صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

ایران به گردشگران جهان درست معرفی نشده است
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٠
 

سفیر بوسنی

 

شاید کمتر از یک دهه پیش نام کشور بوسنی و هرزگوین یادآور خشونت و نسل کشی بین دو گروه بود و بیشتر شاهد انتشار اخبار ناخوشایند درگیری و خونریزی بودیم، اما این کشور سرسبز و زیبا مدتی است که روی آرامش را به خود دیده است و دوباره به زندگی عادی خود بازگشته است.

این کشور از لحاظ طبیعت و جاذبه های توریستی یکی از کشورهای پرمخاطب شرق روسیه است، اما آیا واقعا مردم این کشور علاقه ای به جاذبه های ایران دارند؟ یا این که ایران از دیدگاه آنها چگونه است؟ به همین دلیل به سراغ سفیر این کشور در جمهوری اسلامی رفتیم تا از نظر او درباره دیدنی های ایران مطلع شویم.

امیر حاجی کادونیچ به عنوان سفیر کشور بوسنی هم اکنون سه سال و نیم است که در ایران مشغول کار است. علاقه وی به دیدنی های ایران باعث شده که در نمایشگاه عکسی به نام ایران از نگاه شرق و غرب، عکس هایی که خودش از جاذبه های ایران گرفته شرکت کند و عکس هایی را به نمایش بگذارد.

سفیر بوسنی با رویی خوش چمدان را در دفتر کارش پذیرفت و از دیدنی های ایرانی این گونه گفت.

چه تعداد از شهرهای ایران را تاکنون دیده اید؟

در مورد من شاید بهتر است بگویم کدام شهرهای ایران را ندیده ام. من از شمالی ترین نقطه ایران تا جزایر کیش و قشم در خلیج فارس  دیدن کرده ام. بنابراین شاید همه نقاط ایران را دیده باشم و از آنها عکاسی کرده ام. اهواز، بندرعباس، آبادان، قم، مشهد، تهران، گرگان، همدان، چابهار، کرمان و بسیاری از شهرهای دیگر را دیده ام.

کدام شهر ایران بهترین بود؟ اصفهان بهترین شهری بود که من تاکنون دیدم، ولی علاقه بسیاری به قشم هم دارم. زیبایی های آن واقعا حیرت آور است. کیش و چابهار هم نظرم را جلب کرده است.

نظر شما درباره تهران چیست؟

شهری بسیار بزرگ، پرهیاهو و تمیز این تصویر تهران در ذهن من است.

چرا بیشتر انتخاب های شما شهرهای ساحلی بودند؟

من گواهینامه قایقرانی تا قایق های 12 متری را دارم، بنابراین ناخودآگاه به سمت شهرهای دریایی و ساحلی برای لذت بردن از قایق سواری کشیده می شوم. کیش، قشم، چابهار هم جزو این شهرها هستند که من می توانم در آنها قایقرانی کنم و لذت ببرم.

آیا تاکنون درباره صنعت گردشگری ایران فکر کرده اید؟

بارها و بارها طی سفرهای خودم در سراسر ایران به این موضوع فکر کردم. به عنوان مثال در شرق چابهار من بهترین ساحل عمرم را دیدم. من کشورهای زیادی را دیده ام، ولی واقعا ساحل شرقی چابهار یکی از زیباترین های کشورهای ساحلی که من دیده بودم، هست. من عکس های زیادی از این ساحل گرفتم، اما متاسفانه هیچ کس غیر از من در این ساحل نبود. نمی دانم چرا هیچ امکانات توریستی در این منطقه با این همه زیبایی مهیا نشده؛ منطقه ای که می تواند واقعا صنعت گردشگری چابهار را دگرگون کند. من فکر کنم این نعمتی اختصاصی از طرف خداوند است که به طبیعت ایران داده شده، باید از آن بخوبی استفاده کرد.

آیا جاذبه های ایران را با کشورتان می توان مقایسه کرد؟

البته ایران و بوسنی تفاوت های زایدی دارند، کویر، صحرا نمونه بارز آن است که در کشور من نمی توان یافت. بوسنی کشوری کوهستانی است و کاملا متفاوت از ایران، اما مناطق جنگلی و سرسبز ایران را می توان با بخش هایی از بوسنی مقایسه کرد. اگرچه هر دو کشور چهار فصل را دارند، ولی ایران متفاوت تر است، چون چهار فصل همزمان در ایران قابل لمس است.

