صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

آنفلوآنزای مرغی در قزوین بلای جان مرغداران
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢
 


داشتم مطالبی در مورد صادرات کشاورزی از ایران به دیگر کشورها رو جستجو می کردم که ناگهان این خبر رو که در ماهنامه دام کشت و صنعت، شماره 133/ فروردین ١٣٩٠ به چاپ رسیده بود رو دیدم شوکه شدم اما تصمیم گرفتم تا این مطلب رو با شما به اشتراک بگذارم .

عکس های این مطلب تزئینی می باشد وهیچگونه ربطی با مطلب ندارد.

فاجعه ملی پشت دیوار آهنی!

دام، کشت و صنعت: 4-5 سال، پیش آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان به کشور آمد، حدس و گمان ها از پرواز پرندگان مهاجر تا ورود قرنطینه ای یا فعال شدن کانون های داخلی، هر چه بود، با قدری تلفات و معدوم شدن ها به فراموشی سپرده شد. اما اینک مرکز کشور، پیام آور این خطر شده است و صنعتی ترین مراکز طیور واحدهای مرغ تخم گذار و قطب مرغ مولد، به این بیماری مبتلا شده اند.
    مرغ های 2 واحد عظیم در قزوین با ظرفیت یک میلیون و 200 هزار قطعه معدوم شده و صاحبان مرغداری به خاک سیاه نشسته اند. حداقل خسارت مادی این کار 80 میلیارد تومان برآورد شده و خسارت اقتصادی و وابستگی آن غیرقابل محاسبه است.
    متاسفانه به دلیل ضعف مدیریت وزارتخانه، این آنفلوآنزای وحشتناک در قزوین مهار نشده و استان های البرز و تهران هم، در مسیر هجوم آن قرار گرفته اند.
    کارشناسان پیش بینی می کنند تا هنگام تهیه این گزارش، احتمال دارد تلفات به حدود 20 میلیون قطعه برسد.
    توجه داشته باشیم حدود 48 درصد مرغ تخم گذار کشور در چهار استان؛ قم، تهران، البرز و قزوین وجود دارد.
    صدای رنج و درد مرغداران نیز، ظاهرا در افزایش قیمت تخم مرغ خلاصه شده که آن هم قرار است با واردات تخم مرغ رفع شود، اما خاکستر مرگ بر صنعت مرغ مولد کشور نشسته است؛ انتظار این بود وزیر جهاد کشاورزی به جای سرگرم شدن به نقل و انتقال اتاق های وزارتخانه، بسیج عمومی اعلام کند و خود، شخصا سرپرستی تیم های کارشناسی را به عهده گرفته و تمام امکانات کشور را برای مقابله و پیشگیری به کمک بطلبد، البته نه فقط برای کمک مرغدار، که تامین خسارت و دلجویی از سرمایه گذار نیز، به نوبه خود امری ضروریست، بلکه با توجه به شیوع این بیماری و گسترش خطرات ناشی از آن، و جلوگیری از معضلات ملی ناشی از بیماری مشترک بین انسان و دام.
    متاسفانه اینک حتی مجلس هم پیگیر این بحث مهم نیست ولی مردم این سؤال بی جواب را در ذهن خود بزرگ خواهند کرد که چرا پس از 4-5 سال، دوباره و بدون هیچ گونه مقاومتی از سوی برنامه ریزان و صاحبان مسئولیت، چنین اتفاقی افتاد. از این رو با نگاهی کارشناسانه، درصدد بررسی این موضوع هستیم و اینکه چگونه صنعت طیور به عنوان دومین بخش سرمایه گذاری اشتغال زا و کارآفرین در کشور به این بلیه دچار شد:
    
