صندوقچه

درود بر همه دوستان، من خبرنگار اقتصادی و گردشگری هستم با توجه به رشته تحصیلی و همچنین علاقه خودم سعی می‌کنم مطالب اقتصادی و گردشگری نوشته شده توسط خودم را برای مطالعه شما بزرگواران منتشر کنم.

دزدی توی روز روشن!!!!!!؟؟؟؟؟؟
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٩
 

هر روز در ستون حوادث روزنامه ها خبری از دزدی یا زورگیری منتشر می شود یا اینکه وقتی صبح اول وقت سر کار می رویم از یکی از همکاران خودمان را می بینیم که با رنگ و لعاب فراوان مشغول تعریف کردن یکی از این گونه داستان ها یا همان زورگیری از بستگان یا دوستانش هست.

تقریبا می توان گفت که امروزه این موضوع به یکی باز مسایل عادی و روزمره ما تبدیل شده و دیگر زیاد از بکار بردن کلماتی چون دزدی یا زورگیری نمی ترسیم یا حراسی نداریم!!؟

شاید دزدها هم دیگر زیاد از اینکه موضوع دزدی آنها موضوع بحث ها باشد زیاد نگران نیستند و شاید برای خودشان پرونده ای ایجاد کرده اند که هرچه قطر آن بیشتر باشد آنها به خودشان افتخار می کنند. به جرات می توان گفت که فقط شنیدن این گونه موضوع ها برای ما جالب خواهد بود اما وای به روزی که خودمان سوژه یکی از همین داستان ها باشیم دلمون می خواهد که به زمین و زمان بدوبیراه بگیم و دیگر هیچ!!! خوب حالا به نظر شما  برای اینکه روزی یکی از ما سوژه این گونه داستانها نباشیم باید چه کرد؟ آیا به نظر شما امنیت اجتماعی در حال حاضر معنی داره یا خیر؟

من خودم جمعه گذشته یعنی 30/10/89 موضوع یکی از این داستان ها شدم و روند کار رو برای شما بیان می کنم تا با هم بهتر به این سئوال پاسخ بدهیم.

وقتی ساعت 3 بعد از ظهر روز جمعه با خودروی خودم به بلوار میرداماد یعنی نزدیک محل کار خودم رسیدم روبروی بانک ملی شعبه مهر پارک کردم و با انرژی بسیار خوبی به سمت محل کارم یعنی روزنامه جام جم همراه همسرم رفتیم و خیالم بابت اینکه جای پارک خوبی یعنی روبروی بانک پیدا کردم راحت بود و نگرانی نداشتم از اینکه ممکن است دستبردی به ماشینم زده شود . بعد از پایان کارم یعنی تقریبا ساعت 8.30 بعداظهر به منزل زنگ زدم تا بپرسم چیزی لازم هست یا خیر همسرم از من خواست تا نان بخرم و من هم انجام وظیفه کردم وقتی به ماشینم رسیدم متوجه شدم متاسفانه مورد بی رحمی قرار گرفته  و دزد نابکار کارخودش را کاملا بی رحمانه انجام داده .

درب جلو سمت شاگرد را خم کرده بودند و به طور وحشیانه ای ظبط صوت ماشین را دزدیده بودند و همه چیز رو بهم ریخته بودند دلم خیلی گرفت چون ماشینم رو تازه خریده بودم همه شما هم که خوب می دونیت پژو 206 سفید رنگ چه حالی داره اما...!!!

اینجا بود که امنیت فردی یا اجتماعی من مورد تجاوز قرار گرفته بود و حالا نوبت ایفای نقش نیروی انتظامی به عنوان حافظ منافع من در این زمینه بود. سریع به مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفتم اپراتوری بسیار مودب جواب من رو داد و وقتی موضوع رو بیان کردم ایشان گفتند : ماموران اعزام خواهند شد. تقریبا 20 دقیقه طول کشید تا ماموران محترم نیروی انتظامی جلوی ماشینم آژیرکشان حاضر شدند در طول مدت رسیدن آنها من داشتم به روند پیگیری کارم فکر می کردم و تقریبا خیالم راحت بود که زیاد مشکل نخواهم داشت چون درست روبروی ماشینم بانک ملی بود با 4 دوربین مداربسته یعنی من به حق خودم به راحتی می رسم و نیروی محترم انتظامی جمهوری اسلامی هم با ابزار و امکانات فراوان و جدید خودشان به کمک من خواهند آمد. حالا باید به فکر این باشم که وقتی برای شناسایی متهم به آگاهی می رم در اولین دیدار چه رفتاری باید داشته باشم.