کدام فصل بهترین زمان سفر به کشور شماست؟

پاسخ این سوال به علاقه‌های شخصی شما بستگی دارد یا این‌که در بوسنی به دنبال چه هستید. اگر زمستان را دوست دارید، بهترین مکان‌ها را خواهد دید، ولی اگر علاقه به سرسبزی و بهار دارید، بوسنی بهترین‌ها را در اختیار شما خواهد گذاشت. طبیعت بوسنی واقعا غیرقابل توصیف است. البته من فکر می‌کنم ایرانی‌ها علاقه‌مند هستند بیشتر در نوروز سفر کنند که این فصل هم در کشور من دیدنی‌های بسیاری خواهند دید. درجه حرارت این فصل حدود 20 درجه است که واقعا دلچسب مسافران کشورهای گرمسیری است.

جاذبه‌های مهیج کشور شما چیست؟

رودخانه خروشان، پرش از ارتفاع، صخره‌نوردی و ورزش‌های زمستانی از معروف‌ترین‌های بوسنی است. به طور کلی طبیعت بوسنی امکانات زیادی را در اختیار گردشگران قرار داده است. ایران هم موقعیت‌های بسیاری در این زمینه دارد.

از جاذبه‌های تاریخی بوسنی بگویید.

معروف‌ترین جاذبه تاریخی کشور من شهر موستار است. در زبان بوسنی پل موست (most) این پل در قرن 16 میلادی ساخته شده که هرساله تعداد زیادی گردشگر را به خود جلب می‌کند.

دلیل معروف شدن این پل چیست؟ آیا تاریخی بودن آن است؟

البته تاریخی بودن آن هم دلیل معروف بودن این شهر است، اما مهم‌ترین موضوع مسابقه پرش از روی این پل است که از همان سال اول ساخته شدن آن در بوسنی هر سال برگزار شده است. این پل هرساله صدها بلکه هزاران گردشگر ماجراجو را به خود جلب می‌کند. این مسابقه نزدیک به 500 سال است که در این منطقه برگزار می‌شود. پس می‌توان اهمیت جاذبه‌های تاریخی بوسنی را هم در این زمینه دید. البته من فکر کنم ایرانی‌ها زیاد درباره این مسابقه اطلاع نداشته باشند.

نظر شما درباره گردشگری زمستانی چیست؟ آیا ایران ظرفیت استفاده از این نوع گردشگری را دارد؟

من علاقه زیادی به اسکی دارم و پیست توچال را بخوبی می‌شناسم. در این مورد ایران فرصت‌های بسیاری در اختیار دارد. به طور کلی ایران و بخصوص تهران درباره گردشگری زمستانی و ورزش‌های زمستانی امکانات خوبی در اختیار دارد. علاقه ایرانی‌ها به این ورزش حاکی از روحیه بانشاط آنهاست، اما نکته مهم در این زمینه این است که اکثر کسانی که در پیست اسکی مشغول انجام این ورزش زمستانی هستند، ایرانی هستند و خارجی‌ها بندرت دیده می‌شوند. پس می‌توان این‌گونه برداشت کرد که هنوز گردشگری زمستانی در ایران جا نیفتاده است و گردشگران خارجی، ایران را به عنوان مقصد سفرهای زمستانی خود نمی‌شناسند.

نظر شما در این باره چیست؟ چرا گردشگران خارجی ایران را به عنوان جاذبه زمستانی نمی‌شناسند؟

اولین مورد تبلیغات منفی برخی رسانه‌ها علیه ایران است، اما عمده‌ترین موضوع مربوط به خود دست‌اندرکاران گردشگری ایران است.

به رسانه‌ها اشاره کردید. نقش آنها در جذب گردشگر چیست؟

نمی‌توان نقش رسانه‌ها را درباره جذب گردشگران انکار کرد. به عنوان مثال من در حال حاضر 5/3 سال است که وارد خاک ایران شده‌ام و با ایرانیان زندگی می‌کنم، اما قبل از ورودم تبلیغات زیادی علیه ایران دیده یا شنیده بودم. حالا من می‌توانم به قدرت بگویم همه آنها خلاف واقع هستند و اهمیت ایران چیزی فراتر از آن تبلیغات منفی است. فقط باید تجربه کرد، اما هنوز رسانه‌های ایران در این زمینه گام برنداشته‌اند. ایران خیلی بهتر و بالاتر از آنچه آنها به تصویر می‌کشند، است.

