به عنوان دو شهر این استان با نرخ بالای بیکاری اعلام شده حال آنکه به گفته بسیاری از مدیران ومسئولان کشور جاذبه های گردشگری و البته طبیعی این دو شهر می تواند زمینه ساز اشتغال و رفع محرومیت این شهرها شود.

دکتر رضا ارجمندی، کارشناس ارشد محیط زیست و استاد دانشگاه ، درباره منابع و جاذبه های طبیعی این استان اظهار نظر می کند و می گوید: جاذبه های طبیعی این استان و بخصوص شهرستان هایش می تواند هر ساله منبع بزرگی از درآمد و اشتغالزایی در استان وشهرستان هایش باشد . این امر می تواند با برگزاری جشنواره ها و مسابقاتی چون کوهنرودی ، ماهیگیری یا صدها مورد جشنواره دیگر محقق شود و زمینه ساز رشد و رونق اقتصاد منطقه و رفع معضل بیکاری شهرستانهایی چون سرپل ذهاب و جوانرود شود .

وی با اشاره به جاذبه طبیعی این استان مثل پارک جنگلی طاق بستان، حاشیه رودخانه الوند، آبشار رودخانه دربند، باغ سه آسیاب، دامنه کوه برز، رود آب زرکش و رود دایمی زیمکان ادامه می دهد : در صورت توجه مسئولان گردشگری و بخصوص محیط زیست به این اماکن می توانیم میلیون ها نفر ایرانی و خارجی را هرسال در فصل تابستان به منطقه دعوت کنیم و صدها هزار فرصت شغلی برای جوانان این مرز و بوم ایجاد نماییم. این در حالی است که دولت صرفا به ساخت بازارچه های مرزی یا شهرکت های صنعتی بی رونق بسنده کرده و دیگر شرایط یعنی بسط و توسعه صنعت گردشگری منطقه را کاملا به دست فراموشی سپرده است.

این استاد دانشگاه می افزاید: آمار بیکاری شهر جوانرود با (9/46) چهل و شش و نه دهم درصد و سرپل ذهاب با (4/30) سی و چهار دهم درصد بیکاری بسیار نگران کننده است و بیانگر سوء مدیریتی بسیار جدی در منطقه است. ارجمندی در ادامه می گوید: همه می دانیم مرز خسروی در این استان مسیر اصلی ترانزیت کالا و گردشگر است و هر ساله تعداد زیادی گردشگر که از ایران برای اتبات عالیات اعزام می شوند را همراه تعداد بی شماری از تریلرهای ترانزیت پذیرایی می کند، بنابراین می توانیم با اجرای تورهای ترکیبی یا ساخت اقامت گاههای مناسب در این مسیر شهرهای استان کرمانشاه را هم مملو از گردشگران داخلی و خارجی کنیم نه اینکه باسوء مدیریت یا انتشار اخبارمتعدد مبنی بر باز یا بسته بودن این مرز، زمینه ساز بیکاری جوانان این استان شویم.

در همین حال خسرو منصوبی رئیس اتحادیه هتلداران کرمانشاه نیز درباره معضل بیکاری در شهرستان های سرپل ذهاب و جوانرود اظهار نظر می کند و می گوید: مشخص نبودن تکلیف مرز خسروی «جوانرود» را دومین شهر بیکار کشور کرده است.

وی درباره پتانسیل های موجود گردشگری در منطقه می افزاید: آب و هوای «جوانرود» معتدل کوهستانی است و از مناطق خوش آب و هوای استان کرمانشاه به شمار می‌رود. شهر جوانرود در درون یک دره واقع شده‌ و کوهستانی است به طوری که کوه شاهو به صورت دیواره‌ای در حدود 4 کیلومتری شمال آن قرار گرفته‌است. از مناطق تفریحی این شهرستان می‌توان زیبا پارک هلانیه، پارک ورودی شهر، منطقه تفریحی سفیدبرگ، باغهای سرود و صفی‌آباد و چشمه‌نزار را نام برد، اما با وجود همه این جاذبه ها هنوز حضور گردشگران در منطقه قابل ملاحظه نیست و شاهد رشد بیکاری در منطقه هستیم.

این فعال عرصه گردشگری می افزاید علی رغم وجود اینهمه امکانات طبیعی و تاریخی در منطقه برای جذب گردشگران داخلی و خارجی هیچ مرکز اقامتی یا تفریحی در این شهر وجود ندارد و هم اکنون تنها بخشی که می‌توان از آن به عنوان جاذبه گردشگری نام برد بازارچه کوچکی است که در نزدیکی مرز به خرید و فروش کالا اشتغال دارد.

