صندوقچه

اطلاعات کلی سفر و مطالب مرتبط به گردشگری

دلالان بیمه‌ای
نویسنده : عماد عزتی خراسانی - ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢
 

ابوالفضل حلمزاده

 

صنعت بیمه چه جایگاهی در اقتصاد ایران یا دیگر نقاط جهان دارد؟

یکی از شاخصه‌های توسعه اقتصادی و گردش چرخ اقتصاد، حضور پررنگ بیمه‌هاست. این در حالی است که ضریب نفوذ بیمه‌ها می‌تواند مشخصا در زمینه توسعه اقتصادی اطلاعاتی را در اختیار مسئولان و دست‌اندرکاران قرار دهد.

البته همان طور که می‌دانید بیمه‌ها شاخصه‌های متفاوتی دارند که اصلی‌ترین آن را می‌توان در بیمه عمر یا همان زندگی توصیف کرد که نشانگر حضور بیمه‌ها در جوامع مختلف است. در این زمینه اگر بخواهیم جایگاه ایران را دریابیم، خواهیم دید متاسفانه درصد بیمه‌های زندگی ما در ایران کمتر از 3 درصد است. این در حالی است که در کشوری مثل هندوستان بیمه زندگی ضریب نفوذی حدود 97 درصد دارد که می‌توانیم روی قدرت بیمه‌های دیگران در هندوستان ببینیم.

تاثیر صنعت بیمه در تجارت بین‌المللی چقدر است؟

همان طور که می‌دانید ارتباط تجارت بین‌المللی با صنعت بیمه رابطه‌ای غیرقابل انکار است که نمی‌توان برای هیچ‌کدام آینده‌ای تنها متصور شد.

همان طور که می‌دانید در تجارت بین‌المللی ریسک زیاد است و بیمه هم پوشش آنها را تضمین می‌کند. پس هرچه بیمه قوی‌تر باشد، نشانه رونق و توسعه اقتصاد و تجارت بین‌المللی است.

نظر شما درباره تاثیر تحریم‌ها در صنعت بیمه چیست؟

همه فعالان بیمه می‌دانند که قبل از تحریم‌های یکجانبه غرب علیه ایران، برخی بیمه‌ها مثل لویدز یا دیگر بیمه‌های معتبر جهان دوباره موارد بیمه شده ایران را تحت پوشش کامل خود قرار می‌دادند، اما پس از تحریم‌ها کلا این بیمه‌های اتکایی قطع شد و بیمه‌های ایران به صورت تنها در میدان بزرگی باقی ماندند. در این زمینه حتی بیمه‌های درمانی هم ارتباطش قطع شد و مجبور شدیم خودمان با اعتبار بیمه مرکزی اقدام به صدور بیمه‌های اتکایی کردیم.

به نظر شما صنعت بیمه ایران نیز انحصاری است؟

بله ، کافی است به سئوال قبلی کمی توجه داشته باشید یعنی فعالیت 113 شرکت بیمه در ایالات متحده آمریکا درحالی که امروز ما در کشورمان تنها 25 تا 30 شرکت فعال داریم که برای 97 درصد مردم فعالیت می‌کنند این کافی نیست و معنی انحصار خواهد داشت. همین موضوع باعث می‌شود رقابت سالم شکل نگیرد. قبل از انقلاب حدود 120  شرکت بیمه‌ای خارجی در کشورمان فعالیت می‌کرد به عنوان مثال یکی از آنها بیمه پان آمریکن بود که پس از انقلاب در بیمه دانا ادغام شد. 