ارتباط مردم ایران را با خارجی‌ها چطور دیدید؟

ایرانی‌ها خیلی خوب با خارجی‌ها ارتباط برقرار می‌کنند؛ دوستانه و صمیمی هستند. ایران هم خیلی آزادتر از آن تبلیغات غیرواقعی است. من تردید ندارم که خیلی از گردشگران خارجی درباره واقعیت ایران چیزی نمی‌دانند و باید آنها را از واقعیت ایران آگاه کرد. در این باره مثالی می‌زنم، من دوستان زیادی دارم که علاوه بر خانواده‌ام هر سال برای دیدن من به ایران سفر می‌کنند. خیلی از آنها که قبلا به ایران سفر نکرده‌اند، با همان تصاویر غیرواقعی بار سفر می‌بندند و همان ذهنیت‌های اشتباه را همراه خود دارند، ولی وقتی وارد خاک ایران می‌شوند و یکی دو روز می‌مانند، تازه متوجه تفاوت واقعیت با تبلیغ نادرست می‌شوند. همین موضوع باعث سفرهای مکرر آنها به ایران شده است. بنابراین ایرانیان باید سعی کنند واقعیت کشورشان را به خارج از مرزها بفرستند؛ با استفاده از رسانه‌ها و تبلیغات صحیح.

آیا شما ازدواج کرده‌اید؟

بله من دو فرزند دختر هم دارم.

نظر آنها درباره ایران چیست؟

مثل من. همان‌طور که می‌دانید آنها هم همراه من بیش از سه سال است که با ایرانیان زندگی می‌کنند و دوستان زیادی در ایران دارند. فرزندان من در مدرسه بین‌المللی همراه دیگران تحصیل می‌کنند و با ایرانی‌های زیادی ارتباط دارند. به عنوان مثال دختر بزرگ من در صفحه فیس‌بوک خود تعداد زیادی دوست ایرانی دارد. پس می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت آنها فرهنگ و واقعیت زندگی ایران را درک کرده‌اند و البته پذیرفته‌اند. نکته مهم این است که همسرم سال‌های گذشته در ایران بوده و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرده است. او در سال 1995 میلادی در ایران بوده و با توجه به رشته تحصیلی خود، اطلاعات مفیدی از ایران داشته و دارد.

احساس همسر شما وقتی متوجه شد شما سفیر بوسنی در ایران شدید، چه بود؟

وقتی این خبر را شنید، خیلی خوشحال شد و با علاقه بسیار برای زندگی در ایران نقشه می‌کشید. دوستان قدیمی خود را می‌دید و دوباره خاطرات گذشته‌اش برایش یادآوری می‌شد.

احساس خود شما چه بود وقتی قرار شد به ایران بیایید؟

اگر واقعیت را بخواهید برای من جالب بود. البته شرایط ایران هم باعث این احساس بود. فکر می‌کردم شرایط سختی داشته باشم، ولی بخوبی با ایران کنار آمدم و در حال حاضر از محل ماموریت خود احساس لذت می‌کنم. همان‌طور که می‌دانید ایرانیان زمان درگیری‌های بوسنی خیلی به مردم من کمک کردند، بنابراین من هم احساس خوب و مثبتی داشتم، چون با آنها و رفتارشان آشنا بودم. به هر حال من دنبال تجربه کردن چیزهای جدید در زندگی هستم.

آیا شما در صنعت گردشگری ایران مشکل مهمی دیده‌اید؟

اگر واقعیت را بگویم خیر. شاید اخباری درباره صنعت حمل و نقل هوایی شنیده بودم، ولی با توجه به تحریم‌ها به عقیده من، خطوط هوایی ایران امن هستند. من تجربه سفر با خطوط هوایی آسمان، ایران‌ایر و ماهان را داشته‌ام؛ همگی از هواپیماهای به‌روز و مدرنی استفاده می‌کنند.

با توجه به سفرهای زیادی که در ایران داشته‌اید، نظر شما درباره جاده‌های ایران چیست؟

سوال خوبی کردید. جاده‌های ایران یکی از بهترین جاده‌هایی بودند که من در آنها رانندگی کردم.

نظر شما درباره رانندگان ایرانی چیست؟

فکر کنم همه رانندگان ایرانی، رانندگان مسابقات رالی هستند. آنها خیلی آزادانه رانندگی می‌کنند، بدون توجه به علائم و دستورات راهنمایی و رانندگی. به طور کلی می‌توانم بگویم بسیاری از رانندگان ایرانی خودشان قانون چگونه راندن را وضع می‌کنند و هیچ توجهی به قوانین ندارند. حق تقدم، چراغ قرمز، رانندگی بین خطوط، همه و همه از آنها رانندگان حرفه‌ای ساخته است، اما مهم‌ترین مشکل این هست که هیچ احتیاطی نسبت به عابران پیاده ندارند که این موضوع باعث عصبی شدن من می‌شود. در کشور من و بسیاری از کشورها وقتی عابری پایش را به خیابان می‌گذارد، رانندگان توقف می‌کنند، ولی در ایران برخی رانندگان او را به مبارزه دعوت می‌کنند.