    آثار بیماری
H5N1
    البته در این میان، متولیان بخش طیور کشور تلاش کرده اند با رصد واقع بینانه، رفتار تولیدکنندگان و مصرف کنندگان فرآورده های طیور و تخصیص منابع برای ترمیم توان واحدهای تولیدی و حتی المقدور تاثیرات نامطلوب احتمالی سیاست هدفمندسازی یارانه ها بر این بخش را تعدیل کنند. اما برجسته کردن مسائل مربوط به تنظیم بازار و تلاش برای ثبات نسبی قیمت ها از طریق واردات و چشم پوشی از عوارض و تبعات تلخ ناشی از واردات، و همچنین عدم کنترل های دقیق بهداشتی و قرنطینه های سال اخیر، منشاء بروز بیماری های متعدد، از جمله تب برفکی در صنعت دام کشور و بیماری تنفسی
MS در بخش طیور گردید، این بیماری ها اقتصاد تولید در بخش دام سبک و زنجیره تولید گوشت مرغ و کلا، طیور را تحت تاثیر قرار داد به طوری که برای جبران این نارسایی، واردات جوجه یک روزه و تخم مرغ نطفه دار تشدید شد. اما در هفته های اخیر، صنعت طیور کشور، خصوصا زنجیره تولید تخم مرغ، با چالش جدی تری مواجه شده است که در صورت عدم کنترل، پیامدهای سریع و گسترده آن بر سلامت طیور و انسان تبعات عمیقی خواهد گذاشت.
    به واقع بررسی های کارشناسی نشان می دهد که اولین علائم بیماری فوق حاد آنفلوآنزای پرندگان ابتدا در مزارع مرغ تخم گذار استان قزوین مشاهده و پس از آن به سرعت، به واحدهای تولیدی استان قم، البرز و تهران منتقل شده و به این صورت موجب بروز نگرانی شدید در عرصه تولید و سلامت جامعه گردیده است. برخلاف روال معمول، این بیماری منشاء داخلی داشته و عوامل متعددی از جمله، واردات جوجه یک روزه و تخم مرغ نطفه دار، عوامل انسانی و یا ویروس های نهفته قبلی برای ذکر می شود. اگرچه میزان و درصد مزارع مبتلا به این بیماری هنوز به طور دقیق مشخص نشده است، اما سرعت شیوع و قدرت کشندگی و نابودی این بیماری در بین طیور، بسیار بالاتر از سایر بیماری ها است؛ به عبارتی در صورت ابتلا هر مزرعه به این بیماری میزان مرگ و میر طیور در آن به بیش از 90 درصد افزایش می یابد لذا به منظور کنترل بیماری باید کل طیور مزرعه معدوم گردد.
    
    فاجعه از قزوین آغاز شد
    گزارش های دریافتی نشان می دهد اگرچه عمده مزارع آلوده، مربوط به مزارع مرغ تخم گذار می باشد اما در برخی از استان ها، از جمله استان قزوین، شیوع این بیماری در مزارع مادر تخم گذار نیز گزارش شده است لذا به نظر می رسد میزان تاثیرگذاری این بیماری و شوک حاصل از آن بر تولید، عمیق و بلندمدت بوده و علاوه بر تاثیرات نامطلوب اقتصادی، فرآیند تولید دچال اختلال شده و شکاف بین میزان تولید و تقاضا افزایش یابد. چرا که راه اندازی مجدد و تامین پولت مرغ مادر تخم گذار و مرغ تخم گذار هر کدام حداقل به 5 ماه زمان نیاز دارد. از سوی دیگر، استان های مبتلا به این بیماری عمدتا از کانون های اصلی تولید تخم مرغ در کشور محسوب شده و هر گونه نوسان تولید در این استان ها، تعادل بازار تخم مرغ کشور را بر هم خواهد زد.
    
    سهم تولید استان های مبتلا به بیماری از کل تخم مرغ کشور
    نام استان ظرفیت پرورش مرغ تخم گذار (هزار قطعه) سهم از کل ظرفیت کشور (درصد)
    قزوین 8460 9/10
    قم 5685 3/7
    تهران 23387 2/30
    جمع 37532 5/48
    
    ماخذ: معاونت امور تولیدات دامی، وزارت جهاد کشاورزی
    به استناد آمارهای فوق، بخش قابل توجهی از تولید کشور (حدود 48 درصد تولید) در خطر ابتلا به این بیماری قرار دارد اگرچه توسط دستگاه مسئول (وزارت جهاد کشاورزی) اقدامات متعددی، از جمله ایجاد و فعال سازی پست های قرنطینه، جلوگیری از نقل و انتقال طیور به استان های هم جوار و اعمال محدودیت های رفت و آمد در مزارع به عمل آمده است اما به نظر می رسد این گونه اقدامات عمدتا با تاخیر و بعد از بروز و ظهور بیماری صورت می گیرد.
    