اتفاق بیمه توسعه چه تاثیری به اعتماد مردم نسبت به صنعت بیمه داشته است؟

قطعا بی‌تاثیر نیست و از آنجایی که صنعت بیمه براساس اعتماد بنا شده است، دچار مشکل خواهیم شد، اما مشکل اصلی در برخورد خود مسئولان با این اتفاق بوده،‌ چون حاضر به مسئولیت‌پذیری نبودند، به عنوان مثال برخوردی که رئیس کل بیمه مرکزی با این موضوع کرده، باعث دامن زدن به موضوع شد و باعث متشنج شدن بیشتر جامعه شده است. اگر به اصل قانون بیمه در این زمینه توجه داشته باشیم، می‌بینیم در اصل 44 قانون بیمه آمده است که اگر به هر دلیل یک شرکت بیمه ورشکست شد و به مشکل مالی خورد، تمام موارد و مسئولیت‌ها به بیمه ایران منتقل خواهد شد و از آن پس بیمه ایران کنترل امورش را به عهده خواهد گرفت و بیمه مرکزی هم در این زمینه وارد خواهد شد،‌ چون به طور کلی همه شرکت‌های بیمه در ایران موظف هستند 25 درصد از رشته‌های غیر بیمه عمر و 50 درصد از بیمه‌های عمر را باید نزد بیمه مرکزی خودالقایی کنند، یعنی این‌که دوباره آنها را بیمه کنند. بنابراین در هر شرایطی که باشد، این درصدها که نزد بیمه مرکزی بیمه شده چه اتفاقی افتاده که بیمه مرکزی حاضر به قبول تعهدات خود نبود، جای سؤال است که چطور بیمه توسعه این قانون را رعایت نکرده و بیمه مرکزی به آن واکنش نشان نداده است و همین جو ایجاد شده و برخورد غیرحرفه‌ای برخی مسئولان باعث شده تا بسیاری از مشتریان به شعب مختلف بیمه مراجعه می‌کنند و بیمه‌های عمر خود را خیلی زودتر از موعد بازخرید می‌کنند که همین زیان گسترده‌ای به بیمه‌ها زده است، چون همان‌طور که می‌دانید بیمه عمر جزو یکی از سودآورترین انواع بیمه در صنعت بیمه‌ای جهان است. این در حالی است که پس از کلی کش و قوس تازه همین چند روز پیش بود که بیمه مرکزی اعلام کرد کلیه امور مربوط به بیمه توسعه را بیمه ایران بر عهده گرفته است، اما متاسفانه هیچ رسانه‌ای این خبر به این مهمی که می‌تواند انسجام و اعتماد نظام بیمه‌ای کشور را مشخص کند، انعکاس ندادند.

به نظر شما اکنون چه کار می‌شود انجام داد تا بیمه با این معضل دوباره اعتماد گذشته را به دست آورد؟

قبل از هر کاری، مهم‌ترین کار در این زمینه، شفاف‌سازی و آگاهی دادن به مردم به عنوان بازار هدف صنایع بیمه‌ای خواهد بود، چون بنابر سوءتفاهمی که چند روز پس از سخنان آقای امین در رسانه شد،‌ بسیاری از مردم فکر می‌کنند بیمه‌ها هیچ پولی که پشتوانه زیان احتمالی آنها باشد، نزد بیمه مرکزی ندارند که البته این کاملا صحیح و درست است، چون هیچ بیمه‌ای نزد بیمه مرکزی پولی ندارد، در حالی که طبق قانون بیمه در ماده 51 و 61 قانون مشخص کرده که همان بیمه‌های اتکایی که نزد بیمه مرکزی از تمام بیمه‌های دیگر وجود دارد، پوشش‌دهنده مشکلات احتمالی در این زمینه است که اصلا نیازی به پول نقد نیست.

به نظر شما اگر کسی قصد خرید خدماتی از بیمه داشته باشد، چگونه می‌تواند از جایگاه شرکت مورد نظرش آگاه شود؟

من به تمام متقاضیان خدمات بیمه‌ای توصیه می‌کنم قبل از هر کاری با مراجعه به سایت بیمه مرکزی ایران نسبت به درصد شاخص توانگری بیمه‌هایی که قصد خرید آنها را دارند، خوب دقت کنند و پس از آن اقدام به خرید خدمات نمایند. در این شاخص‌ها که از شماره 101 تا 105 رتبه‌بندی شده است و هر شرکتی که عدد 105 را به خود اختصاص داده،‌ در واقع شرکت ضعیفی هست که نمی‌توان زیاد به خدمات آن امیدوار بود و به همین ترتیب هرچه به سمت عدد 101 بیاییم،‌ قدرت بیمه افزایش خواهد یافت.

