صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

گردشگری ایران بازهم آخرین لحظه رسید؟!
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٧
 

 سربازان سنگی کوروش و عظمت سی و سه پل نتوانستند به کمک صنعت گردشگری ایران بیایند

 گردشگری ایران بازهم از پرواز جاماند!

 سپاه کوروش دربابر ارتش سفالی چین مغلوب شد.

 هفته آخر فروردین سال جاری اکثر سوژه های خبری در مطبوعات کشور با توجه به سفر رئیس جمهوری ایران به جنوب کشور مربوط به خلیج همیشه فارس و آینده صنعت بسیار پردرآمد و نوظهور گردشگری در این منطقه بود. این سوژه های خبری حاکی از رونق صنعت گردشگری خلیج فارس در آینده نزدیک بودند اما همزمان با این انفجار خبری رویداد بسیار مهم و فرصتی طلایی از دست صنعت گردشگری ایران رفت. 

با توجه به اهمیت صنعت گردشگری و درآمد بسیار هنگفت آن که به گفته بسیاری از کارشناسان، این صنعت حتی می تواند با توجه به پتانسیل برخی کشورها در این زمینه به عنوان مهمترین صنعت درآمدزای آن منطقه باشد، بسیاری از کشورها با داشته ها و نداشته های خود با توجه به درآمدزایی هنگفت این صنعت سعی در رونق گردشگری و جذب حداکثری گردشگران بین المللی به سرزمینشان دارند و با استفاده از تمام امکانات داخلی و خارجی خود در این زمینه سرمایه گذاری کرده و می کنند. یکی از این سرمایه گذاری ها به عقیده کارشناسان گردشگری حضور قدرتمند و برنامه ریزی شده در نمایشگاههای بین المللی گردشگری در گوشه و کنار این دهکده جهانی و بازار هدف کشورها است. 

هفتمین نمایشگاه بین المللی صنعت گردشگری چین COTTM2012که یکم اردیبهشت ماه 1391 به کار خود پایان داد جدیدترین و آخرین رویداد مهم در این صنعت نوظهور جهان بود، که اکثر کشورها سعی کردن با بهترین وکارآمدترین برنامه در آن شرکت کنند و حتی با گرفتن غرفه ای کوچک اما مفید سعی در جلب نظر گردشگران چینی داشتند و با برنامه ای هدفمند کوشیدند به صنعت گردشگری کشورشان رونق بخشند. 

 اما ایران که از نظر پتانسیل جذب گردشگر به گفته بسیاری از سازمان ها و نهادهای بین المللی جزو کشورهای برتر جهان شناخته شده و به گفته بسیاری از مسئولان دولتی این صنعت قرار بوده در تمام نمایشگاههای اینچنینی حضوری فعال و گسترده داشته باشد تنها 3 روز مانده به برپایی نمایشگاه چین تصمیم به حضور در مهمترین رویداد گردشگری آسیا گرفت و همچون لشگری بدون فرمانده پابه میدان نبرد در این نمایشگاه بین المللی گذاشت و بار دیگر فرصتی طلایی معرفی گردشگری ایران را از دست داد. اگرچه ایران ارتباطی بسیار مناسب با کشور چین دارد و همیشه در کلیه نمایشگاههای این کشور شرکت می کند ولی معلوم نیست چرا این نمایشگاه برای دست اندرکاران صنعت گردشگری ایران زیاد جدی گرفته نشده بود در حالی که تجربه تلخ نمایشگاه اکسپو در کارنامه ایران وجود داشت و تمام مسئولان وعده داده بودند در نمایشگاههای آینده بخصوص نمایشگاههای بین المللی گردشگری و صنایع وابسته جبران این تجربه تلخ خواهد شد. 

عدم برنامه ریزی و هماهنگی برای موفقیت در نمایشگاه یاد شده آنقدر مشهود بود که شرکت نمایشگاههای گردشگری به عنوان تنها نهاد مسئول در باره برگزاری و شرکت دست اندرکاران گردشگری ایران در کلیه نمایشگاههای بین المللی سراسر جهان تنها چند روز قبل از برگزاری نمایشگاه چین مدیر عامل خود را از دست داد و مدیری جدید را انتظار می کشید. 

