صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

نخستین بانک تاریخ ایران
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۱
 

پیداست که با فرمانروایی کوروش بزرگ اقتصاد ایران وارد مرحلۀ نوین و جهانی خود شد، که تا فروپاشی حکومت ساسانیان، روند همگانی آن کم و بیش دست نخورده ماند. گشودن لیدی، کشور ثروتمندی که مردمش به متکبران ضرب سکه شهرت داشتند و گشودن بابل، یکی از معدود باراندازها و بازارهای کهن بین المللی، ایران را از سِند تا مدیترانه، به بزرگترین مرکز اقتصادی جهان باستان تبدیل کرده بود. این گسترۀ بزرگ داد و ستد، با سه مرکزیت هگمتانه، پاسارگاد و بابل و در کنار این سه، مرکزیت های بزرگی مانند اورشلیم و سارد، ناگزیر از برخورداری از شبکه های مالی بزرگی بود، که بتواند پاسخگوی آن همه تحرکی باشند، که یک شبه به دست کوروش بزرگ پدید آمده بود.

شاید شگفت انگیز باشد، که این نظام تازه، از بانکی تقریباً مانند بانکهای امروز برخوردار بوده است.

کهن ترین بانک شناخته شده در ایران در زمان کوروش بزرگ، بع بانک « اِگیبی و پسران » مشهور بود. با بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی و جهانگشایی کوروش بزرگ و برقراری آرامش و امنیت در آبادی ها و راه ها و همچنین آغاز رونق نقش سکه، شبه بانکداری نیز، که از هزارۀ دوم پیش از میلاد در میانرودان تا حدودی شناخته شده بود، وارد مرحلۀ نوینی شد. معمولاً کارهای مالی را معبدها به عهده داشتند، ولی از اواخر سدۀ ۷ پیش از میلاد، که با فروپاشی یا ضعف حکومت های میانرودان، معبدها توانایی پرداختن به کارهای مالی را از دست دادند، این شبه بانکها شکل جدی تری پیدا کردند. این بانکها نخست فقط وام میدادند و برای وام، گروی قابل توجهی، مانند زمین کشاورزی یا کارگر برای بهره برداری و بهره کشی، در اختیار بانک قرار میگرفت.

شاهنشاهی پارس برای نظام بانکی امکاناتی فراهم آورد، که پیشتر هرگز وجود نداشت. تا این زمان تنها امیران و روحانیان، به استثنای موردهایی کمیاب، به کار بانکداری و پول میپرداختند. ظاهراً در زمان هخامنشیان بانکهای حقیقی و خصوصی، مانند بانک اگیبی و پسران و بانک « مورشو و پسران »، برای نخستین بار به طور رسمی بنیان گذاشته شدند و یا هویتی رسمی یافتند. صدها سند بانکی از بایگانی این بانکها، از آن میان بانک وارثان شخصی به نام اگیبی از اهالی بابل به خط میخی بدست آمده است، که آگاهی های گرانبهایی دربارۀ نظام بانکی عصر باستان در اختیار ما میگذارد. با اینکه این بانک در بابل بود، ولی چون در قلمرو حکومت هخامنشیان کار میکرد، عملاً سازمانی ایرانی به شمار می آمد و حتی برای دولت مرکزی پارس، مالیات و خراج گردآوری میکرد.

آغاز کار بانک اگیبی و شرکاء به سدۀ ۷ پیش از میلاد میرسد و به گمان از زمان بخت النصر تا داریوش بزرگ فعالیت داشته است. اونگنَد، که ضمن مقاله ای ارزشمند خاندان اگیبی را معرفی کرده است گمان میکند، که نخستین اگیبی در سالهای میان ( ۶۹۰ تا ۶۱۰ ق.م ) زنده بوده است. بانک اگیبی و پسران با بانک دیگری به نام مورشو و پسران در طول فعالیت خود، همۀ توان پولی منطقه را در اختیار خود داشتند. بانک اگیبی و پسران به کارهای رهنی و اعتباری و همچنین امانتداری میپرداخت. سرمایۀ بانک صرف کارهای مربوط به مسکن، مزرعه، دام و کشتی های باربری میشد. پول، غله، خرما، آجر و دیگر وسایل مصرفی و حتی بردۀ روسپی در قبال بهرۀ زیاد بصورت جنسی به بانک سپرده میشد.

بردگان برای روابط جنسی به متقاضیان اجاره داده میشدند. گله های بزرگ در اختیار طرف قرارداد قرار میگرفت و به جای بهره تعداد زیادی از بره ها، پشم و پوست دریافت میشد. افزون بر این، بانک ادارۀ ملک افراد را در برابر سود در اختیار میگرفت. ایرانیان مقیم بابل که خود تمایلی به کار روی ملک خود را نداشتند، از این موقعیت استفاده میکردند. بانک حتی در قبال بهرۀ غیرمستقیم پرداخت بدهی افراد را به عهده میگرفت. غنایم جنگی نیز به بانک فروخته میشد.