 منصوبی یکی از دلایل اصلی عدم توجه سرمایه گذاران جهت ساخت مراکز اقامتی و تفریحی را پس از ناتوانی مدیران برای  جذب سرمایه در این زمینه را نزدیک بودن این شهر به کرمانشاه و عدم توجیه اقتصادی برای ساخت مرکز اقامتی یا هتل در آن عنوان می کند.

وی سوء مدیریت مسئولان گردشگری و البته دیگر مدیران را در ناتوانی جذب سرمایه جهت ساخت مراکز اقامتی اینگونه توصیف می کند و ادامه می دهد: هم اکنون با توجه به سیاست های غلط مسئولان بیشتر گردشگران تنها برای خرید و دیدن بازارچه مرزی به این شهر سفر می‌کنند و از آنجایی که با کرمانشاه فاصله زیادی ندارد، آنها ترجیح می‌دهند که محل اقامتشان در کرمانشاه باشد. حال آنکه می توان با تدابیری بسیار دقیق مثل ساخت مراکز تفریحی در کنار مراکز خرید مدت اقامت گردشگران را در منطقه از چند ساعت، حداقل به 24 ساعت افزایش داد تا ساخت مراکز اقامتی و تفریحی هم در منطقه یاد شده توجیه اقتصادی داشته باشد.

بسیاری از کارشناسان گردشگری درباره استعداد سرمایه گذاری در زمینه گردشگری منطقه می گوید: همه می دانیم بسیاری از مردم هم اکنون از اذحام یا هیاهوی شهری فراری هستند و با به دست آوردن کوچکترین فرصتی برای بازیابی آرامش دل به طبیعت می زنند این استان با امکانات بسیار زیاد طبیعی می تواند بهترین اقامت گاههای طبیعی را در قالب SPA برای آرامش مسافران در دل خود داشته باشد، وی از ساخت مراکز اقامتی در قالب توریسم درمانی در سوئیس اشاره می کند که شرایط کاملا مشابهی با منطقه یاد شده دارند، آرامش کوهستان ، رودخانه ، چشمه ساران و سرسبزی بهترین پتانسیل سرمایه گذاری در ساخت مراکز اقامتی اینچنینی در سرپل ذهاب و البته جوانرود است که متاسفانه از دید مسئولان و دست اندکاران گردشگری ایران پنهان مانده است.

منصوبی به عنوان  فعال عرصه گردشگری نیز می گوید: البته شهر «سرپل ذهاب» هم یکی دیگر از شهرهای استان  نیز با وجود آنکه بر سر راه بین‌المللی تهران – بغداد موسوم به جاده کربلا قرار دارد و می‌تواند به واسطه حضور زائران عتبات عالیات رونق چشمگیر داشته باشد و با بیکاری 30.4 درصد ی خود خداحافظی کند.

وی با اشاره به آنکه ساخت هتل یا مراکز تفریحی گردشگری و خدماتی در این شهر نیز توجیه اقتصادی ندارد می افزاید: با وجود آنکه سر پل ذهاب می‌تواند به واسطه قرار گرفتن بر سر راه زائران عتبات عالیات رونق مضاعفی داشته باشد اما از آنجایی که وضعیت باز یا بسته بودن مرزها مشخص نیست،‌ تعداد زائران با کاهش روبه‌روست. از این رو مشخص نبودن تکلیف مرزهای عراق سبب فراموش شدن چنین جاذبه‌ای شده‌است.  این درحالی است که می‌توان با فعال و معرفی کردن جاذبه‌های این شهرها،‌ گردشگری را توسعه داد و به واسطه آن اشتغالزایی کرد.

به هر حال این فعال عرصه گردشگری و دیگر کارشناسان گردشگری بخصوص در منطقه یاد شده امیدوارند که با تغییر دولت و البته مدیریت سازمان میراث فرهنگی وگردشگری توجه ویژه ای به جاذبه های بسیار بالای منطقه شده و آینده شغلی و در آمدی جوانان این مرز و بوم را فقط در گرو باز یا بسته بودن مرز خسروی نبینیم چون این منطقه با توجه به تمام امکانات و جاذبه های طبیعی و باستانی اشت ، خود می تواند به عنوان دروازه ای برای  گردشگری دیگر مناطق ایران باشد.