صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

آیا چین برنده واقعی جنگ گاز دریای خزر است؟
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
 

درست زمانی که کشورهای آمریکا و روسیه مشغول قدرت نمایی برای یکدیگر هستند این چین است که برنده واقعی این نبرد خواهد بود.

گاز طبیعی یا همان ال . ان . جی اخیرا در واقع کلید رشد اقتصادی کشورها خواهد بود بنابراین تمام تمرکز دولت ها بر این مسئله قرار گرفته و مشغول آنالیز کشورهای تولید کننده آنها می باشند تا مبادا از قافله این انرژی جا بمانند.

با توجه به درخواست های بسیاری که کشورهای اروپایی برای تامین انرژی گرمایی خود در فصل سرما هستند ارزش این منبع انرژی بالاتر و بالاتر می رود از طرف دیگر این رقابت خود باعث ایجاد یک رقابت جانبی نیز خواهد شد و آن تملک منابع گازی است.  حالا چین قدرت اقتصادی نوظهور در دنیا به یکی از ابرمصرف کنندگان این انرژی خدادی شده و با توجه به رشد روز افزون اقتصادی خود و نیاز روز افزونش به منابع انرژی سعی در برقراری ارتباط با کشورهایی که تولید کننده هستند دارد. بنابراین همین رقابت باعث تعریف جدیدی از سیاست های تجاری برخی کشورهای تولید کننده و همچنین خریدار شده است.  به همین منظور چین با تکیه بر نیروی کار ارزان خود توانسته سیاست تمرکز بر ساخت و سازهای پروژه نفتی را به اجرا بگذارد و این شرایط را به نفع خود تغییر دهد.  به این صورت که در مناقصه های احداث پروژه های نفتی و گازی توانسته با اعلام قیمت های بسیار کم خود را در این مناطق سهیم کند .

چین در برخی مناطق به جای دریافت نقدی پول برای ساخت این پروژه ها اقدام به بستن قراردادهای پایاپای کرده به صورتی که پس از بهره برداری به جای پول از محصول آن منطقه گازی استفاده کند و برای خود منابعی بسیاری از انرژی را فراهم کند. حتی اگر در بدبینانه ترین حالت نتواند این قراردادها را منعقد کند با احداث این پروژه ها می تواند اطلاعات بسیار مفیدی از ذخایر جهانی به دست آورد تا برای آینده خود بهتر برنامه ریزی کند و هزینه تحقیقات را از خودش دور کند. یکی از جدیدترین مناطق گازی که  برای چین از اهمیت بیشتری برخوردار است منطقه گازی حوزه دریای خزر می باشد.

با توجه به رشد روز افزون تقاضای کشور چین بر اثر رشد اقتصادی این کشور به ناچار علاوه بر تقویت تولید مناطق گازی خود باید به حوزه های دیگر بین المللی نیز چشم بدوزد تا از بحران های انرژی در جهان خود را دور نگهدارد. چین خود دارای منابعی خوبی از گاز در خاک خودش می باشد که به صورت خطوط انتقال این گاز را به شهرهای صنعتی خود انتقال می دهد و بخشی از نیاز داخلی خود را تامین می کند اما این نیاز بیش از حد توان تولید آن می باشد بنابراین باید مابقی نیاز خود را از طریق واردات این محصول تامین کند. اینجاست که پروژه های نفتی در کشورهای دیگر نقش کلیدی برای چین دارد.  منطقه جدید ایجاد شده در کشور های تازه استقلال یافته منطقه روسیه فرصتی طلایی را برای کشور چین ایجاد کرده است. این فرصت زمانی ایجاد شد که آمریکا و روسیه مشغول مقابله با سیاست های یکدیگر بودند به همین دلیل از فرصت ایجاد شده غافل بودند و چین با فرصت طلبی بیش از حد خود توانست این فرصت را به نفع خود تغییر مسیر دهد.

چین توانست با نزدیک شدن به کشورهای تولید کننده این حوزه آنها را به خود وابسته کند و تولیدات آنها را به سمت بازار مصرف خود به حرکت درآورد. نکته حائز اهمیت برای چین مرزهای بسیار زیاد زمینی با برخی از این کشورها بود که امکان انتقال از طریق خط لوله را برای هر دو طرف برقرار می کرد. با توجه به درگیری های دو کشور یعنی روسیه و آمریکا این دو کشور از فرصت ایجاد شده غافل شدند و شاید سال های زیادی نیاز باشد تا دوباره چنین فرصتی ایجاد شود و این دو کشور به خواست خود برسند. برخی کارشناسان  عامل ایجاد شدن این فرصت را 2 مورد می دانند

1.      روسیه با توجه به قدرت نظامی خود و ارتباطات دیرینه خود با این کشورها در حوزه دریای خزر فکر کرده بودند که این کشورها را به عنوان حیاط خلوت خود بدانند و فکر کنند که هرزمان که لازم بود بتوانند به آنها دست داشته باشند که از ابتدا این تفکر اشتباه بود.

2.      نکته دوم این بود که آمریکا با توجه به حضور نظامی قوی خود در منطقه فکر کرده بود که امکان نفوذ در این میادین را خواهد داشت و امکان انتقال گاز این منطقه را به کشور خود برقرار کرده که عملا این اتفاق نیافتاد.

ولی به نظر برخی عامل اصلی در این پیروزی اختلاف سال 2009 بین کشورهای تولید کننده حوزه دریای خزر با کشور روسیه بود و آن اختلاف انتقال گاز این کشورها به سمت اروپا بود همین امر باعث شد  که کشورهای تولید کننده به فکر بازاری بدون دردسر برای خود باشند و دیگر حاضر نبودند که به کشور روسیه باج دهند و خود را از زیر بار این مضوع آزاد کردند و به سمت بازار بدون دردسر چین بروند .

با توجه به اتکای این کشور ها به درآمدهای نفتی و گازی خود هیچ مشتری بهتر از چین برای آنها نبود بنابراین برنده واقعی جنگ منابع انرژی در حوزه دریای خزر کشوری جز چین نبود که در کمال آرامش درست در بین درگیری قدرت های بزرگ بر سر مالکیت این مناطق موتور اقتصاد خود را با گاز وارداتی از این منطقه به گردش در آورده بود.