البته نکته دیگری که باعث شد که من این فکر رو در ذهن خودم داشته باشم این بود که مامور حاضر در صحنه فرمودند : ما دزدان ماشین شما رو دیدیم و برای آنها کمین گذاشتیم اما متاسفانه موفق به دستگیری آنها نشدیم (سوال اینجا بود که چرا نیروی انتظامی نتوانسته آنها را دستگیر کنه !!!؟؟؟؟ حتما در انتهای مطلبم به این سوال جواب خواهم داد لطفا بخوانید) ولی شماره پلاک موتورسیکلت آنها را داریم و به سرعت اقدام می کنیم. البته این موضوع رو سریعا با بی سیم خود به مرکزشان اعلام کردند که صحنه های جرم از طریق دوربین بانک ضبط شده است. خوب پس با داشتن شماره پلاک دیگر مشکلی نیست آنها به سرعت دستگیر خواهند شد. چقدر خوش خیال بودم!!!!

تو خیال خودم فکر می کردم با حضور ماموران محترم نیروی انتظامی کنار ماشین دزد زده من روند پیگیری کارم شروع شده بود و دیگر نگرانی نداشتم چون ماشین من که بیمه بدنه بود و از طرف دیگر به عنوان یک شهروند ایرانی مورد حمایت نیروی انتظامی بودم فقط مهم نحوه رویارویی من با متهم یا همان دزدماشینم بود.

بعد از بازرسی ماشینم توسط مامور محترم که باید کمال تشکر را از ایشان داشته باشیم ایشان صورتجلسه را به من دادند و با راهنمایی بنده را به کلانتری  حوزه مربوطه ارجاع دادند. چون ساعت تقریبا 10 شب روز جمعه بود و من هم مدارک کافی نداشتم تصمیم گرفتم که شنبه صبح زود برای گرفتن حق خودم اقدام کنم.

شنبه صبح ساعت 8.30 وارد کلانتری مربوطه شدم به همراه کلیه مدارکم  و کلی امید و آرزو که فکر می کردم حداکثر تا فردا یعنی یکشنه روبروی متهم ایستادم و به صورت آن خیره شدم. بعد از تقریبا نیم ساعت نوبت من شد که کارم را پیگیری کنم ماموران حاضر در قسمت تجسس و آگاهی کلانتری بسیار خوش برخورد وخوش رو بودند راستی چند نفری هم از دانشگاه نیروی انتظامی تازه به این قسمت آمده بودند و مشغول آموزش دیدن بودند به نظر آمد که چقدر همه چیز مرتب و منظم هست خدا عمرشان دهد که اینقدر پیگیر شکایات مردم هستند و البته چه صبری هم دارند چون همه مراجعین بسیار عصبی و ناراحت هستند بنابراین شاید بعضی اوقات آنها رفتار نامناسبی با این عزیزان داشته باشند. ولی آنها بسیار خوش رو بودند و کاملا مسلط به افکارشون بودند. تابلوی های رنگی متعددی در اطراف اطاق نصب شده بود که روی آنها نوشته بودند « نگران نباش انشاءالله پیدا میشه» چقدر زیبا و متواضع.!!!!؟

به هر حال با توضیح اینکه ماشینم روبروی دوربین بوده و مورد دستبرد قرار گرفته  مامور محترم دوتا نامه به من دادند یکی برای پیگیری بیمه بدنه ماشینم و دیگری برای گرفتن فیلم از بانک ملی شعبه مهر، چقدر راحت به حق خودم دارم می رسم نگران هیچ چیزی نبودم چون خیلی سریع کارها درست شده بود. ایشان تاکید کردند که اگر این نامه یعنی گرفتن فیلم رو به من بدهند من حتما باید دوباره برای پیگیری کارم به کلانتری مراجعه کنم و فیلم را به ایشان تحویل دهم. چقدر جالب که ایشان اینقدر تاکید به پیگیری کار دارند !!!؟ اما...