آیا شما وقتی خودتان رانندگی می‌کنید، مشکلی هم دارید؟

من هیچ مشکلی ندارم،‌ ولی متاسفانه مجبورم گاهی اوقات همانند رانندگان ایرانی رانندگی کنم که این موضوع را دوست ندارم. تا حدودی من هم مثل رانندگان ایرانی به علائم و قوانین بی‌توجه شده‌ام.

نظر شما درباره پرواز مستقیم بین دو کشور و توسعه گردشگری چیست؟

هیچ شکی نیست که وجود خطوط پروازی مستقیم بین دو کشور می تواند روند توسعه گردشگری و ورود گردشگران را گسترش دهند. بین ایران و بوسنی مدتی پرواز مستقیم وجود داشت، ولی متاسفانه در حال حاضر هیچ پروازی بین دو کشور به صورت مستقیم نیست. من فکر کنم در ایام نوروز بد نیست که این خطوط برقرار شود، اما به هر حال این صنعت خصوصی است و این شرکت های خصوصی هستند که باید درباره این موضوع اقدام کنند.

آیا آماری از گردشگران ورودی به ایران از کشورتان دارید؟

از این آمار هیچ احساس رضایت نمی کنم، چون واقعا تعداد کمی از کشور من وارد ایران می شوند. هیچ فکر نمی کنم بیشتر از هزار نفر گردشگر بوسینایی وارد ایران بشوند، اما من فکر می کنم در آینده این آمار بیشتر شوند و بین دو کشور شاهد تبادل گردشگر بیشتری باشیم.

آیا درباره این موضوع برنامه ای هم دارید؟

بله با برخی مجریان تورهای گردشگری و شرکت های هوایی ایران برای توسعه روابط گردشگری، نشست هایی داشتیم که بزودی نتایج آن مشخص خواهد شد. من درباره پروازهای چارتر فکر می کنم به عنوان مثال با شرکت پگاسوز درباره پروازهای بین دو کشور صحبت هایی شده، این شرکت جزو یکی از شرکت های ارزانقیمت هوایی است. قیمت بلیت های این شرکت تقریبا 60 یا 70 درصد ارزان تر از خطوط هوایی ترکیه است و به عنوان گزینه مناسبی برای توسعه گردشگری بین ایران و بوسنی خواهد بود.

نظر شما درباره پروازهای ارزانقیمت چیست؟

همان طور که می دانید بسیاری از گردشگران امروزی جزو کسانی هستند که ارزان سفر می کنند، بنابراین وجود خطوط ارزانقیمت جزو یکی از راهکارهای توسعه صنعت گردشگری بین کشورهاست. شاید این خطوط از لحاظ زمانی کمی دیر به مقصد برسند یا این که پذیرایی داخل کابین نداشته باشند، اما با بودن این خطوط می توان همه سلیقه ها را برای سفر تشویق کرد. من فکر می کنم که با این پروازها، ایرانیان زیادی به بوسنی سفر خواهند کرد.

آیا خود شما هم از این خطوط استفاده می کنید؟

بله سال گذشته وقتی به چین سفر می کردم، از خطوط هوایی ایرآسیا استفاده کردم که به عنوان یکی از خطوط ارزانقیمت جهان است. چرا وقتی امکان پس انداز داریم، این کار را انجام ندهیم. به نظر من با این روشها اکثر مسافران می توانند سفر کنند. به عقیده من، همه باید از خدمات هوایی استفاده کنند، پس چرا این خطوط را گسترش ندهیم.

همان طور که می دانید مدتی است که قیمت دلار در ایران افزایش یافته، آیا این اتفاق برای گردشگران ایران فرصت رشد ایجاد کرده یا خیر؟

به عقیده من، نوسانات زیاد برای یک کشور گردشگرپذیر مناسبت نیست، اما در حال حاضر ایران به این دلیل جزو یکی از ده کشور ارزانقیمت جهان شده که بهترین فرصت برای توسعه صنعت گردشگری این کشور است. به نظر من، صنعت گردشگری ایران باید از این فرصت استفاده کند. من خودم سعی می کنم از این فرصت ایجاد شده نهایت استفاده را ببرم، چون با این قیمت های غیرقابل تصور شاید دیگر امکان سفر کردن هیچ جای دنیا نباشد. پس بهترین فرصت در اختیار صنعت گردشگری ایران قرار گرفته است.