اما در حال حاضر مشکل بزرگ‌تری که صنعت بیمه را تهدید می‌کند، بازاریاب‌های غیرمعتبر هستند که علاوه بر ایجاد خسارت‌ برای متقاضیان، باعث ضربه زدن به اعتبار شرکت‌های بیمه شده‌اند، این بازاریاب‌ها اکنون در جمع گسترده‌ای به صورت غیررسمی مشغول فعالیت هستند.

این مشکل زمانی حاصل می‌شود که پورسانت‌های خوبی در بیمه‌های زندگی به آنها داده می‌شود و همین امر باعث ورود افراد غیرمتخصص به صنعت بیمه شده است، چون گاهی اوقات این پورسانت تا 70 درصد از حق بیمه در طی مدت بیمه خواهد بود که عامل حضور دلالان غیررسمی در صنعت بیمه شده است. گاهی متوجه شده‌ایم این افراد با استفاده از اعتماد مردم نسبت به برند یک بیمه موفق به دریافت حق بیمه از مشتری به صورت شخصی شده‌اند و آن مبلغ را به حساب شرکت بیمه‌کننده واریز نکرده‌اند و در نهایت نه‌تنها پول مشتری از بین می‌رود، بلکه اعتماد مردم به یک شرکت بیمه که حاصل زحمت چند ساله بوده نیز از بین خواهد رفت.

به نظر شما حضور دلالان باعث صدمه زدن به صنعت بیمه نیست؟

ببینید اصل حضور دلالان در صنعت بیمه غیرقابل انکار و به نوعی لازم  است،‌ چون به نوعی باعث رونق کار هستند و در سراسر جهان هم‌اکنون این افراد مشغول فعالیت و فروش بیمه‌نامه‌های مختلف هستند، پس در کل باعث زیان نیستند، بلکه باعث رونق‌اند، اما مشکل اینجاست که در ایران این افراد به صورت قانونی و تحت نظارت فعالیت نمی‌کنند و غیرقانونی در صنعت بیمه فعالیت دارند، در حالی که اگر حضور این افراد در نظام بیمه‌ای ایران به صورت رسمی و قانونی شکل بگیرد، حتی می‌توان از آن به عنوان نکته‌ای مثبت یاد کرد.

اگر دقت کرده باشید، به طور کلی مراجعه حضوری به شرکت‌های سهامی بیمه از سوی متقاضیان خدمات بسیار کم صورت می‌گیرد،‌ در حالی که اکثر این فرآیند از طریق نمایندگی‌ها و افراد زیرمجموعه آنها صورت می‌گیرد که حکایت از لزوم حضور دلالان در صنعت بیمه دارند، اما حضوری قانونمند نه بدون برنامه.

بطور کلی روند کار چگونه است که دلالان وارد صنعت بیمه شده‌اند؟

ببینید روند کار اینگونه است که مثلا درباره فروش بیمه عمر اصولا به دو طریق کار انجام می‌شود یکی از طریق بیمه‌ها فروخته می‌شود که درصدی معادل 5 درصد به خود اختصاص داده است چون واقعا کسی به شرکت سهامی بیمه مراجعه نمی‌کند برای بیمه عمر بنابراین 95 درصد بازار از طریق واسطه‌ها و نمایندگی‌ها انجام می‌شود که در این بخش هم با دو روش موجود است اول اینکه نمایندگی از سوی شرکت بیمه مادر اقدام به فروش می‌کند یا اینکه در روش بعدی کارگزار است که فروش را انجام می‌دهد.