خوب سریع به بیمه مراجعه کردم و مراحل اولیه کار را انجام دادم و به تعمیرگاه ارجاع داده شدم که این موضوع راحترین قسمت کار بود روز شنبه ساعت 1.30 دقیقه به بانک مراجعه کردم و تقریبا بعد از 30 دقیقه و دستور رئیس محترم بانک به قسمت کارگزینی ارجاع داده شدم برای دریافت فیلم. البته یادمون باشه که برای هر یک از این مراحل یا افراد مجبور بودم کل داستان دردناک دزدی از ماشینم رو تعریف کنم که چقدر ناراحت کننده بود.

مسئول محترم کارگزینی به من فرمودند که فردا صبح فیلم آماده هست و می توانم آن را داشته باشم.وای چقدر جالب که یک روزه همه کارها داره انجام میشه من چقدر خوشبخت بودم که اونجا پارک کرده بودم  بیچاره اونها یی که همون شب در بلوار اصلی میرداماد از ماشینشون دزدی شده بود (طبق گفته مامور حاضر در صحنه همون شب 6 مورد دزدی جلوتر از ماشین من انجام شده بود . این نشون دهنده امنیت اجتماعی من هم بود اما مهم نبود چون همه چیز زود روشن می شه و من به حق خودم می رسم.) .

با خیالی راحت از اداره مرخصی گرفتم و به سراغ کارهای ماشینم رفتم یعنی تعمیرگاه که بعدها متوجه شدم تنها جایی که به قول خودش عمل کرد همون صافکار زحمتکش بود که به من گفت فردا بعداظهر ماشینت آماده هست و واقعا درست سرساعتی که قول داده بود ماشین من رو با دریافت حق الزحمه خودش تحویل داد اتفاقا خیلی خوب هم کار کرده .

روز یکشنبه سرساعت 14.30 دقیقه برای گرفتن فیلم دزدی به بانک مراجعه کردم وقتی جلوی میز رئیس بخش ایستادم و ایشان من رو دید با ابراز تاسف و ناراحتی به من گفت که متاسفانه رئیس امروز نیامده و امکان اینکار نیست فردا یعنی روز دوشنبه دوباره مراجعه کنم. (کاملا معلوم بود که ایشان داره دروغ میگه!!!!؟؟؟؟؟ وای خدای من ببخشید از کلمه دروغ استفاده کردم نه ایشان گرفتار بوده و امکان انجام کار من رو نداشته) به هرحال روزنامه خودن هم وقت زیاد می برده  و ایشان هم بسیار گرفتار هستند. البته خدا کنه که این طور باشه حداقل اینکه کمی از اوضاع اطرافش با خبر میشه و کمی چیز یاد میگیره نه اینکه مشغول انجام کارهای شخصی خودش باشه چون مطالعه حداقل جنبه مثبت هم داره.

خلاصه تا روز 5 شنبه صبح ساعت 11.30 دقیقه هر روز به بانک مراجعه کردم اما رئیس هنوز نیامده بودند !!!!!!! روز پنجشنبه به من گفتند که چهره مجرمان کاملا معلوم هست و یک سی دی به من می دهند وای چقدر خوب بود که داشتم به حق خودم می رسیدم چقدر این بانک با هم همکای کرده بود حتی پول سی دی رو هم از من نخواستند .

وقتی کار آماده تحویل شد یک دفترچه جلوی من گذاشتند و به من گفتند که امضاء کنم و فردی که ظاهرا مسئول بود به من گفت که من باید هزینه بازبینی فیلم و کارشناسی رو بپردازم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته ایشان کاملا قاطعانه این حرف و زدند و اظهار کردند که این موضوع کاملا قانونی هست و باید در نهایت من این مبلغ رو بپردازم. من که کاملا تعجب کرده بودم به ایشان گفتم باشه حتما من اینکار رو انجام می دهم ولی وقتی که به حق خودم رسیدم . پاکت مهر وموم شده رو گرفتم و خارج شدم. لازم به یادآوری هست که من هیچ مبلغی پرداخت نکردم و از بانک به همراه یک سی دی حاوی فیلم دزدی از ماشینم که قرار بود به زودی من رو به حق خودم برسونه خارج شدم.