    اثرگذاری بیماری بر سلامت انسان
    این درست که آثار مالی و اقتصادی این بیماری بر ساختارهای تولید، بازار، قیمت و امنیت غذایی کشور بسیار حائز اهمیت است، اما یکی از فاکتورهای مخرب احتمالی این پدیده، قابلیت گستردگی و میزان آسیب گذاری آن بر سلامت جمعیت انسانی است. تجربیات نشان می دهد که امکان تلفیق و ترکیب این ویروس با ویروس (آنفلوآنزای انسانی) وجود دارد و در صورت بروز این پدیده، بیماری فوق برای جمعیت انسانی مبتلا، بسیار خطرناک و کشنده است و مجموعه زیرساخت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور را متاثر خواهد کرد.
    
    چه باید کرد؟
    با این توصیف و ضمن تاکید بر تامین سازوکارهای مناسب برای پیشگیری و تعدیل تاثیر مخرب آن، راهکارهای قابل اجرا بدین شرح است:
    *با شیوع بیماری های متعدد در کشور، توانمندی و کارآیی سیستم های کنترلی و نظارتی مانند سازمان دامپزشکی به شدت مورد تردید قرار می گیرد لذا، عملکرد این سازمان در حیطه مسئولیت های محوله، نیازمند ارزیابی خواهد بود.
    *اعمال قرنطینه سخت می تواند تا حدودی اطمینان بخش باشد به شرط اینکه با همکاری قاطع تمامی مسئولان انجام شود.
    *بررسی شود چرا سازمان های متولی بهداشت برای مقابله، از تعامل و هماهنگی مناسب برخوردار نبوده و اهمیت موضوع برای برخی از دستگاه ها هنوز مبهم است.
    *قاعدتا کارکرد نهاد ها و دستگاه های متولی هدفمند، باید آگاهانه و پیشگیرانه باشد اما اقدامات معمول عمدتا، انفعالی و تاخیری صورت می گیرد. ضمن اینکه همکاری بین دستگاهی، در سطح پایینی قرار دارد. به نظر می رسد در ایجاد زیرساخت های پیشگیرانه، غفلت و تاخیر صورت گرفته است و قواعد و سیاست های حاکم بر بخش تجارت، متناسب با استانداردهای معمول برای کنترل آفات و بیماری ها شکل نگرفته است.
    *فوریت در به کارگیری سازوکارهای پیشگیرانه، نیازمند انسجام و همکاری مجموعه ای از دستگاه های ملی و استانی است؛ چرا که برنامه ریزی برای اطلاع رسانی، پیشگیری، نظارت و مقابله با این پدیده، توسط دستگاه ها، عمدتا پراکنده و ناهماهنگ صورت می گیرد.
    *به مردم آموزش داده شود تا رفع قطعی این بیماری، هنگام پوست کندن و استفاده از گوشت مرغ از ماسک و دستکش استفاده کنند.
    حال که وزیر و وزارتخانه، پاسخگوی مردم و مسئولان نیستند، بیایید دعا کنیم این بیماری خطرناک برای طیور و انسان، به استان مازندران نرسد چرا که بیش از 200 مزرعه مرغ مادر گوشتی در آن جا فعال است و حدود 25 درصد جوجه گوشتی کل کشور در استان مازندران تولید می شود. علاوه بر این مرغداران سراسر کشور، 40 درصد تخم مرغ نطفه دار خود را برای جوجه کشی به استان مازندران می فرستند؛ یعنی در مجموع، از 60 درصد کل مرغی که در کشور پرورش داده و تولید می شود، یا جوجه یک روزه آن از مازندران است یا تخم مرغ سایر استان ها در مازندران به جوجه یک روزه تبدیل می شود. ارسال مرغ آماده کشتار (اما زنده) به تهران نیز معضل دیگری است که می تواند باعث انتقال بیماری شود. کشتارگاه های تهران هم به این ویروس مشکوک هستند. آیا باید دیوار آهنی دور استان مازندران کشیده شود؟ چرا که در صورت شیوع بیماری در استان سرسبز مازندران، باید پرونده مرغ و مرغداری در ایران خاتمه یافته تلقی شود.
   
 

 ماهنامه دام کشت و صنعت، شماره 133/ فروردین ١٣٩٠