بنابراین اگر از مشکلات مادی این نهاد که به گفته دست اندرکاران این نهاد اصلی ترین دلیل عدم برنامه ریزی دقیق برای حضور در نمایشگاه چین بوده است بگذریم ، سئوال اصلی اینجاست که شرکت نمایشگاههای گردشگری که دقیقا چند روز قبل از نمایشگاه مدیرعامل خود یعنی احمدبیدی را از دست داده و منتظر معرفی مدیری جدید مانده بود چگونه می توانست برای موفقیت این صنعت بسیار پردرآمد  که به عقیده بسیاری از دست اندرکاران و کارشناسان درآمد حاصل از آن امکان جایگزینی درآمد نفتی ایران را دارد ، برنامه ریزی کند و طی برگزاری این نمایشگاه صنعت گردشگری ایران را آنگونه که باید باشد به جهانیان و بخصوص گردشگران چین معرفی کند. این در حالی است که تمامی دست اندرکاران این شرکت و دیگر مسئولان صنعت گردشگری ایران قبلا از حضور ایران در نمایشگاه سال 2012 میلادی چین خبر داده بودند و سال برگزاری این نمایشگاه را سال گردشگری ایران و چین می دانستند و همچنین حضور گسترده صنعت گردشگری ایران در 26 نمایشگاه مهم بین المللی در این زمینه را از برنامه های بلند مدت خود اعلام کرده بودند. 

آیا واقعا حضور شتابزده و بدون برنامه 13 شرکت گردشگری و غرفه ای 200 متری حاصل همین برنامه ریزی ها بوده و این امکانات در نمایشگاه COTTM توان تضمین موفقیت گردشگری ایران را در کشوری که به گفته نهادهای بین المللی تا سال 2020 میلادی توان صدور 100 میلیون گردشگر را به سراسر دهکده جهانی دارد، داشته است؟! واقعا سهم جذب گردشگران چینی توسط صنعت گردشگری ایران تاکنون چقدر بوده و شرکت های ایرانی از این نمایشگاه چه سوغاتی برای ایران به ارمغان آوردند؟ 

حتی اگر تصور کنیم که دست اندرکاران صنعت گردشگری ایران با تعدادی بروشور و پوستر از پاسارگاد، سی و سه پل یا  حافظیه شیراز به این نمایشگاه رفته بودند و در خوشبینانه ترین حالت با بسته های (پکیج های ) مناسب گردشگری قصد برقراری ارتباط با دیگر مدیران و دست اندرکاران کشورها را در این نمایشگاه داشتند به این نتیجه می رسیم که بازهم صنعت گردشگری ایران تکرار مکررات کرده اند و از این نمایشگاه به جز صورت حسابی سنگین چیز دیگری برای صنعت گردشگری کشور به ارمغان نیاورده چون امکان برقراری با همان مسئولان در کشور مطبوعشان به راحتی توسط رایزانان فرهنگی ایران در محیطی کاملا مناسب و آرام تر از این نمایشگاه مهیاست . همانطور که می دانیم و به گفته پایگاه اطلاع رسانی این نمایشگاه اکثر کشورهای شرکت کننده در نمایشگاه COTTM2012  قصد معرفی توانمندی ها و جاذبه های گردشگری کشورشان به چینی ها و به قصد تعیین سهم خود از گردشگران چینی را در سالهای بعد داشته اند و برای ایجاد ارتباط با  دیگران در نمایشگاه چین حاضر نشده  و در این زمینه یعنی برقراری ارتباط با دیگر کشورها کوچکترین برنامه ریزی مفیدی نداشتند و تنها به تبادل چند بروشور و کارت ویزیت بسنده می کردند. 

به هر حال این نمایشگاه هم همانند گذشته برای گردشگری ایران چندان مفید نبود اگرچه غرفه ای بزرگ در اختیار ایران بود اما بازهم عظمت سپاهیان کوروش در تخت جمشید و سی و سه پل اصفهان نتوانست در برابر ارتش سفالی چین ایستادگی کند  و به کمک صنعت بی رمق گردشگری ایران بیاید و مسئولان بازهم با تکرار مکررات فرصت سوزی کردند. امید است که در نمایشگاه های بعدی که از قبل وعده حضور فعال ایران در آنها توسط مسوولان مربوطه داده شده است و تاریخ برگزاری آنها کاملا مشخص شده و برای حضور مفید ایران در آنها هنوز وقت برنامه ریزی هست مسئولان برنامه مدونی تدوین کنند تا اینکه حضور قدرتمند صنعت گردشگری ایران منوط به صندلی مدیریت برخی نهاد ها نباشد و گردشگری ایران با این برنامه مدون و بلند مدت حتی در نبود مدیریت سازمان و نهادهای مربوطه طبق قوانین و مقررات کشور به راه خود کاملا شفاف و قوی ادامه دهد.

 اما در انتها شاید دور از ذهن نیست که دوباره بتوان به این موضوع اشاره کرد که اگر مسئولان دولتی صنعت گردشگری ایران، خصوصی ها را رقیب خود ندانند و به موازی کاری با آنها نپردازند و هر دو دست به دست هم دهند شاهد رونق صنعت گردشگری ایران در آینده ای نزدیک خواهیم بود.