خیلی سریع با کلی آرزو وارد کلانتری شدم وقتی به افسر حاضر در کلانتری موضوع رو گفتم و شماره پرونده رو اعلام کردم ایشان حتی پاکت رو که بانک به من داده بود باز نکرد و حتی نگاهی هم به من نکرد و گفت : از روی تصویر متهم پرینت رنگی بگیر و بیا تا ببینیم که سابقه داره یا خیر؟ چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

واقعا من باید اینکار رو بکنم؟ خشکم زده بود و دایم به فکر سریال های تلوزیونی خودمون افتادم که  نیروی محترم انتظامی از طریق فیلم دوربین های حفاظتی در شهر تصویر متهم رو بازسازی می کنند وبا امکانات ویژه ای که دارند خیلی کوتاه آنها رو دستگیر می کنند و به سزای اعمال مجرمانشان می رسانند. خیلی زود از خواب و خیال پریدم و به دنیای واقعی خودم بازگشتم و بدون اینکه حرفی بزنم از کلانتری خارج شدم.تازه فهمیدم که امنیت اجتماعی من یعنی هیچی!!! پس من فقط برای گرفتن حق بیمه خودم باید به کلانتری مراجعه کنم تا نامه بگیرم و تایید ادعای من باشه که اموالم سرقت شده. در واقع من به سزای اعمال خودم رسیدم نه سارقان چون اونها خیلی راحت به کارشون رسیدن و اصلا هم یک هفته به دنبال کارهای اداری خودشون نبودن تقریبا فقط دو دقیقه طول کشید تا به حق خودشون از ماشین من رسیدند ولی من یک هفته دویدم تا اینکه متوجه شدم سرکار هستم!!!

حالا سئوال اصلی این هست که امنیت اجتماعی من یعنی هیچی، من از چه مرجعی باید پیگیری حقوق قانونی خودم رو داشته باشم ؟ آیا واقعا شهروندان خودشون برای دستگیری دزدان باید تصویر آنها را تهیه کنند؟ آیا واقعا کلانتری امکانات نداره یا اینکه اصلا برای اونها مهم نیست ؟ آیا واقعا آنها با داشتن شماره پلاک موتورسیلکت دزدان امکان دستگیری آنها نداشتند؟ به هر حال فکر کنم دزدها هم از این موارد کاملا با خبر هستند بنابراین خیلی با خونسردی کامل و مطمئن به کارهای خودشون ادامه می دهند حتی از دوربین های مداربسته پراکنده در شهر زیاد ناراحت نیستند چون که می دونند مردم عادی دسترسی به ابزاری ندارند که بتوانند آنها را شناسایی کنند و پلیس هم شاید فقط در مواردی خیلی مهم تر از این دستگاهها استفاده می کنه این دله دزدی های که زیاد مهم نیست بیمه خسارت مالباخته رو جبران خواهد کرد و دزدها هم که به کارشان می رسند.

پس بهتر هست که معنی امنیت اجتماعی رو کمی تغییر بدهیم تا اینکه هیچ یک از طرفین ضرر نکنند!!! به نظر شما بهتر نیست یک همزیستی مسالمت آمیز بین (دزد، مالباخته و نیروی محترم انتظامی) باشه تا همه به کارشان برسند و زیاد درگیر مسایل پیش پا افتاده نباشند.

 بنابراین یک توصیه بسیار خوب برای شما دارم که سعی کنید هم جلوی دوربین های سطح شهر راه برین یا اینکه ماشین خودتون رو جلوی آنها پارک کنید تا حداقل فیلم دزدی از خودتون یا ماشینتون رو داشته باشید تا با نگاه کردن به فیلم  از امنیت شهری خودتون لذت ببرین