صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

فاجعه ای برای اصفهان و مردم اصفهان
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

چند وقتی هست که اخباری مربوط به خشک شدن رودخانه ها، دریاچه ها ، تالاب ها و ... به طور کلی خشک سالی رو در کشور عزیزمون می خونیم یا می شنویم. اول ناراحت می شیم که امسال هم کمبود آب داریم یا اینکه خدا به کشاورزان رحم کنه و از این طور چیزا اما مهمترین فاجعه ای که شاید کمتر کسی به اون فکر کرده باشن فاجعه روانی و رواحی مردم حاشیه این رودها یا دریاچه هاست .

اکثر ما ها شاید حداقل یک بار اصفهان رفته باشیم و اون پل معروف یعنی سی و سه پل رو دیده باشیم شاید هم چندتا عکس یادگاری کنار او با رودخانه زاینده رود گرفته باشیم که حالا همون عکس های یادگاری عتیقه شده اند و ارزشی بسیار زیاد پیدا کرده اند چون دیگه آبی در زاینده رود جاری نیست!!!

اگر اهل قلیون یا چای خوردن هم بودیم به قهوه خونه های زیر پل سری زدیم و با نشستن روی تخت های اون و صدای زیبای آب زاینده رود کمی کیف کرده باشیم و پکی به قلیون زده باشیم . اما حالا دیگه همه این لذت ها تعطیل شده و فقط یک زمین خشک با تعدادی قایق به گل نشسته برای اصفهان باقی مونده .

این شهر توریستی که تعداد زیادی آثار باستانی رو در خودش جای داده و به قول معروف نصف جهان هم بوده حالا دیگه با یک زمین ترک خورده به نام زاینده رود چیزی برای گفتن و عکس گرفتن براش نموده .

به یاد داریم که هر روز بعد از ظهر اکثر اصفهانی ها وسایلشون رو جمع می کردند و همراه خانواده در حاشیه زاینده رود فرش پهن می کردند و گل می گفتند و گل میشنیدن کمی اونطرف تر هم بچه ها  سرگرم بازی و شادی بودند یا به پدر و مادرشون می گفتندکه بریم قایق سواری  یا اینکه  کنار آب بازی می کردند ولی حالا جز خاک و باد داغ براشون چیزی نموده و خبری از صدای خنده زیبای کودکان وقتی دستاشون رو از داخل قایق به آب می زدند نیست .

حالا مردم به جای اینکه از روی پل قدم بزنند و اونطرف پل برند ترجیح می دهند که از کف سوخته و آفتاب خورده زاینده رود عبور کنند و خاطرات شیرین دوران کودکی یا نوجوانی خودشون رو با گردو خاک به باد بسپرند،

از طرفی هم اگر کمی ریز بین باشیم با دیدن برخی از علایم و تابلوهای هشدار دهنده که حالا بی مصرف شدند شاید بتونیم چند سطری طنز برای این موضوع بنوسیم و از شدت ناراحتی و غم حسابی به این طنز بخندیم و از خودمون سوال کنیم کدوم آب که بخواهیم شنا کنیم؟

یا اینکه تعدادی از جوانان یا بازنشتگان این شهر زیبا با یک قلاب کوچک ماهیگیری کنار رودخانه می نشستند و غرق در خاطرات منتظر نوک زدن یک ماهی به طعمه سر قلاب می نشستند و با خاطراتشون زندگی می کردند ولی حالا همه ماهی ها روی زمین داغ جان دادن و دیگه نخ و قلابی هم در کار نیست!!!!

آیا  تا حالا فکر کردید که تاثیر روانی این خشک شدن رودخانه زاینده رود روی سلامت روانی مردم ساکن اصفهان چی بوده؟ گذشته از مسایل اقتصادی که برای کشاورزان به دنبال داشته . از قدیم گفتن هرجا آب باشه زندگی هم هست حالا برای اصفهان چی باید گفت؟

اگر خشک سالی هم که باشه بنظر اکثر کارشناسان فن عدم مدیریت منابع آبی باعث این اتفاق بوده بنابراین بهتر است مدیران مربوطه کمی بیشتر به این موضوع رسیدگی کنند و مردم هم خودشون با صرفه جویی منابع آبی این شهر رو کنترل کنند و بهداشت روانی و نشاط رو دوباره در رودخانه زاینده رود به جریان بیاندازند.

تاثیر نامطلوب خشک شدن رودخانه زاینده رود در روحیه مردم اصفهان بسیار  ناگوار خواهد بود بو شور و نشاط رو از این شهر باستانی دور خواهد کرد . 

 

به هر حال باید این زنگ خطر طبیعت رو جدی گرفت و چاره ای اندیشید ، چون اگر همین روند ادامه پیدا کند شاید فقط تعدادی عکس از نصف جهان باقی بمونه و همه چیز تبدیل به شوره زار بشه.