در بانک اگیبی، حسابی مانند حسابجاری بانکهای امروزی وجود داشت و استفاده از چک نیز رایج بود. از لوحی که در بابل بدست آمده است چنین برمی آید که در ماه سپتامبر ۵۳۷ ق.م شخصی به نام تادانو مقداری نقره به « ایتی مردوخ بلاتو » رئیس بانک اگیبی سپرده است، تا در ماه نوامبر بهرۀ آن را دریافت بکند. این سند در هگمتانه تنظیم شده است و پیداست که به هنگام نوشتن سند، مسئول بانک ( یکی از اگیبی ها؟ ) در پایتخت بوده است. در این سند مقرر شده است، که وام پرداخت شده در بابل، بصورت خرما به نرخ روز بازپرداخت شود. همچنین دیده میشود که ۴ سال بعد، همین شخص در یک شهر ایرانی، به این داد و ستد پرداخته است، ولی این بار قرار شده است، که وام در هگمتانه بازپرداخت شود. در لوح های متعدد دیگری به تاریخ دوران پادشاهی کمبوجیه معلوم میشود که بانک اگیبی در پارس، در جایی به نام « خومَدِشو یا مَتِزیش »، در نزدیکی پارسه، سرگرم کار بوده است. چهار قرارداد ایتی مردوخ بلاتو، در این شهر بدست آمده است.

از سندهای مربوط به بانک اگیبی چنین برداشت میشود، که ایتی مردوخ بلاتو، در سالهای ( ۵۷۵ تا ۵۲۰ ق.م ) زنده بوده است. از اینکه این شخص، رئیس بانک اگیبی و شرکاء در سال ۵۳۶ قوم مبلغ هنگفتی از کمبوجیه، ولی عهد کوروش بزرگ، وام گرفته اند میتوان چنین نتیجه گرفت که بانک اگیبی ارتباط خوبی با دربار ایران داشته است. متأسفانه از مدارک موجود دربارۀ علت این وام گیری چیزی بدست نمی آید. امکان دارد، که دربار و یا دست کم ولی عهد با این بانک شریک بوده است. این امکان هم میتواند وجود داشته باشد، که بانک برای داشتن دستی باز در کارهای بانکی، بطور صوری از کمبوجیه وام گرفته است. در هر حال سود کمبوجیه بایستی مبلغی چشمگیر بوده باشد، که او به این همکاری تن داده است.

ظاهراًخاندان اگیبی از یهودیان مهاجر بوده اند و نام بنیانگذار بانک، یعقوب بوده است. هرگاه وام در روز سررسید پرداخت نمیشد، با جریمۀ سنگینی به میزان بدهی افزوده میشد. گاهی سندها را شخص دیگری پشت نویسی میکرد و چنانچه از طرف بدهکار، در پرداخت به موقع کوتاهی میشد،ظهرنویس مسئول پرداخت بود.

برای وامی که گرویی داشت بهره دریافت نمیشد؛ چون وام دهنده از گروی مناسبی که مانند خانه، زمین یا کارگر و برده در اختیار داشت، برای مدت وام، بصورت رهن استفاده میکرد. در یادداشت تفاهم نوشته میشد که به هنگام برگشت پول، گرو بازپس داده خواهد شد. در این نظام بانکداری، استفادۀ بیشتر، همیشه ازآن بانک بود و درصورتی که وام گیرنده از عهدۀ پرداخت بدهی برنمی آمد، گرو از سوی بانک ضبط میشد. گاهی برای یک وام هم گرو دریافت میشد، هم بهره و در سند نوشته میشد، هرچه وام گیرنده در شهر و بیرون از شهر دارد، در گرو بانک است. وام های بی بهره و بدون گرو ( قرض الحسنه )، برای راه اندازی کار دوستان و خویشاوندان بود.

اغلب، بهره بصورت ماهانه پرداخت میشد و گاهی هم یکجا و با اصل وام. برای هر قسط رسیدی جداگانه صادر میشد. به هنگام تمام شدن وام، لوح اصلی بدهی نابود میشد. از لوح های سالمی که یدست آمده اند، میتوان نتیجه گرفت که وام های مربوط به آن لوح ها هرگز تسویه نشدند! زمین، خانه، چارپا و… قسطی و از طریق بانک خریداری میشد. در لوح های بدست آمده، گاهی دیده میشود، که واپسین قسط را نوۀ وام گیرنده پرداخت کرده است.

ظاهراً سودجویی این بانک سبب فقر مردم در بابل میشده است. بویژه که دولت دریافت مالیات و خراج منطقه را به این بانک به مقاطعه میداده است و دست مأموران بانک تا حدودی در دریافت مالیات باز بوده است. شاید این موضوع توجیهی باشد برای شرکت کمبوجیه در بانک. منابع موجود نشان نمیدهند، که آیا این بانک خود نیز به حکومت مرکزی مالیات میپرداخته است یا نه.

 

نویسنده : علیرضا کیانی