آیا می توانید گردشگری ترکیه و ایران را مقایسه کنید؟

این موضوع شاید قیاس مناسبی نباشد. همان طور که می دانید ترکیه خیلی جلوتر از ایران است، ولی باید بدانید که این کشور نفت ندارد، ولی از این صنعت یعنی گردشگری درآمد مناسبی به دست آورده است. به عقیده من، این نفت است که تمام توجه مسئولان ایرانی را به خود جلب کرده و چون درآمد کافی است، از دیگر توانایی های خود مثل گردشری خوب استفاده نکرده اند. من این نوع تفکر را قبول ندارم، چون نفت همیشگی نیست و بالاخره تمام می شود. پس باید روی صنایع بدون پایان سرمایه گذاری کرد. بنابراین باید این گونه بگویم که ترکیه از توانایی های خود استفاده کرده ولی ایران هنوز برای این نوع پتانسیل ها مثل اصفهان و قشم یا دیگر جاذبه های گردشگری خود برنامه ای ندارد.

به عقیده شما جاذبه های ایران به انداز کافی برای گردشگران کافی است؟

به نظرم، جاذبه های ایران حتی خیلی بیشتر از کافی است. فقط باید بدرستی به صنعت گردشگری معرفی شوند.

شما فکر می کنید جاذبه های تاریخی ایران بیشتر نظر گردشگران را به خود جلب کرده یا طبیعت آن؟

هر دو موضوع برای گردشگری ایران به عنوان امتیاز است. گردشگری در ایران یعنی جاذبه های طبیعی همراه تاریخچه آن است. ایران از نظر تاریی خیلی غنی است و بیشترین جاذبه گردشگری را در خود جای داده است. همه گردشگران با هر سلیقه ای که وارد ایران شوند و بدون تردید از سفر خود لذت می برند.

اگر شما به عنوان فردی عادی قصد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری ایران را داشته باشید، کدام جاذبه برای شما بهتر است که سرمایه گذاری کنید؟

به نظر من، سرمایه گذاری در صنعت هتلداری ایران موقعیت مناسبی برای سرمایه گذاران خارجی خواهد بود، چون هنوز فرصت های زیادی برای سرمایه گذاری در این زمینه باقی مانده است. بهترین موقعیت هم در شهر اصفهان است، چون هنوز زیرساخت های اقامتی ایران کامل نیست. ایران صنعت دستی خوبی برای گردشگران دارد و جاذبه های فراوان ولی هنوز مکان های اقامتی مناسبی ندارد. سوژه دیگری که هنوز جای سرمایه گذاری هست، درباره مراکز خرید و فروشگاه های زنجیره ای است که می توان روی آنها سرمایه گذاری کرد.

نظر شما درباره غذاهای ایرانی چیست؟

همه غذاهای ایران خوشمزه و واقعا لذیذ هستند. شیشلیک، فسنجان و قورمه سبزی، اما قورمه سبزی برای خارجی ها باید خوب معرفی شود تا با مزه و طعم آن ارتباط برقرار کنند.

نظر شما درباره غذاهای ماه رمضان ایران چیست؟

غذاهایی که ایرانیان هنگام افطاری می خورند واقعا سالم و خوشمزه است. نان و پنیر و سبزی واقعا سالم ترین خوراک برای باز کردن روزه است. سبک زندگی ایرانیان در این ماه مبارک یکی از کامل ترین و سالم ترین هاست. بعد  از این که مقدار کمی غذاهای سبک و البته مغذی مثل نان و پنیر و سبزی و گردو می خورید، بعد مشغول عبادت می شوید و مدتی بعد هم غذای اصلی سرو می شود. این مهم ترین موضوعی بود که من در این ماه مبارک و زندگی ایرانیان با آن آشنا شدم و بیانگر اهمیت خوراک و سلامتی بین ایرانیان است.

چه چیزی در این سبک زندگی توجه شما را جلب کرد؟

من وقتی اخبار سلامت و خوراک را در اروپا و آمریکا دنبال می کردم، همه از این نوع خوراک سخن می گفتند و به مردم این گونه خوردن را آموزش می دادند. حال آن که ایرانیان سالهاست که این گونه می خورند. بنابراین تمدن ایران بسیار جلوتر از برخی از کشورهاست، چون آنها تازه به این روش رسیده اند، اما این مساله در ایران به امری عادی تبدیل شده است.

آیا شما می توانید غذای ایرانی درست کنید؟

خیر، اما همسرم کاملا به راه و روش و دستورات پخت غذاهای ایرانی آشناست.