پای دلالان در بخش کارگزاری وارد موضوع می‌شود چون این کارگزاران که در سیستم بیمه مرکزی به کد 5000 معروف هستند خود برای بالابردن سهم درآمدی اقدام به واگذاری کار  به نمایندگانی دیگر می‌کنند که در این صورت کنترل کمی مشکل است این نمایندگی‌ها با انتشار آگهی‌های استخدام در روزنامه‌ها برخی افراد جویای کار را برای فروش بیمه نامه به کار می‌گیرند. این بازاریاب‌ها که در این بخش فعال می‌شوند معمولا کمترین آموزش فروش را دیده‌اند و به میزان بسیار ناچیزی از تبصره‌ها و شرایط بیمه خبردارند. از این رو به دلیل آشنا نبودن این افراد هم مشکلاتی برای بیمه‌گذاران رخ می‌دهد و هم برای شرکت‌های سهامی.

به نظر شما نقش آموزش در ارایه خدمات بیمه‌ای چیست؟

اصل بیمه و صنعت بیمه در معرفی و ارایه صحیح اطلاعات به متقاضیان است و به این روش است که می‌توان اعتماد بیمه‌گذار را برای خرید خدماتی جلب کرد. چون متقاضی برای دریافت خدمات با یک صورت مسئله واضح به شما مراجعه می‌کند اما هیچ اطلاعی از تبصره‌ها و ماده واحده‌ها ندارد بنابراین او انتظار دارد شما شفاف تمام موارد را برایش توضیح داده تا بتواند خوب تصمیم گیری نماید حالا اگر این اتفاق نیافتد و خریدار خدمات تجربه خوبی از این نوع خدمات نداشته باشد چطور می‌توان انتظار مراجعه بعدی را داشته باشیم.

این درحالی است که واسطه یا همان دلالان که آموزش ندیده‌اند ممکن است در شرایطی برای جلب نظر خریدار به دروغ نیز متوسل شوند چون صرفا به دنبال دریافت پورسانت خود هستند. بنابراین اگر فرد آموزش‌های لازم را دیده باشد بدون اینکه از راه غیر واقعی وارد شود می‌تواند با ارایه مدارک و توضیح دادن امکانات خدمات بیمه‌ای که قصد فروش آن را دارد نظر مساعد خریدار را جلب کرده و با ثبت تجربه‌ای مناسب در ذهن او باعث رونق کسب و کارش شود.

آیا بیمه مرکزی در این زمینه یعنی جلوگیری از حضور دلالان ناآگاه گام موثری برداشته است؟

بله در این زمینه بیمه مرکزی از حدود یک سال پیش مقرر کرده تمام شرکت‌های بیمه‌ای موظف به معرفی بازاریاب‌های خود در سایت هستند، اما به عقیده من باید این موضوع رسانه‌ای شود تا مردم نسبت به حقوق قانونی خود مطلع باشند و از آن استفاده کنند تا مواردی چون کلاهبرداری‌ها در این قسمت به وجود نیاید.

این تصمیم اگرچه کاملا صحیح است اما آیا واقعا امروز مردم کشورمان در این باره چیزی شنیده‌اند؟ یا اینکه صرفا دستورالعمل در سایت‌های مخصوص خود نمایندگی‌ها منتشر شده و افراد عادی هیچ اطلاعی از آن ندارند.

شما به بیمه عمر زیاد اشاره کردید دلیل این موضوع چیست؟

همانطور که قبلا هم اشاره شد یکی از شاخصه‌های توسعه یافتگی جوامع تعداد بیمه‌نامه‌های سرمایه‌عمر است به عنوان مثال اکنون در ایالات متحده آمریکا 97 درصد مردم دارای بیمه عمر هستند و تنها 3 درصد به هر دلیلی در این زمینه وارد نشده‌اند درحالی که همین امروز در کشور آمریکا 114 شرکت بیمه‌ای برای متقاعد کردن همان سه درصد باقیمانده مشغول فعالیت و رقابت سالم هستند . اما در کشورمان ایران 97 درصد مردم اصلا نمی‌دانند بیمه‌عمر چه مزایایی داشته و چگونه می‌تواند آینده‌ای درخشان را برای آنها تضمین نماید.