آیا غذاهای محلی کشورتان را همی نمی توانید درست کنید؟

قبل از ازدواجم چون در شهرهای دیگر یا کشور دیگری زندگی می کردم و مشغول تحصیل بودم، آشپزی می کردم، ولی پس از ازدواجم، همسرم این مسئولیت را به عهده گرفت و از آن پس خیر خودم آشپزی نکردم، چون همسرم بهترین ها را مهیا می کند.

نظر شما درباره حذف روادید برای ورود گردشگران به یک کشور چیست؟

این موضوع یکی از مهم ترین روش های توسعه صنعت گردشگری درجهان است، چون اکثر گردشگران علاقه مند هستند بدون تشریفات و معطلی وارد خاک مقصدشان بشوند، بنابراین حذف روادید برای ورود گردشگران یکی از راهکارهای کارآمد در این خصوص است، اما شرایط سیاسی اصلی ترین عامل تاثیرگذار در این موضوع است.

در حال حاضر گردشگران ایرانی برای ورود به بوسنی نیاز به دریافت ویزا دارند؟

بله، همان طور که می دانید کشور من در حال پیوستن به اتحادیه اروپاست، بنابراین باید بسیاری از قوانین کشور را طبق این برنامه تدوین کنم که دریافت ویزا هم یکی از آنهاست. البته گردشگران بوسنیایی هم باید برای ورود به ایران روادید دریافت کنند. لازم به یادآوری است که هرکس که ویزای شینگن داشته باشد، بدون نیاز به دریافت ویزای بوسنی می تواند وارد خاک بوسنی شود.

هزینه اقامت یک هفته ای گردشگران در سطح معمولی در کشور شما چقدر است؟

در حقیقت بسیار ارزان تر از اتحادیه اروپاست. اگر قصد مقایسه با حال حاضر ایران داشته باشید، بسیار گران تر از ایران است، اما باز هم قابل قبول خواهد بود. به دلیل مناسب بودن قیمت های گردشگری در کشور من هر سال تعداد زیادی از سراسر جهان مثل اندونزی، مالزی، ژاپن، اتحادیه اروپا و آمریکا وارد خاک بوسنی می شوند. به طور کلی هر سال حدود 10 تا 20 درصد رشد داشته ایم. به طور کلی هزینه اقامت حدود 30 تا 40 درصد از ایران بالاتر است.

آیا هیچ منطقه ای از ایران مثل کشور شما بوده است؟ البته با این فرض که شما سفرهای زیادی در ایران داشته اید؟

با توجه به سفرهای من در ایران و ترکیه و کشورم فکر می کنم از نظر فرهنگی تشابهات فراوانی داریم. به عنوان مثال نحوه ساخت بازار اصفهان، استانبول و بخشی از کشور من مثل سارایوو کاملا یکسان است یا حتی برخی از صنایع دستی هر سه منطقه کاملا شبیه است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مردم کشورهای ایران، ترکیه و بوسنی زمانی کاملا با یکدیگر در ارتباط بوده اند که این مشابهت ها به وجود آمده اند، اما در مورد مکان باید بگویم هر جایی که کوهستانی و پوشیده از جنگل باشد و البته کمی هم خنک باشد، مرا یاد مناطق مختلف کشورم خواهد انداخت.

نظر شما درباره صحراهای ایران چیست؟ آیا می توان آنها را به عنوان پتانسیل رشد صنعت گردشگری ایران دانست؟

وقتی به یزد سفر کرده بودم و مشغول عکاسی از صحراهای اطراف شهر بودم، به این موضوع فکر کردم این مکان ها هم می تواند به عنوان جاذبه گردشگری ایران شناخته شود، همان طور که برخی از کشورها مثل امارات از آنها استفاده می کنند. این یک امتیاز در اختیار صنعت گردشگری ایران است که باید بخوبی به گردشگران معرفی شود.

آیا کشورهای اسلامی جهان نقطه خوبی برای شروع گسترش روابط  گردشگری ایران خواهد بود؟

بدون تردید این کشورها بازار هدف بسیار مناسبی برای ایران هستند. اجازه بدهید مثالی بزنم تا خودتان متوجه امتیاز این بازار در ایران بشوید. مقبره امام رضا به عنوان یکی از مقبره های متبرک بین شیعیان جهان در ایران و شهر مشهد است، بنابراین چرا کشورهای اسلامی بازار هدف خوبی نباشند؟ می توانید تصور کنید هر سال چه تعداد زائر وارد خاک ایران خواهند شد؟ اگر بخوبی جاذبه های مذهبی ایران در کنار دیگرجاذبه ها معرفی شود، بدون تردید وقتی این گردشگران وارد مشهد می شوند، برای عبادت می توان نظر آنها را به دیگر جاذبه ها نیز جلب کرد تا کل صنعت گردشگری ایران را متحول کرد. ایران هرگز نباید بازار کشورهای مسلمان را از دست بدهد.

تقریبا دو ماه پیش نمایشگاه عکسی از شما در تهران برگزار شد. نظرتان در این باره چیست؟

همان طور که می دانید این نمایشگاه با همکاری من و سفیر کشور اندونزی برگزار شد. هر دوی ما علاقه مند هستیم کمی متفاوت باشیم و مثل بسیاری از سفارتخانه ها صرفا مشغول انجام امور دیپلماتیک نباشیم، به همین دلیل به کار فرهنگی مثل نمایشگاه عکس فکر کردیم. البته عکس هایی که طی سفرهایمان از ایران گرفته بودیم. قصد هر دو ما معرفی واقعیت زندگی ایرانیان بود. بدون تردید هر روز صدها خبر یا داستان درباره ایران خواهید شنید یا می خوانید، اما شک نداشته باشید که هزاران هزار را هرگز نخواهید خواند یا نمی بینید. این دلیل اصلی ما برای برگزاری این نمایشگاه بود. هریک از این عکس ها داستان کوتاهی با خود داشتند که شک ندارم خیلی ها بی تفاوت از کنار این داستان ها گذشته اند. هر دوی ما با استفاده از موقعیت دیپلماتیک خودمان قصد داشتیم به دیگران و البته خود ایرانیان بگوییم با برنامه ریزی و نگرشی منطقی می توان بسیاری از مشکلات را برطرف کرد و صرفا روابط دیپلماتیک حلال مشکلات نیست؛ بلکه فرهنگ اصل کار است.

در صحبت های خودتان به رمضان و فرهنگ ایرانی اشاره کردید. آیا برنامه ای برای معرفی فرهنگ رمضانی در کشور خود به ایرانیان دارید؟

بله برنامه ای داریم، در حقیقت از جنبه های مختلف آن را پیگیری می کنیم. بیشتر علاقه مندم که جوانان ایرانی با فرهنگ و عادات مردم کشورم آشنا شوند. به عنوان مثال هر سال در فستیوال فیلم نوجوانان و فستیوال فیلم کودک ایران شرکت و سعی می کنیم از این طریق فرهنگ و تمدن کشورم را به ایرانیان و البته مردم جهان معرفی کنیم.

نظر شما درباره رسانه ها و همکاری های دو کشور درخصوص گردشگری چیست؟

من هر روز شبکه پرس تی.وی را نگاه می کنم و بسیاری از روزنامه های انگلیسی زبان ایران را می خوانم. به عقیده من، رسانه ها می توانند پل ارتباطی بین دو ملت باشند، بنابراین هرچه همکاری در این زمینه بیشتر باشد، ناخودآگاه مردم دو کشور به یکدیگر نزدیک تر خواهند شد و هرچه فضای همکاری رسانه ای بازتر باشد، نتیجه بهتر خواهد بود. به عنوان مثال هر سال جشنواره زمستانی بوسنی برگزار می شود که در فوریه 2013 تعدادی از عکاس های ایرانی هم به این جشنواره دعوت شدند و عکس های زیادی گرفتند و در نهایت به نمایش گذاشتند. این گونه ارتباط ها می تواند کاملا مفید بوده و گردشگران دو کشور را تشویق به سفر کند.

نظر شما درباره گردشگری سلامت ایران چیست؟

همین قدر بگویم که بیمارستان های شما کاملا به روز هستند و بهترین شرایط در این زمینه دارند. دندانپزشکی و بسیاری از خدمات درمانی ایران واقعا با بهترین روش ها و امکانات بین المللی انجام می شود، بنابراین در این نوع گردشگری هم می توان ایران را پرجاذبه دانست. البته با توجه به ارزان بودن فعلی ایران به عنوان مقصدی ارزان همراه با خدمات پزشکی مناسب می توان تصور بسیار خوبی در این باره داشت.

نظر شما درباره هزنیه درمانی در ایران چیست؟

این نقطه قوت در کنار تخصص پزشکان ایران، موفقیت گردشگری سلامت را داخل مرزهای ایران تضمین می کند؛ به شرط آن که بخوبی مدیریت شوند.

نظر شما درباره گردشگری دریایی در ایران چیست؟

باید بگویم من گواهی نامه دریانوردی با قایق های 12 متری را دارم و قبل از سفرم به ایران تلاش کردم از امکانات دریایی ایران در دنیای مجازی اطلاعاتی به دست آورم، اما متاسفانه هیچ مرکزی برای این نوع ورزش مهیج و در عین حال جذاب برای گردشگران حتی در جزایر جنوبی ایران نبود. تعداد محدودی قایق آن هم به صورت سنتی برای سفرهای گروهی هست که هرگز قابل رقابت با امکانات دیگر کشورها نیستند. این صنعت در ایران هنوز در جایگاه اصلی خود قرار نگرفته، با توجه به این که امکانات بسیاری در اختیار ایران است. سواحل شمال و جنوب کشور ایران بهترین امکانات گردشگری دریایی ایران است که هنوز به آن توجه نشده است.

اگر کسی قصد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری بوسنی داشته باشد، آیا امکانات فراهم است؟

البته که امکانات فراهم است. من فکر می کنم تمام کشورهای جهان به دنبال جذب سرمایه های خارجی هستند، بنابراین هرگز راه را برای حضور سرمایه گذاران خارجی نخواهند بست. صنعت گردشگری نیز از بهترین فرصت های سرمایه گذاری است. هر سال کنفرانس های سرمایه گذاری بسیار زیادی در بوسنی برگزار می شود که علاقه مندان می توانند از شرایط و نحوه سرمایه گذاری در صنعت گردشگری بوسنی مطلع شوند. توجه اصلی ما هم به سرمایه های خاورمیانه است.

همکاری های دانشگاهی ایران و بوسنی بخصوص در زمینه گردشگری چگونه است؟

من شخصا علاقه دارم دانشجویان ایرانی را برای ادامه تحصیل به بوسنی دعوت کنم. سه یا چهار دانشگاه در کشور من دروس را به زبان انگلسی آموزش می دهند، اما در زمینه گردشگری هنوز همکاری صورت نگرفته است.

هزینه تحصیل در کشور شما برای دانشجویان خارجی چقدر است؟

حدود 3 یا 4000 دلار سالانه خواهد بود. البته دانشجویان خارجی می توانند بورسیه شوند، در صورتی که امتیازات مناسب به دست آورند و بتوانند در حد ممتاز درس بخوانند.

چه میوه ای در ایران را بهترین می دانید؟

هندوانه و انار بهترین میوه های ایران هستند.

اگر شما قصد خرید اتومبیل داشته باشید، کدام برند را انتخاب می کنید؟

من به ماشین های آلمانی علاقه مند هستم، بخصوص فولکس واگن، اما اتومبیل های کره ای هم نظرم را جلب کرده است.

چه رنگی را دوست دارید؟

من رنگ سبز و آبی را دوست دارم. سبز به خاطر این که من را یاد بهار و سرسبزی کشورم خواهد انداخت و آبی هم که آسمان و دریای من است، چون با این رنگ احساس آزادی می کنم.

آیا به ماهیگیری علاقه دارید؟

بله، البته حرفه ای خیر؛ بلکه به صورت تفریحی ماهیگیری می کنم، چون احساس آرامش می کنم.

آیا دوچرخه رانده اید؟

بله البته نه در ایران ولی در کشورم زیاد، چون مکان های زیادی برای اجاره دوچرخه هست.

چه ورزشی را دوست دارید؟

برای دیدن فوتبال و لیگ اروپا بهترین است؛ البته لیگ ایران را هم دنبال می کنم. من علاقه زیادی به تیم استقلال دارم، البته امیدوارم طرفداران پرسپولیس از این موضوع ناراحت نشوند؛ این صرفا علاقه شخصی من است.

چه ورزش هایی انجام داده اید؟

فوتبال، والیبال، قایقرانی و البته غواصی که برای اولین بار در قشم انجام دادم.

وقتی نام ایران را می شنوید، اولین کلمه ای که به یاد می آورید، چیست؟

تمدن.

اولین کلمه ای که با شنیدن نام کشورتان به یاد می آورید، چیست؟

سرسبزی و آرامش البته خانه هم یادم می آید.

وقتی به دوران کودکی خود فکر می کنید، چه احساسی دارید؟

خیلی چیزها از دست دادم. اگر باور کنید وقتی در آن دوران مسئولیتی ندارم، به هیچ چیز اهمیت نمی دهیم فقط و فقط بازی و بازیگوشی است، به همین دلیل خیلی فرصت ها از دست می رود.

اگر قصد اقامت مثل یک شهروند عادی در ایران را داشته باشید، کدام شهر انتخاب شماست؟

من علاقه دارم در اصفهان زندگی کنم، اما در شهرهای ساحلی هم علاقه مندم که زندگی کنم.

اگر از ایران بخواهید سفر کنید، به غیر از کشورتان کدام کشور انتخاب اول شماست؟

لبنان، مالزی و تایلند هم انتخاب های بعدی من است.